به گزارش اصفهان زیبا؛ در سالهای اخیر خبرهای زیادی از افتتاح گذرهای گوناگون در شهرهای مختلف کشور به گوش میرسد که همه آنها برای کاربری گردشگری و تفریحی ایجاد شدهاند. یکی از این گذرها، گذر غذاست که نمونه آن در شهرهای مختلف کشور ساخته شده است؛ مثل گذر غذا در کرمان، سیرجان، قزوین و شرق تهران که نمونههایی از این موارد است.
ساختوسازهای مختلف در فضاهای شهری همیشه بر این اساس صورت میگیرد که فضاهای غیرقابل استفاده یا دارای کاربری نامناسب را بر اساس الگوی جدید شهر مناسبسازی کنند.
یکی از انواع ساختوسازهایی که در فضای عمومی شهرها اتفاق میافتد، ایجاد گذر یا پیادهراه است که به دلایل گوناگون صورت میپذیرد.
در اکثر موارد دلایلی همچون تأکید بر توسعه گردشگری و بازآفرینی و استفاده از فضاهای مرده، ناامن و بیاستفاده شهری ذکر میشود که مدیران را به ایجاد گذرها ترغیب میکند.اصفهان نیز از این مورد مستثنانبوده و ظاهرا مدیریت شهری همگام با شهرهای مذکور درصدد است چنین گذرهایی را در اصفهان راهاندازی کند.یکی از مسئولین شهری اسفند سال گذشته در این رابطه گفت:
«یکی از اهدافی که در این منطقه دنبال میکنم، ایجاد “گذر غذا” از طریق مشارکت در لایه اول خیابان آتشگاه (در یکی از خیابانهای فرعی این خیابان) است که در این راستا با اتحادیه فستفود مذاکراتی انجام شده و در ادامه باید با اداره اماکن عمومی نیز مذاکراتی شود.
هدف این است که در ایام تابستان در گذر غذا از اغذیهفروشیهای سیار استفاده کنیم؛ بنابراین آماده همکاری با مشارکتکننده بخش خصوصی برای اجرای این طرح همچون “بازار شبانه” در کلانشهرهای همدان، تهران و مشهد هستیم.»
البته قبل از این و در نوروز سال 1402، اولین گذر گردشگری و غذایی شهر اصفهان در مجموعه گردشگری شهر رؤیاها اصفهان افتتاح شد که فقط به ایام نوروز اختصاص داشت و همزمانی این ایام با ماه مبارک رمضان، موجب شده بود این گذر به بهرهبرداری برسد.
با این حال ایجاد گذر غذا سؤالاتی را به ذهن متبادر میکند.
درهمتنیدهشدن استدلالهای مربوط به بهبود گردشگری و پویایی اقتصاد محلی از یک سو و بازآفرینی درست از فضای مرده و ناامن شهری موجب میشود این زنگ خطر به صدا در آید که ممکن است این گذر نیز به سرنوشت سایر گذرها یا فضاهای مردهای دچار شود که با هدف احیا، دچار تغییر کاربری شده و اکنون به شکل مضاعفی بیدفاع شدهاند یا قرار است اتفاقاتی از جنس گذرهایی در آن رخ دهد که اکنون به معضلی فرهنگی و اجتماعی برای شهر تبدیل شده اند.
بهطورکلی اگر قرار باشد گذری با هدف تبدیل فضای بیدفاع و ناامن به فضایی قابل استفاده و مؤثر شهری ایجاد شود، سؤال بنیادینی که باید طرح کرد در خصوص بافت محله مورد نظر است. آیا محلهای که قرار است در آن گذر ایجاد شود، غالب بر گذر خواهد بود یا آن گذر محله را در خود حل خواهد کرد؟
اگر بخواهیم کمی مسئله را روشن کنیم، باید بگوییم درصورتی که گذر غذا در یک محله ایجاد شود، قرار است چه نوع افرادی در آن پای بگذارند؟
شهروندان معمولی که دنبال گذراندن اوقات فراغت خود هستند، محلیهای بومی که جایی برای تفریح ندارند یا افراد و گروههایی که به دنبال جایی برای شبگردی و دورهمنشینی شبانه بدون محدودیت هستند؟
باید بدون تعارف به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این گذرها در نهایت جایی است برای گذران وقت خانوادهها یا گذران وقت شبگردها؟ نمونه چنین موردی را میتوان در منطقه پارک ناژوان مشاهده کرد.
اگرچه این پارک جنگلی که در دو طرف رودخانه زاینده رود قرار دارد، به وسیله شهرداری ساماندهی شده و دارای مراکز تفریحی و گردشگری متعددی است اما شبنشینیهایی که اکثر اوقات در این پارک شاهد آن هستیم، حکایت از جنبه دیگر ماجرا دارد.
