نقدی بر تولید محتوا در ادبیات کودک اصفهان در زمینه تکثرگرایی و تولید همبستگی ملی

ادبیات کودک اصفهان چقدر به همبستگی ملی کمک کرده است؟

رهبر معظم انقلاب در دیدار با زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در تاریخ 1/1/1384 فرموده‌اند: «مهم‌ترين سلاح ملت ايران براى خنثى كردن تهديدها، همبستگى ملى و همدلى است.»

تاریخ انتشار: ۰۹:۲۷ - پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
ادبیات کودک اصفهان چقدر به همبستگی ملی کمک کرده است؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ رهبر معظم انقلاب در دیدار با زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در تاریخ 1/1/1384 فرموده‌اند: «مهم‌ترين سلاح ملت ايران براى خنثى كردن تهديدها، همبستگى ملى و همدلى است.»

آنچه تک‌تک ملت ایران طی جنگ تحمیلی دوازده‌روزه به دنبال حمله گستاخانه اسرائیل به کشورمان با تمام وجود دریافتند و حس کردند، ایجاد همین همبستگی ملی و همدلی بود و آنچه بر همه جهانیان آشکار شد و همگان به آن اعتراف کردند، مقابله با این تهدید بی‌سابقه به وسیله همین همبستگی یگانه بود. در این بین اما هوشمندان و دغدغه‌مندان جامعه به دنبال رصد و شکار فرصت‌های ایجادشده برآمدند تا عمر این همبستگی بی‌سابقه بیشتر شود و دوام بیشتری یابد.

از سوی دیگر، نسل امروزی و نوجوانان و کودکان نسلی بودند که این اتحاد و یک‌رنگی را برای اولین‌بار و تا این اندازه ملموس دیدند و خودشان نیز نقش بی‌بدیلی در ایجاد آن ایفا کردند. اما باید چه کرد تا این همبستگی پایدار بماند؟

یکی از حوزه‌هایی که می‌توان از طریق آن به این مهم دست یافت، بدون شک ادبیات است. بروز جنگ تحمیلی دوازده‌روزه سؤالات بسیاری را در ذهن‌ها روشن کرد که یکی از پرسش‌ها این است: نقش ادبیات در معرفی هویت ملی و ایجاد همبستگی بین نسل امروز چیست و این ادبیات باید دارای چه مؤلفه‌هایی برای نقش‌آفرینی باشد؟ ناهید رحیمی، نویسنده نجف‌آبادی و کارشناس ادبیات کودک، پاسخ به این پرسش‌ها را با اصفهان‌زیبا در میان گذاشته تا بدانیم چگونه باید بین ادبیات و آموزش اتحاد و حفظ همبستگی میان نسل امروز پل بزنیم.

بنای پایه‌های هویت ملی در کودک به وسیله داستان

ادبیات نخستین پنجره‌ای است که کودک ازطریق آن با جهان پیرامونش آشنا می‌شود. وقتی ما در داستان‌هایمان از افسانه‌‌ها و قهرمانان تاریخی‌مان، آیین‌ها و لباس‌ها و زبان‌ها و قوم متنوع کشورمان حرف می‌زنیم، در واقع پایه‌های هویت ملی را در ذهن و دل کودک بنا می‌کنیم و او با این روایت‌ها احساس تعلق پیدا می‌کند و می‌فهمد که ریشه دارد و بخشی از یک تاریخ و فرهنگ بزرگ است. ادبیات کودک همان اولین مدرسه بی‌کلاس و بدون دیوار هویت است. در سال‌های اولیه زندگی، کودک هنوز وسیله مناسبی برای شناخت مفاهیم بزرگ ندارد؛ اما از طریق همان داستان و شعر و افسانه و تصویرسازی، مفاهیمی مثل هویت، تعلق، وطن، تاریخ و فرهنگ را در ادبیات می‌خواند و نقد می‌کند.

