گفت‌وگو با محمدرضا امینی، مدیرعامل اجرایی خیریه یوسف زهرا (عج) بهرام‌آباد

14هزار نفر کم‌درآمد را به مشهد بردیم

بهرام‌آباد محله‌ای حاشیه‌ای میان دو شهرک خانه اصفهان و ملک‌شهر جا خوش کرده است. کوچه‌هایش باریک اما پررفت‌وآمدند؛ بعضی هنوز خاکی‌اند و بعضی با آسفالت باریکی پوشیده شده‌اند که ترک‌های ریزش گواه سال‌ها استفاده است.

تاریخ انتشار: ۱۴:۵۸ - سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
14هزار نفر کم‌درآمد را به مشهد بردیم

به گزارش اصفهان زیبا؛ بهرام‌آباد محله‌ای حاشیه‌ای میان دو شهرک خانه اصفهان و ملک‌شهر جا خوش کرده است. کوچه‌هایش باریک اما پررفت‌وآمدند؛ بعضی هنوز خاکی‌اند و بعضی با آسفالت باریکی پوشیده شده‌اند که ترک‌های ریزش گواه سال‌ها استفاده است.

خانه‌ها اغلب یک یا دو طبقه‌اند، با دیوارهای آجری یا سیمانی که رنگشان کمی به ‌مرور زمان پریده؛ اما نشانی از تلاش صاحبانشان برای مرتب و تمیز نگه‌داشتن دارد. پشت دیوارها، حیاط‌های کوچک با باغچه‌های ساده زندگی آرامی را روایت می‌کنند.

در امتداد خیابان، چند مغازه کوچک محلی ردیف شده‌اند؛ بقالی، نانوایی، تعمیرگاه دوچرخه و یک لوازم‌التحریرفروشی که مهرماه شلوغ‌ترین روزهایش را می‌گذراند.

بچه‌ها در کوچه‌ها بازی می‌کنند و گاهی صدای فروشنده‌ها که مشتریانشان را به اسم صدا می‌زنند، فضای صمیمی محله را پر می‌کند. اینجا نه یک منطقه کاملا فرسوده و محروم و نه یک محله برخوردار است؛ جایی است میان این دو، با مردمانی که برای داشتن زندگی بهتر تلاش می‌کنند؛ اما فشار اقتصادی و کمبود امکانات، هر روز نفسشان را تنگ‌تر می‌کند.

بیشتر خانواده‌هایی که اینجا زندگی می‌کنند مهاجرانی‌اند که برای یافتن سقفی ارزان‌تر به اینجا آمده‌اند. برخی از استان‌های دور و برخی هم از خود اصفهان.

حالا که در کوچه قدم می‌زنم، باد عصرگاهی بوی نان تازه را از نانوایی سر کوچه تا مقابل مسجد جامع می‌آورد؛ جایی که ساختمان ساده و بی‌ادعای خیریه یوسف زهرا(عج) همانند فانوسی کوچک در دل محله قد برافراشته است.

محمدرضا امینی، مدیرعامل اجرایی خیریه یوسف زهرا (عج) مردی آرام اما مصمم، پشت میزش نشسته و از سال‌هایی می‌گوید که این خیریه نه‌تنها یک دفتر که مأمن دل‌های خسته این محله بوده است.

«خیریه یوسف زهرا بهرام‌آباد از سال ۱۳۶۰ فعالیتش را شروع کرد. آن روزها، خیلی از خانواده‌ها به‌خاطر جنگ و مشکلات اقتصادی از گوشه‌وکنار کشور به این محله آمدند. سال ۱۳۷۰ ثبت رسمی ما توسط نیروی انتظامی و اماکن انجام شد و در سال ۱۳۸۰ مجوز مرکز نیکوکاری تحت پوشش کمیته امداد را گرفتیم. بعد هم با آستان قدس رضوی همکاری کردیم و مجوز کانون خدمت رضوی یوسف زهرا را به دست آوردیم.»