بسیار اتفاق افتاده است که بعد از گذشت چند ساعت از غروب آفتاب، بسیاری از کسانی که به صورت خانوادگی قصد دارند در این منطقه تفریح کنند، رفتن را به ماندن ترجیح میدهند؛ چون شاهد حضور افرادی هستند که به دلیل ناهنجاریهای اخلاقیِ غیرقابل کنترلی که به بار میآورند، از همجواری با آنها احساس ناراحتی و گاهی خطر میکنند.
به همین دلیل سالهاست هویت گردشگری تفریحی منطقه ناژوان، تحت تأثیر چنین اتفاقاتی قرار گرفته و دچار اضمحلال شده است؛ به عنوان مثال، این منطقه که به ریههای اصفهان شهرت دارد و جزو مناطقی با تراکم باغ و درختکاری بسیار است، به معضل غیرقابل کنترلِ آتشزدن چوب و تنه درختان در شبنشینیهای کنار جاده اصلی آن دچار است.
این نمونه کوچکی است از اینکه اگر به همه جوانب دقت نشود، معضلاتی بهوجود میآید که کنترل آن تقریبا غیرممکن است.
این وضعیت را با گذر چهارباغ مقایسه کنید. در این گذر ما نه شاهد آتشزدن چوب یا تنه درختان هستیم؛ نه حتی مصرف بعضی از مواد غیرمجاز.
اما از جنبهای دیگر این بخش از شهر دچار معضل شده است.
این بخش که در مرکز شهر اصفهان قرار دارد و رابط بین محلههای قدیمی شهر اصفهان با یکدیگر و در نهایت راه اتصال آنها با میدان قدیمی نقش جهان به عنوان نماد اصلی اصفهان است، اکنون به محلی برای تجمع و دورهمنشینی گروههای ضداجتماعی و حاشیهای تبدیل شده که از نقاط مختلف شهر در آن جمع میشوند و از آن مکان به عنوان پاتوق استفاده میکنند.
چندی پیش یکی از کسانی که در زمینه اصفهان و هویت آن دغدغهمند است، گفته بود اگر اصفهان را به عنوان یک داستان درام درنظر بگیریم، شخصیت اصلی آن چهارباغ است و اگر کسی میخواهد اصفهان را بشناسد و یک اصفهانی، میخواهد اصفهانیبودن خود را درک کند، باید به چهارباغ برود و در آن قدم بزند.
اگر از منظر این نقلقول به چهارباغ نگاه کنیم، این سؤال مطرح است که آیا وضعیت فعلی چهارباغ، نمادی از اصفهان واقعی و تاریخی است؟
همین مسئله درباره ناژوان نیز مطرح است؛ اما به شکلی دیگر. این منطقه نیز به دلیل حضور افرادی که از آن برای شبنشینیهای غیرمتعارف استفاده میکنند، تبدیل به مکانی غیر از محلی برای طبیعتگردی شده و معنای فضای سبز به عنوان استفاده از طبیعت آرام و تمیز را از دست داده است.
مشخص است آنچه در چهارباغ اتفاق میافتد، با آنچه در ناژوان رخ میدهد متفاوت است؛ چون هم آنچه از نظر تاریخی از این دو مکان در ذهن مردم نقش بسته متفاوت است و هم افرادی که در این مکانها حضور پیدا میکنند، با هم تفاوت دارند؛ ولی نتیجه یکی است و آن، قلب هویت این دو میراث مهم اصفهان است.از این دو مثال چه نتیجهای میتوان گرفت؟
مهمترین نتیجه این است که تا زمانی که نتوانیم بین کاربری مورد استفاده یک منطقه با تاریخ و بومیت آن منطقه نسبت برقرار کنیم، غالبشدن کاربری جدید بر محله قدیم اجتنابناپذیر است.
پس در ارتباط با «گذر غذا» هم این مسئله را باید مورد توجه قرار داد؛ یعنی پیامد محلی آنچه در ناژوان و چهارباغ رخ میدهد، یکی است؛ ولی جنس اتفاقات به دلیل جنس افرادی که اتفاقات را رقم میزنند متفاوت است؛ بنابراین ایجاد گذر غذا در منطقهای از شهر مثل آتشگاه که محصور در محلههای مختلف است، نیاز به ارزیابی درستی از این دارد که این مکان در آینده پاتوق چه افرادی برای چه کارهایی میشود.
نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که غذا همچون سایر محصولات فروشگاهی از قبیل لباس نیست که فقط به صرف کالای مصرفی به آن نگاه شود؛ بلکه غذا بسته به اینکه غذای بومی و محلی باشد یا از نوع فست فود، کارکرد هویتبخش نیز دارد.
بر همین اساس، گذر غذا خود میتواند نوع خاصی از هویت منطقهای را ایجاد کند؛ بنابراین نوع غذا در جذب نوع افرادی که به آن منطقه برای گردشگری و تفریح میآیند، مؤثر است.
طبق آنچه در اخبار آمده است، مسئول مربوطه گفته قرار است با اتحادیه صنف فستفود در این زمینه قراردادی منعقد شود؛ این یعنی ایجاد گذر فستفود تا ایجاد گذر غذا! بدیهی است که اگر این گذر از نظر غذایی امتیاز و حتی تمایزی با سایر مناطقی از اصفهان که غذا در آن سرو میشود نداشتهباشد، برای گردشگر خارجی اهمیت چندانی نخواهد داشت.
این نکته را باید بدانیم که در بسیاری از نقاط دنیا گذرهای غذایی وجود دارد که در آن یک کشور خارجی تبلیغ میشود و کشور موردنظر برند آن گذر به حساب میآید؛ مثلا گذر غذای هند در لندن یا دبی، محبوبیت زیادی بین شهرمندان آن کشورها دارد یا گذر غذاهای آسیایی در شهرهایی مثل کوپنهاگن، ادینبرو و دوبلین؛
اما وقتی در گذر غذایی که قرار است ایجاد شود، از همان ابتدا بنا بر این باشد فستفود به فروش برسد، چه برند یا چه تصویری قرار است از این گذر به سایر گردشگران خارجی و داخلی ارائه شود؟ حداقل وجه تمایز میتواند این باشد که غذاهای محلی و بومی استان اصفهان که به ثبت ملی هم رسیدهاند، در این گذر طبخ و به مصرف برسند تا وجه تمایزی به جز جایی برای دورهمنشینی نیز داشته باشد.
از طرف دیگر به نظر میرسد این پروژه، مکمل کلان پروژه «زیست شبانه» باشد که در شهرهای مختلف در حال ترویج است و ما قبلا در روزنامه اصفهانزیبا در گزارشی تحت عنوان «معنای شب را عوض نکنید!» به مسائل ناشی از آن پرداختهایم.
در آنجا نیز بیان شد، زیست شبانه موجب میشود زیست عادی محلهها به خطر بیفتد. عموما در محلههای مختلف شهر، شب زمان آرامش و سکون است؛ اما زیست شبانه موجب میشود نه تنها در طول روز، بلکه در طول شب، محلهها سکون را تجربه نکنند.
آیا وجود فعالیتهای شبانه برای محله خطرآفرین است؟ پاسخ به این سؤال مثبت است؛ چون وقتی یک محله آرامش شبانه خود را از دست بدهد، به معنای این است که افرادی غیر از افراد بومی محله که برنامه روزمره زندگی آنها، سکون در شب است، وارد این محل شدهاند.
حضور افراد غیربومی، آن هم به صورت مداوم و در ساعاتی غیر از ساعتهای متداول روز، ناهنجاریهای غیرقابل کنترلی را برای محله موردنظر ایجاد میکند و بومیت محله را تحت تأثیر قرار داده و آن را کمرنگ میکند؛ بنابراین به نظر میرسد در ایجاد «گذر غذا» علاوهبراینکه باید به تجربههای شهرهای دیگر توجه کرد، باید چند مسئله مهم را نیز مدنظر قرار داد: اول اینکه این گذر قرار است پاتوق چه افرادی شود؟
دوم اینکه این افراد چه نسبتی با بومیبودن و هنجارهای محله برقرار میکنند؟ سوم اینکه در گذر غذا، آیا قرار است نوع غذا تغییراتی در هویت محل ایجاد کند یا خیر؟ اگر این تغییرات ایجاد میشود، به نفع چه کسانی است؟ به نفع مردم ساکن یا مردم درحال گذر از محله؟
در تمام این سؤالاتی که مطرح شد، محلهای که قرار است در آن طرح گذر غذا اجرا شود، اولویت دارد. اولویت آن هم از نوع بافتی است، نه اقتصادی؛ یعنی حفظ بافت محل و برهمنخوردن نظم امور جاری در آن اهمیت دارد. در زمانهای که شهر در ابعاد مختلف در حال ازهمگسستن است، یکی از راههای حفظ شهر، حفظ محلههاست و نباید با طرحهای غیراستاندارد، موجودیت آن را تهدید کرد.