هویت ملی امری تحمیلی نیست

ماریا مونته‌سوری، پزشک و روانشناس ایتالیایی، از ابداع‌کنندگان روش‌های نوین آموزشی کودکان بود و روش‌هایش به «روش‌های مونته‌سوری» معروف است. ایشان جمله زیبایی دارد که می‌گوید کودک از طریق تخیل، دنیای واقعی را کشف می‌کند و ادبیات تخیل را به کودک هدیه می‌دهد. نویسنده‌های بزرگ همواره در آثارشان، کودکان را با ریشه‌ها و افسانه‌ها و جغرافیای فرهنگی‌شان آشنا می‌کنند؛ چون می‌دانند که هویت ملی امری تحمیلی نیست و احساسی است که باید درونی شود. نمی‌شود به بچه چیزی را تحمیل کرد؛ بلکه ارزش‌ها باید در وجودش ایجاد و درونی شود.

کودک کتاب‌خوان، پاسدار ارزش‌هاست

ادبیات کودک می‌تواند چهره سرزمین را برای کودک تصویرسازی و نقاشی کند؛ از لباس و غذا تا اسطوره‌ها و فرهنگ قهرمانان. هرچه این روایت‌ها دقیق‌تر و زنده‌تر و صمیمی‌تر باشد، کودک با افتخار می‌گوید این قصه ماست و این فرهنگ و کشور و هویت من است.

نلسون ماندلا هم در این زمینه می‌گوید اگر با کودک با زبان خودش حرف بزنی، حرفت حتماً به قلبش می‌نشیند. ادبیات کودک اگر درست عمل کند، مسلماً مسائلی را در وجود کودک نهادینه می‌کند که ممکن است سال‌ها بکوشند تا کسانی آن‌ها را در بزرگسالی برای یک ملت نهادینه کنند.

پس اینجاست که اهمیت وجود تصویرسازی‌های ادبیات کودک، اهمیت پیدا می‌یابد و متوجه لزوم این‌ها در صحنه زندگی هر کودکی می‌شویم. ادبیات همان زبان قلب است؛ زبانی که اگر با آن از وطن بگوییم، کودک حتماً در آینده پاسدار ارزش‌هایمان می‌شود.

در حال حاضر، کودکانی به‌شدت هویت‌گریز را در جامعه می‌بینیم. منظورم هویت‌هایی است که جامعه به آن‌ها تحمیل می‌کند؛ زیرا خانواده به‌عنوان آن نهاد اصلی که باید هویت را برای کودک تعریف و آن را درونی کند، از کتاب و آگاهی استفاده نمی‌کند؛ بنابراین ما با خیل عظیمی از کودکانی مواجهیم که بسیار هویت‌گریزند؛ چون اصلاً آگاهی در این زمینه نداشته‌اند.

احترام به تفاوت‌ها و نگاه همدلانه، دو مؤلفه مهم برای ایجاد همبستگی از طریق ادبیات

همبستگی ملی از احساس با هم بودن شکل می‌گیرد. ادبیات کودک می‌تواند این احساس را از راه روایت‌هایی که احترام به تفاوت‌ها را آموزش می‌دهد، تقویت کند. وقتی مخاطب داستان‌هایی را می‌خواند که در آن از اقوام و زبان‌ها یا مناطق مختلف ایران، کودکانی هستند که همکاری می‌کنند، دوستی می‌سازند و چالش‌ها را کنار هم پشت سر می‌گذارند، یاد می‌گیرند که ما مهم‌تر از تنوع فرهنگی هستیم. سال‌های اخیر از این قصه‌ها زیاد داشته‌ایم.

یکی از مؤلفه‌های ادبیات کودک، نگاه همدلانه است. نگاه همدلانه نویسنده به تمام کودکان سرزمینش می‌تواند پلی باشد برای ایجاد همدلی بیشتر و همبستگی پایدارتر؛ با‌این‌حال، متاسفانه امروزه برخی از قشر بیشتر از سایرین در کشور ما مورد توجه‌اند و کتاب‌هایشان بیشتر دیده و معرفی می‌شود و تبلیغات گسترده‌ای در این خصوص وجود دارد و این آسیب بزرگی برای همدلی و همبستگی ایجاد می‌کند.

