نگاهی به میراث تاریخی فراموش شده اصفهان بر اساس گالری «اصفهان کهن در آیینه‌ تصویر»

به یاد اصفهانی که فراموش کردیم!

بسیاری از شاهکارهای معماری اصفهان، نه بر اثر فرسایش زمین یا زمان، بلکه به‌دلیل بی‌توجهی و یا تصمیماتی سطحی و نسنجیده نابود شده‌اند.

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۲ - پنجشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
به یاد اصفهانی که فراموش کردیم!

به گزارش اصفهان زیبا؛ بسیاری از شاهکارهای معماری اصفهان، نه بر اثر فرسایش زمین یا زمان، بلکه به‌دلیل بی‌توجهی و یا تصمیماتی سطحی و نسنجیده نابود شده‌اند.

اگر امروز از وجود برخی بناهای تاریخی تخریب‌شده در ادوار گذشته اصفهان آگاهیم، باید خود را مدیون قلم و دوربین برخی از جهانگردان بدانیم؛ کسانی که در دوره‌ای از تاریخ به این شهر قدم گذاشتند و چنان دل در گرو آن سپردند که در وصفش کتاب‌ها نوشتند یا در برابر شکوه بناهای تاریخی‌اش نشستند و تصویر آن‌ها را بر کاغذ ترسیم کردند و یا با دوربین ساده خود عکس‌هایی ماندگار از آن‌ها ثبت کردند.

این عکس‌ها، نقاشی‌ها و سفرنامه‌ها امروز به سندهایی ارزشمند و ماندگار در حافظه تاریخی شهر اصفهان بدل شده‌ است.

خطر فراموشی عمارت‌های تخریب شده اصفهان

بسیاری از شاهکارهای معماری اصفهان، نه بر اثر فرسایش زمین یا زمان، بلکه به‌دلیل بی‌توجهی و یا تصمیماتی سطحی و نسنجیده نابود شده‌اند؛ یادگارهایی که امروز ما آنها را تنها در برگ‌هایی از سفرنامه‌ها، در قاب نقاشی‌ سیاحان یا در چند عکس محو و خاک‌خورده می‌خوانیم و می‌بینیم. با این حال، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که اکنون باید چه کرد؟

چرا مردم اصفهان از وجود کاخ‌ها، عمارت‌ها و یادمان‌هایی بی‌خبر هستند که زمانی نماد زیبایی‌شناسی، خرد معماری و هویت ایرانی اسلامی این شهر بوده‌ است؟ مگر این بناها صرفاً مجموعه‌ای از آجر و سنگ و گچ بودند؟ آنچه ویران شد، تنها دیوار نبود، بلکه فرهنگ و میراث جمعی ما بود.

نهادهای مسئول چه اقدامی انجام می‌دهند؟

بی‌رحمی دیروز در هیئت ظل‌السلطان‌ها تجلی یافت؛ کسانی که با تبرِ قدرت، زیبایی را قربانی خودخواهی کردند. امروز اما به نظر می‌رسد بی‌مبالاتی لباسی قانونی به تن دارد؛ در قامت سازمان‌هایی که باید حافظ میراث باشند، اما گاه در عمل سکوت می‌کنند و فرصت‌ها را از دست می‌دهند. اگر دیروز حکام ویران کردند، امروز نهادهای مسئول، موظف‌ هستند که آگاه کنند، حفاظت کنند، احیا کنند و صدای این تاریخِ خاموش را به گوش نسل‌ها برسانند. فراموش نکنیم که این هویت فرهنگی ماست که در معماری‌مان بروز می‌کند.

اصفهان کهن در آیینه‌ تصویر

در این میان، حرکتی خودجوش از دل همین شهر روشنمان می‌کند. شیما معینیان، دختر جوان و هنرمند اصفهانی، مجموعه‌ای از تصاویر و نقاشی‌های جهانگردانی چون ارنست هولتسر، اوژن فلاندن و ژان شاردن را گرد آورده است؛ تصاویری که امروز در قالب نمایشگاهی با عنوان «اصفهان کهن در آیینه‌ تصویر» در خانه تاریخی صفوی به نمایش درآمده‌ است. او کاری بزرگ را آغاز کرده؛ بازگرداندن خاطره‌ بناهایی که دیگر نیستند، به حافظه‌ مردمی که حق دارند بدانند، ببینند و از تاریخ خود آگاه باشند.

در میان این بناهای ازدست‌رفته، نام‌هایی چون «کاخ نمکدان»، «کوشک آیینه‌خانه»، «کاخ هفت‌دست» و «حمام خسرو آقا»، اگر چه زخم‌هایی بر پیکر تاریخ معماری اصفهان هستند، اما همچنان می‌درخشند.