امینی می‌گوید: «الان حدود ۱۵۰ خانوار تحت پوشش خیریه هستند. بیشترشان بی‌بضاعت، بی‌سرپرست یا با وضعیت مالی بسیار ضعیف‌اند. حدود ۷۵ خانواده هم علاوه بر ما، تحت حمایت کمیته امداد هستند.»

خدمات خیریه گسترده است؛ اما همه‌شان با نگاهی به نیازهای واقعی این مردم تعریف شده‌اند. سبدهای غذایی شامل گوشت، برنج، روغن، رب و حبوبات که ارزش هر بسته حدود یک میلیون تومان است، تا همین چند سال پیش ماهانه توزیع می‌شد؛ اما حالا، با فشار اقتصادی، هر دو تا سه ماه یک‌بار امکان تهیه آن فراهم می‌شود.

در کنار غذا، کمک‌هزینه جهیزیه و ازدواج هم به زوج‌هایی که تحقیقات خیریه وضعیت ضعیفشان را تأیید کند، داده می‌شود. گاهی مشارکتی و با تخفیف و گاهی کاملا رایگان. هزینه‌های پزشکی نیز بخشی از کار است؛ از پرداخت نقدی تا صدور معرفی‌نامه به مددکاری بیمارستان‌های شهر اصفهان، یا هماهنگی با پزشکان همکار خیریه که رایگان ویزیت می‌کنند.

در طول سال، دانش‌آموزان یتیم و بی‌سرپرست نیز از حمایت‌های مالی بهره‌مند می‌شوند. هر مهرماه، آن‌ها می‌توانند خودشان لوازم‌التحریر موردنیازشان را انتخاب کنند و هزینه مستقیما توسط خیریه پرداخت می‌شود؛ این کار، حس استقلال و احترام را در میانشان حفظ می‌کند.

اما یکی از برجسته‌ترین فعالیت‌ها، اعزام‌های زیارتی است.

امینی با لبخند خاطرنشان می‌کند: «در یک‌سال‌ونیم گذشته، با کمک گروه زیارتی گوهرشاد و مشارکت خیرین، حدود ۱۴هزار نفر از افراد کم‌درآمد را به مشهد فرستادیم. هزینه تورها برای پنج روز بین یک تا یک‌ونیم‌میلیون تومان بود؛ اما برای ۱۶۵ نفر که هیچ‌وقت مشهد نرفته بودند، سفر کاملا رایگان انجام شد. منابع مالی خیریه بیشتر از خود محله یا مناطق مجاور می‌آید؛ خیرینی که این مردمان را از نزدیک می‌شناسند و با دست‌های خودشان کمک می‌کنند. کمیته امداد نیز، به‌عنوان نهاد بالادستی، بعضی از کمک‌ها را معرفی یا هدایت می‌کند. آستان قدس رضوی هم گاه با معرفی خیرین یا حمایت از سفرهای زیارتی، دست این مجموعه را می‌گیرد.»

بااین‌حال، امینی واقعیت تلخی را یادآوری می‌کند: «بیشتر افراد تحت پوشش ما غیربومی‌اند؛ اما شرایط بعضی از بومی‌ها هم به‌قدری بد است که نمی‌توانیم چشم ببندیم. اینجا به رسیدگی جدی نیاز دارد. بهرام‌آباد یکی از نقاط خسته شهر است و مردمش بیش از هر چیز به حمایت مسئولان نیاز دارند.»

وقتی از دفتر خیریه بیرون می‌آیم، صدای بازی بچه‌ها از کوچه می‌آید. دیوارهای کهنه و خانه‌های ساده، گواه سال‌ها سختی‌اند؛ اما همان‌طور که امینی می‌گوید، این محله قلبی تپنده دارد؛ قلبی که اگر کمی به آن رسیدگی شود، می‌تواند محله‌ای زنده و امیدبخش برای آینده باشد.

مسئولان باید این صدا را بشنوند و با تأمین اعتبار پایدار، ایجاد زیرساخت‌های مناسب و حمایت از نهادهای مردمی، فرصت زندگی بهتر را به این منطقه بازگردانند.