پرداختن بیش از حد به یک طیف، مردم را از آن همبستگی دور می‌کند؛ زیرا وقتی انواع سلایق را نمی‌بینیم، مسلماً در این زمینه با شکست مواجه می‌شویم و نمی‌توانیم از طریق ادبیات به همبستگی لازم دست یابیم و رشد کنیم. به این صورت، ادبیات انحصاری می‌شود؛ درحالی‌که تنوع فرهنگی و قومی هر روز دارد بیشتر از قبل خودش را نشان می‌دهد.

ادبیات کودکی نردبانی برای رسیدن به همبستگی ملی است و ما از این طریق می‌توانیم گام‌های خیلی مؤثری برداریم، به شرطی که نگاهمان جهان‌شمول و غیرانحصاری و همدلانه باشد. این مهم است که نویسنده‌ای از جامعه غیر‌مذهبی درک کند که چگونه از کودکان غزه بنویسد یا نویسنده مذهبی‌نویس باید درک کند کودک نسل امروز که کاملاً با تکنولوژی حرکت می‌کند و از فضاهای مذهبی کمی دور است، چه نگاهی دارد. وقتی این نگاه‌ها را به هم نزدیک کرده و آن را جهان‌شمول‌تر کنیم، مسلماً اتفاقات نیکی می‌افتد.

ادبیات تهرانی، پنجه در پنجه ادبیات ملی!

ژاکلین وودسون، نویسنده آمریکایی برنده جایزه هانس کریستین اندرسن، می‌گوید داستان‌ها پلی میان آدم‌ها هستند. وقتی صدای دیگری را می‌شنوید، دیگر نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید و من این نکته را در داستان‌هایم رعایت می‌کنم و می‌کوشم با آدم‌های مختلف با طیف‌های مختلف مذهبی و غیرمذهبی و با هر نوع نگاهی ارتباط بگیرم تا بتوانم بفهمم نگاهشان به جهان چگونه است و چطور می‌شود به ایشان نزدیک شد و چه خواسته‌ها و علایقی دارند.

این کمک بسیاری می‌کند برای اینکه قلم مؤثرتری در زمینه ادبیاتمان داشته باشیم و کارهای خوب و شاخص و همه‌پسند بنویسیم. مثلاً در داستان‌های کودکانه، وقتی کودک می‌بیند که بچه‌های ترک‌زبان و بلوچ و عرب و ترکمن و فارس دوست هم‌اند و هم‌کلاس‌اند و کنار هم در ماجراهایی قرار می‌گیرند، ناخودآگاه یاد می‌گیرد که ما با وجود زبان‌ها و لهجه‌ها و فرهنگ‌های مختلف یک ملتیم و همه این تفاوت‌ها را ناگهان زیبا می‌بیند.

بااین‌حال، به‌طور گسترده دیده می‌شود که ادبیات آن‌قدر در این زمینه ضعیف عمل کرده و آگاهی‌ها در این خصوص کم بوده که مثلاً بچه‌های تهران به بچه‌های دیگر می‌گویند شهرستانی و شهرستانی بودن را نشانه پایین‌تر‌بودن می‌دانند. در جنگ اخیر هم کلیپی منتشر شده بود که شهروندان تهرانی که به‌خاطر جنگ به شهرهای دیگر رفته بودند، با تعجب می‌گفتند اینجا کافی‌شاپ و خودپرداز دارد!

بازآفرینی درست و محترمانه افسانه‌ها و ادبیات قومی نیز یکی دیگر از مؤلفه‌هاست. بخش وسیعی از ادبیات و افسانه‌های قومی ما گوشه صندوق‌خانه اذهان زیبای خیلی از راویان مانده‌اند و در حال خاک خوردن‌اند. می‌توانیم این قصه‌ها را بازآفرینی و به‌عنوان نماینده یک قوم و یک تفکر و یک فرهنگ وارد عرصه ادبی کرده و به کودکانمان عرضه کنیم.

آشنایی کودک با سرزمینش به او اصول همبستگی ملی را می‌آموزد

همبستگی ملی زمانی ایجاد می‌شود که کودک با گوشه و کنار سرزمینش آشنا باشد و وقتی کسی پیش او نام «بستک» را می‌برد، متوجه شود که منظورش شهری از بوشهر است.

