به گزارش اصفهان زیبا؛ انسان شاهکار هنری خداوند است. او میتواند در جهان ذهن خود، بدون نیاز به ماده، آنچه را میخواهد خلق کند. عالم ذهن، عالم «کن فیکون» است و چنین قدرتی یکی از سرمایههای معنوی هر انسان و هنرمندی است.
انسان مظهر اسماء حسنای خداوند است و بر همین مبناست که ملاصدرا، فیلسوف ایرانی و بنیانگذار حکمت متعالیه، معتقد است که انسان هنرمند است و میتواند در هر فصل و هر فراز و نشیبی از زندگی، به خود و جهان هستی، نگاه هنری داشته باشد. نگاه هنری به این معنا که زندگی، مرگ و عالَم و آدم را زیباشناسانه بنگرد، به آنها از دریچه هنر بیندیشید و با چنین نگرشی اثر هنری خلق کند.
خلق اثر هنری در عالَم انسان
انسان را مظهر اسماء «جميل»، «يحب الجمال»، «مبدع»، «مصور»، «خالق»، «قادر»، «عالم» میدانند، که اگر تجلی هر یک از این اسماء، به مثابه حقیقت، در انسان از بین رود، در عالَم انسانی، چیزی به نام اثر و نگاه هنری وجود نخواهد داشت.
اعتقاد صدرالمتالهین به چنین مفهوم و حقیقتی در آیه ۳۱ سوره بقره: «علم آدم الاسماء کلها» که «خداوند همه اسماء (حقایق و اسرار هستى) را به آدم آموخت»، آشکار است.
از اینرو، به خواست خداوند، این اسامی که همگی مصداقی از حسن و زیبایی هستند، با خلقت انسان در او تجلی یافتهاند و پدیده هنر و خلق اثر هنری را در عالم انسان ممکن ساختند.
انسان؛ شاهکار هنری خداوند
پیش از انسان، خداوند هنرمند بوده و انسان خود شاهکار هنری خداوند است، که خداوند وقتی انسان را آفرید گفت: «فتبارک الله احسن الخالقین». استاد سید مهدی امامی جمعه، فیلسوف و استاد تمام دانشگاه اصفهان نیز در جدیدترین کتاب خود با نام «شهود زیبایی و خلق اثر هنری»، هنرمندانه به این نکته میپردازد و مینویسد: «خداوند هنرمند بالذات است و انسان هنرمند بالغیر.
پس انسان مسبوق به هنر است و هنر سابق بر انسان. اینجاست که باید گفت راز هنر با جستوجو در عالم انسانی هیچگاه برملا نمیشود.»
او همچنین بر تعریفناپذیر بودن چنین مفاهیمی صحه میگذارد و میگوید: «از آنجا که هنرمند قبل از اینکه وصف انسان باشد، وصف خداوند است و زیباییشناسی هنری و خلق اثر هنری، قبل از اینکه کار انسان باشد، کار خداوند است، پس هیچ یک از این امور و مفاهیم نمیتواند وصف ماهوی باشد و بنابراین نمیتواند تعریف پذیر باشد».
انسان، مخاطب مثال خداوند است
چنین است که ملاصدرا بر اساس قاعدهای در باب انسان شناسی، حکمت متعالیه را با حکمت هنر پیوند میدهد.
در واقع، خداوند هم از نظر ذات، صفات و اسماء و از هم از نظر فعل و رفتار، انسان را مثال خودش قرار داد. به گفته استاد امامی جمعه، «خداوند مثل و مانند ندارد، اما مثال دارد و انسان مثال خداوند، یعنی مظهر و مجلای اوست، ذاتا و صفاتا و فعلا».
عالم ذهن؛ عالم «کن فیکون»
فهم زیبایی و عشق به ما کمک میکند تا هنر را از دید ملاصدرا بهتر درک کنیم. در فلسفه صدرایی، انسان خلیفه خداوند است و تمام ویژگیهای هنر الهی در مرتبه نازلتری در انسان وجود دارد.
ذات انسان مجرد از ماده و مظهر تجرد ذات خداوند است و همچنین وجود انسان محل تابش انوار جمال و جلال الهی و و نیز محل ظهور جلوههایی از اسماء حسنای الهی است.
برای انسانی با چنین ویژگی، قوه خیال همراه با قوه الهام در خلق اثر هنری نقش مهمی دارد. به شکلی که اگر خیال از انسان گرفته شود، نه اثری خلق میشود، نه شعری سروده میشود و نه نقش و نگارهای به نمایش در میآید.
عالم خیال در نزد ملاصدرا از سنخ ملکوت است. او معتقد است که خداوند قوه خیال انسان را شبیه به عالم قدرت خویش خلق کرده است.
از اینروست که انسان میتواند در جهان ذهن خود، بدون نیاز به ماده، آنچه را بخواهد خلق کند. به عبارتی، عالم ذهن، عالم «کن فیکون» است و چنین قدرت خلق صور یکی از سرمایههای معنوی هر انسان و هنرمندی در هر رشتهای از هنر به شمار میرود.