پیوند مردم و معماری در عکس‌های ارنست هولتسر

این هنرمند دغدغه‌مند در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «عکس‌هایی که در این نمایشگاه گردآوری شده، عمدتاً از میان آثار عکاس نامدار آلمانی، ارنست هولتسر، انتخاب شده‌اند؛ کسی که در دوران قاجار با دقتی مستندگرایانه از بناهای تاریخی اصفهان عکاسی کرده است. آنچه برای من در میان این تصاویر بیش از هر چیز جلب توجه کرد، تلاش هولتسر برای به تصویر کشیدن رابطه‌ زنده‌ مردم با معماری بود؛ این‌که چگونه مردم، با همان سادگی و بی‌واسطگی، بخشی از فضای معماری بودند، نه صرفاً در کنار آن.»

او ادامه می‌دهد: «برای من، این همزیستی طبیعی میان انسان و معماری، میان زندگی روزمره و بناهای تاریخی، بسیار الهام‌بخش بود. در چهره‌ها، در نگاه‌ها و حتی در نوع ایستادن، نشستن و حضور افراد در قاب عکس‌ها، می‌توان ردپای فرهنگ، وقار و نوعی آرامش اصیل را دید.»

شیما معینیان درباره شیوه جمع‌آوری این مجموعه می‌افزاید: «برخی از این تصاویر را از دل کتاب‌ها و منابع مکتوب استخراج کردم و برخی دیگر را با مراجعه حضوری به افرادی که می‌دانستم در این حوزه اطلاعات یا آرشیوی دارند، به‌دست آوردم. سعی کردم عکس‌هایی را انتخاب کنم که کمتر دیده شده‌اند؛ نقاطی از اصفهان که شاید در حافظه‌ عمومی فراموش شده‌اند یا منابع تصویری کمتری درباره‌شان وجود دارد.»

او در ادامه با اشاره به یکی از جزئیات فرهنگی ثبت‌شده در عکس‌های هولتسر می‌گوید: «در دوره قاجار، با وجود گسترش مظاهر فرهنگ غربی و تغییرات در پوشش عمومی، در برخی از تصاویر، به‌ویژه در عکس‌هایی که از محله‌های ارامنه ثبت شده، می‌توان دید که پوشش افراد جامعه ارمنی همچنان به سبک سنتی و بومی خودشان باقی مانده و از دگرگونی‌های فرهنگی زمانه، مصون مانده‌اند. این پافشاری بر حفظ هویت و اصالت فرهنگی، برای من بسیار ارزشمند و تأمل‌برانگیز بود.»

کاخ نمکدان؛ عمارتی باشکوه در دل باغ سعادت‌آباد

در بخشی از این نمایشگاه، تعدادی تصویر از بناهای تاریخی اصفهان به نمایش گذاشته شده است؛ آثاری که امروزه دیگر اثری از آن‌ها باقی نیست، اما رد پایشان در سفرنامه‌ها و عکس‌ها هنوز زنده است. یکی از درخشان‌ترین این بناها، کاخ نمکدان است؛ عمارتی سه‌طبقه، هشت‌ضلعی و چشم‌نواز که در بخش جنوبی باغ سعادت‌آباد اصفهان جای داشت.

این کاخ که در دوران صفوی ساخته شد و از موقعیتی استثنایی برخوردار بود؛ مشرف بر زاینده‌رود، کوه صفه و باغ‌های اطراف، چشم‌اندازی داشت که در میان کاخ‌های اصفهان بی‌مانند بود.

ژان شاردن، جهانگرد فرانسوی قرن هفدهم، در سفرنامه‌ خود با تحسین از این کاخ یاد کرده و مهتابی رؤیایی آن را چنین توصیف می‌کند؛ «جایی که آب از اطرافش جاری بود و در نور ماه می‌درخشید.»

کاخ نمکدان تنها یک شاهکار معماری نبود، بلکه پیوندی شاعرانه با طبیعت پیرامون داشت؛ تجلی‌گاه نسبت میان بنا، چشم‌انداز و زیباشناسی شهری.

اما این شکوه و زیبایی، در نهایت قربانی اراده یک حاکم مستبد شد؛ ظل‌السلطان، پسر ناصرالدین‌شاه و والی اصفهان در عهد قاجار، دستور تخریب این بنای منحصربه‌فرد را صادر کرد و امروز تنها نام و تصویر آن برای ما باقی‌ مانده است.