کودک وقتی قصه‌های بستکی را می‌خواند و متوجه می‌شود چه فرهنگ غنی و زیبایی دارند، یا دزفولی‌ها چه افسانه‌های بی‌نظیری دارند، به میزانی از همدلی و احترام می‌رسد و درمی‌یابد که چه کشور زیبایی دارد و چه پسندیده است همدلی و همبستگی‌اش با مردم و بچه‌های آن دیار؛ این در حالی است که من در کتابفروشی‌ها یا در غرفه‌های نمایشگاه کتاب، کتاب‌های انحصاری برای بچه‌های تهران یا شهر دیگر می‌بینم!

کتاب‌هایی که تمام مؤلفه‌ها و المان‌هایی که در آن به کار برده شده، فقط مربوط به شهر تهران یا شهر اصفهان است. کشور ما در این جنگ اخیر ثابت کرد که این دو شهر نیست و همه وطن درگیر است و همه وطن آسیب دید و رنج کشید.

در بحبوحه جنگ، خیلی از بچه‌های ما اسم شهرهای مختلف را شنیدند و یاد گرفتند و درباره آن شهر می‌پرسیدند و حق هم داشتند؛ زیرا آگاهی برایشان وجود نداشته و از سوی دیگر، کتب درسی بچه‌های ما خیلی محدود است.

اینجاست که نقش پررنگ ادبیات کودک خودش را نشان می‌دهد با آثار فاخری از قومیت‌ها و ملیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف، با مؤلفه‌های احترام، درست بیان کردن، نگاه همه‌جانبه و همدلانه، تا بتواند برای ایجاد همبستگی میان کودکان سرزمین ما نقش‌آفرینی کند.

جایگاه اصفهان در تولید ادبیات همبسته‌ساز

اصفهان با پیشینه غنی فرهنگی و جایگاه برجسته‌اش در تاریخ ادبیات و هنر ایران، طبیعتاً ظرفیت بالایی در تولید ادبیات کودک دارد که می‌تواند در خدمت همبستگی ملی قرار گیرد. در دهه‌های اخیر، برخی نویسندگان و تصویرگران و ناشران کودک در اصفهان گام‌هایی مؤثر برداشته‌اند؛ اما هنوز این پتانسیل تا حد زیادی بالفعل نشده است. علت این هم به مانند آنچه در گذشته شاهد آن بودیم، نبودِ متولی نظارتی و مدیریتی پویا و خیرخواه برای فعال کردن این پتانسیل عظیم و جمع کردن پراکندگی‌های فعالان ادبی در اصفهان زیبای ماست.

مثبت‌ترین وجه وضعیت فعلی اصفهان، تنوع فعالان فرهنگی و هنری کودک است. مراکز فرهنگی متعدد، جشنواره‌های گاه‌به‌گاه، وجود هنرمندان تصویرگر و حضور نویسندگانی که در حوزه ادبیات کودک قلم می‌زنند، پایه‌ای خوب برای حرکت به سمت تقویت همبستگی ملی هستند؛ اما هنوز تولید هدفمند با محوریت همبستگی ملی، به معنای نمایش آگاهانه وحدت در عین کثرت، در آثار کودک اصفهان به شکل پررنگ و سازمان‌یافته دیده نمی‌شود.

راه طولانی اصفهان تا تبدیل به «قطب محتوایی» ادبیات همبسته‌ساز

در نگاهی جامع، بسیاری از آثار نویسندگان اصفهان به سمت آموزش اخلاق فردی یا تخیل حرکت کرده‌ است تا وحدت ملی در بستر تنوع قومی و زبانی و فرهنگی. این مسئله نقص بسیار بزرگی در بدنه ادبیات کودک اصفهان است.

به‌بیان دیگر، اصفهان با داشتن این ظرفیت عظیم، هنوز به یک «قطب محتوایی» در زمینه ادبیات کودکِ همبسته‌ساز بدل نشده؛ درحالی‌که بسترش فراهم و آماده است. وقتی صحبت از تولید ادبیات کودک با رویکرد همبستگی ملی به میان می‌آید، آثار فاخر و قابل توجه نویسندگان اصفهان (با وجود تمام ظرفیت‌های موجود) به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسند.

