به گزارش اصفهان زیبا؛ همه ما به خاطر داریم که از شروع حمله اسرائیل به غزه، مقاومت زنان عرب فلسطینی، از پرتکرارترین تصاویر و اخبار رسانهها بودهاست.
زن فلسطینی دو سال تمام، با مبارزات منحصربهفردش، به حیات انسانی، معنا بخشید و خلأهای نظری و عملی، در مسائل زنان را یکتنه پر کرد. این در حالی بود که با دست خالی و بدون ابزار، نبوغش را به رخ جهانیان کشید واینگونه نشان داد که وجود او عین وطن و وطن، عین وجود اوست و ایندو از هم جداشدنی نیستند.
گویی جلبابش که اکثر زنان فلسطینی همین مدل مقنعه بلند آستیندار را به سر دارند، لباس رزم اوست که حتی اگر خانهای مستور و مسقف هم بیابد، از سرش بر نمیدارد؛ چرا که هرآن احتمال میدهد، حملات دشمن، حریمش را ناامن کند.
او نماد بال پرنده خوشبختی و سعادت بشریت است؛ اما اکنون، همینجا، تقدیر زن ایرانی به این تعلق گرفته که بال دوم و تکمیلکننده پرواز این ققنوس سعادت و خوشبختی باشد.
زن فلسطینی، بخش سخت این جنگ را پیش برد و اکنون بخش نرم جنگ بر دوش زن ایرانی است. چون زن ایرانی الگویی مانند حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) داشته و در مکتب امام حسین(ع) و حضرت مهدی(ع)، رشد کرده و قد کشیده و امروز باید تکامل این دو زن را زندگی کند و مکتب ائمه(علیهمالسلام) را بیاموزاند. زن ایرانی باید راوی این فتح چهلساله باشد.
همه زنان ایرانی باید روایتگر آنچه بر این سرزمین رفته است، باشند؛ آری ما باید فارغ از اعتقاداتمان، اتحاد شکل گرفته برسر میهنمان، را فرصتی بینظیر، قلمداد کنیم و از این فرصت، نهایت بهرهبرداری را در راستای شکلدهی و تربیت مجدد هویت دینی و ملی داشتهباشیم. این اتحاد و خروش ملی نشانگر این است که نسل جوان زنان ایران، مانند نسل مادران و مادربزرگهایشان، فعالیت در پشت جبهه را در حافظه تاریخی خودشان حفظ کردهاند.
اثرگذاری و ایفای نقش بیبدیل، با قدرت درک بالا و تشخیص دقیق، شجاعت مثال زدنی، نبوغ و ابتکار عمل تا محقق شدن نتیجه مطلوب، امری است که در ذهن زن ایرانی به صورت بالقوه حاضر بوده و اکنون به فعلیت رسیده است.
این اتحاد و یکدست شدن فارغ از تفاوتهایی که ممکن است در مبنا خودنمایی کند، باید همه را برسر مشترکاتش نگهدارد. همه هنوز هم زنان و دختران انقلابی هستند، حائز همان ویژگیهای زنان و دختران هشت سال دفاع مقدس و اینبار رشدیافتهتر و دارای ابزارهای پیشرفتهتر. آنها این توان را دارند که متناسب با شرایط کنونی مطمئناً با اقتضائات پیچیدهتر نقش خود را تعریف و عملیاتی کنند و نقش کلیدی خود را با توجه به اصل «زنانه بودن جنگ» به اثبات برسانند.
اینگونه زن مجاهد میتواند هم مسیر خانواده، هم رشد جامعه و هم تکامل خودش را تعالی ببخشد. همین زن است که مردش را برای غیرتورزی در میدان نبرد برای ناموسش، دینش و موطنش، تاپای جان، تجهیز و تأمین میکند.
در این برهه حساس، باید بیشتر، حواسمان به «زنانگی» و ویژگیهای متمایز کنشهای زنانه در موقعیت جنگی باشد و از آنها مراقبت کنیم.
این کنشها، نباید چون گذشته حذف یا نادیده انگاشته شوند. شاید اگر این مراقبت قبلاً اتفاق افتاده بود، عبور و گذر جامعه زنان، از برخی بحرانها، آسانتر اتفاق میافتاد و شیب متعادلتری پیدا میکرد. این زنان هستند که باید جنگ را معنا و زندگی را در کنار آن صورتگری کنند و اینبار باید آحاد و افراد جامعه، با عاطفه زنانه، جنگ را فهم کنند.
همه اینها زمانی اتفاق میافتد که زن مجاهد ایرانی، توسط جامعهاش فهمیده و جدی گرفته شود. باید به زنان افتخار و در کنار آن اتکاء کرد. اگر جایگاه زن در جامعه به درستی و بهجا، قدر دیده شود و هویتش به شایستگی ارج نهاده شود، در سختترین بحرانها و بمبارانهای تبلیغاتی و پروپاگاندایی که هویتش را نشانه رفته، در مکان و زمان درست، تابآوری بینظیری از خودش نشان میدهد و افتخارات بیبدیلی میآفریند.
همینجاست که نطفه خانواده مجاهد منعقد میشود؛ خانوادهای که حتی در محاصره قدرتها و در معرض حملات، تهدیدی را برنمیتابد، بلکه خودش خالق معنا و مؤلف کنش منحصر بهفرد خودش میشود. این است خانواده مجاهد تراز انقلابی، پیشرو و پیشبرنده.