کوشک آیینه‌خانه؛ تبلور هنر آینه‌کاری ایرانی

کوشک آیینه‌خانه، یکی از درخشان‌ترین و هنرمندانه‌ترین عمارت‌های باغ‌های سلطنتی دوره صفوی در اصفهان بود. این کوشک در کرانه جنوبی زاینده‌رود و در امتداد باغ نقش‌جهان قرار داشت و به‌واسطه تزئینات چشم‌نواز درونی‌اش، به‌ویژه آینه‌کاری‌های ظریف و استادانه، شهرتی ویژه یافته بود.

تابش نور طبیعی از پنجره‌ها بر سطح آینه‌ها، فضایی جادویی و درخشان می‌آفرید که عمارت را به تابلویی زنده از نور و تصویر بدل می‌کرد؛ جلوه‌ای شگرف از پیوند هنر، معماری و طبیعت. متأسفانه و به گواه تاریخ، این کوشک هم در دوران قاجار و به‌فرمان ظل‌السلطان ویران شد.

کاخ هفت‌دست؛ شکوهی فراموش‌شده در قلب باغ نقش‌جهان

کاخ هفت‌دست، یکی از اقامتگاه‌های سلطنتی شاهان صفوی، در بخش غربی باغ نقش‌جهان و در میان عمارت‌های عالی‌قاپو و چهل‌ستون جای داشت. نام این کاخ برگرفته از هفت تالار اصلی آن بود که با هندسه‌ای منظم و طراحی چشم‌نواز شکل گرفته بودند و ساختاری هماهنگ و باشکوه را پدید می‌آوردند.

این عمارت، علاوه بر جایگاه تشریفاتی‌اش، از تزیینات ظریف و معماری خیره‌کننده‌ای بهره‌مند بود و تالارهای آن میزبان آیین‌های رسمی و درباری بود.

موقعیت ویژه، طراحی منسجم و کاربرد چندگانه‌اش، کاخ هفت‌دست را به یکی از شاخص‌ترین بناهای دوران صفوی در اصفهان بدل کرده بود. اما افسوس که همانند بسیاری دیگر از یادگارهای آن دوران، این کاخ هم به دستور ظل‌السلطان ویران شد.

حمام خسروآقا؛ نمادی از همدلی مردم و هنر معماری

در میان کاخ‌ها، کوشک‌ها و بناهای سلطنتیِ باشکوه اصفهان صفوی، حمام خسروآقا بنایی متفاوت و مردمی بود. این حمام با رسمی‌بندی‌های پیچیده، تزیینات معقلی، خطوط هندسی و بهره‌گیری از مصالح اصیل ایرانی، یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های معماری خدماتی عصر صفوی به‌شمار می‌رفت.

سقف‌های گنبدی، کاشی‌کاری‌های فاخر، حوضچه‌های سنگی و فضاهای مجزا برای کارکردهای گوناگون، از آن بنایی ساخته بود که همزمان آیینه‌ای از زیبایی‌شناسی مردمی، فرهنگ دینی و بهداشت روزمره بود.این اثر ارزشمند، با شماره ۹۷۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود؛ اما سرانجام در فروردین‌ماه سال ۱۳۷۴، به‌گونه‌ای ناگهانی و شبانه، تخریب شد؛ رویدادی تلخ که هنوز هم چرایی آن مورد مناقشه است.

بازخوانی میراث فرهنگی، بخشی از حفاظت از آن است

اگر امروز از وجود این بناهای ارزشمند تاریخی آگاهیم، مرهون تلاش سفرنامه‌نویسانی چون شاردن و همچنین عکس‌ها و نقاشی‌های ارنست هولتسر و اوژن فلاندن هستیم که پیش از ویران شدن، آن‌ها را به ثبت رسانده‌اند.

فقدان این آثار تنها منجر به خلأ فیزیکی در بافت تاریخی شهر نشده؛ بلکه نشان‌ از بی‌توجهی عمیق به حافظه فرهنگی، تاریخ و ذوق ایرانی است.

هر اقدامی در راستای بازخوانی و یادآوری این بناهای از دست رفته، کوششی است برای بیدارسازی دل‌ها و ذهن‌ها نسبت به میراثی که هنوز می‌توان از آن حفاظت کرد؛ از جمله بناهایی مانند «مسجد جامع هفتشویه» که تنها محراب آن باقی مانده و سال‌هاست که زیر باران و آفتاب دوام آورده و مساجدی همچون «مسجد سید» و «مسجد حکیم» که در معرض فرونشست قرار دارند.

حواسمان باشد که بسیاری از این آثار تاریخی و گران‌بها شاید هنوز فرصت نجات داشته باشند و انتظار می‌رود نهادهای متولی، به ویژه میراث فرهنگی اصفهان، هر چه سریع‌تر برای حفظ و بازسازی آن‌ها اقدام کنند.