به قول زنده‌یاد توران میرهادی، «داستان، اولین ابزار است برای اینکه کودک بفهمد که جزئی از یک کل است، نه تنها خودش.» بنابراین در اصفهان مشکل اصلی، فقدان تمرکز مشخص بر بازنمایی وحدت در عین کثرت است تا این جزئی از یک کل بودن را به خوبی درک کند.

غلامرضا امامی، از نویسندگان بنام ایران، در جایی گفته است: «کودک باید بداند که از خطه‌ای می‌آید که در آن هنر و انسانیت و همزیستی، ریشه‌دار است. ما باید قصه این ریشه‌ها را تعریف کنیم.» با چنین نگرشی، وضعیت اصفهان را می‌توان شبیه به «خاک آماده کاشت» دانست که آماده اقداماتی مؤثر برای ثمردهی در عرصه ادبیات کودک بوده و منتظر است تا این ریشه‌ها را به‌خوبی برای کودکان تعریف کند.

وظیفه نویسندگان اصفهان در بهره‌بری از ویژگی‌های قومی و اقلیمی شهر

اصفهان، خود به‌تنهایی تجسم کاملی از وحدت، در عین وجود تنوع قومیت‌ها و فرهنگ‌هاست و بدا به حال ما اهالی قلم که از این خان وسیع نعمت‌های بی‌نظیر زندگی در اصفهان بهره کافی نبریم. اصفهان دارای معماری و هنر و تاریخی غنی‌ است و فرهنگ‌ها و قومیت‌های رنگارنگی را در دل خود جای داده که نویسندگان کودک این شهر به‌راحتی می‌توانند از این ویژگی‌ها برای ساختن داستان‌هایی بهره ببرند که به طور طبیعی، همبستگی ملی را در دل خود دارند.

از جمله ویژگی‌های قابل بهره‌برداری که تنها به اندک خلاقیتی نیاز دارند تا تولیدات کتاب کودک را در زمینه همبستگی ملی به نهایت خود برسانند، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱. چندفرهنگی بودن اصفهان: اصفهان سرزمینی‌ است با مردمی از ارامنه جلفا، یهودیان قدیمی، محله‌های تاریخی، اقوام لر و ترک و فارس که در کنار هم در صلح و آرامش زندگی کرده‌اند. این همزیستی صلح‌آمیز می‌تواند الهام‌بخش داستان‌هایی شود که کودکان از قومیت‌ها و ادیان مختلف و در کنار هم در آن‌ها نقش‌آفرین‌ باشند.

۲. جغرافیا و اقلیم متنوع: از زاینده‌رود تا کوه‌های اطراف، از مناطق کویری تا شهرک‌های صنعتی، همه این تنوع اقلیمی را می‌توان وارد قصه‌هایی دلنشین کرد و از هر گوشه و کنار استان پهناور و شهر زیبای اصفهان می‌توان برای خلق داستان‌هایی حیرت‌انگیز بهره برد و چه عجیب است که در آثار نویسندگان کودک اصفهانی، ردپای کودکی از نطنز در کنار کودکی از خور و بیابانک دیده نمی‌شود تا برای یک ماجراجویی کودکانه در کنار هم قرار بگیرند.

۳. هنرهای سنتی و صنایع‌دستی : فرش، میناکاری، خاتم‌کاری، قلم‌زنی و… ؛ این عناصر می‌توانند بخشی از پازل داستان‌هایی باشند که پیوند هنر و هویت و همکاری را برای کودک شکل می‌دهند و قصه‌هایی با کودکانی که به هریک از این هنرها علاقه‌مند یا مشغول باشند، در کمتر اثری دیده می‌شود.

۴. اسطوره‌ها و نمادهای تاریخی شهر: این عناصر شامل تمام بناهای تاریخی و فاخر اصفهان هستند و بستری جذاب برای خلق و بازآفرینی آثاری در خور توجه‌اند.در نهایت باید گفت نویسنده کودکی که در اصفهان تجربه‌های زیستی متفاوت و متنوعی را تجربه کرده است، به‌راحتی می‌تواند این عناصر را در داستان‌هایی با قهرمان‌های چندقومیتی و نگاه ملی به کار بگیرد.