در سالهای گذشته، آنگاه که احترام به پند بزرگترها بسیار بیشتر رعایت میشد و فرصت گفتوگوی مادربزرگ با نوه و پدربزرگ با نتیجه، مهیاتر بود، بزرگان فامیل و ریشسفیدها با اعضای خانواده تعاملی مستقیمتر و بهتری داشتند.
اگر زندگی فرصتی است که تنها یکبار به ما داده میشود، چه خوب است که همواره به عملکرد خود آگاه باشیم؛ بدانیم در کجا دلی را شکستهایم و در صدد جبران برآییم و هرگاه خسارتی به بار آوردهایم، عذرخواهی کنیم. در زندگی نباید صرفا در پی تأیید دیگران بود، بلکه باید رضایت اطرافیان را با اعمال درست خود جلب نمود.
طبیعت، همیشه پناهگاه امن و در دسترسی است تا در آن قدم بزنیم و دلمان را سبک کنیم. روی چمنها بنشینیم و از هوای آزاد لذت ببریم. اما در سالهای اخیر، پدیدهای روزبهروز پررنگتر شده که نمیتوان افزایش چشمگیر آن را نادیده گرفت: «حضور حیوانات خانگی، بهویژه سگها، در منظر عمومی».
وقتی شاهنامه را میخوانیم، بیشتر با روایتهایی از مردان دلاور و شجاع مواجه هستیم. اما زنان هم بخش مهمی از روایتهای شاهنامه را بردوش میکشند. زنان شاهنامه در پیرامون داستان قرار دارند، نه در متن؛ ولی تابع و مطیع محض نیستند؛ بلکه فردوسی زنان را به صورت شخصیتهای مستقل و خودساخته تصویر کرده است.
نه شوق اول دبستان را دارم نه انگیزه دوران راهنمایی را. استرس دبیرستان هم تمام شده است. ولی گویی انگار مهرماه را به شنبهای میشناسم که شب قبلش تمام خانواده متحد میشوند تا زودتر بخوابم و از قضا دیرتر از همه شبها خوابم میبرد. روزهای پایانی شهریور، شهر هم حال و هوای دیگری دارد.
این روزها در شبکههای اجتماعی مختلف، چه آنهایی که فیلتر شدهاند و دسترسی به آنها مثلاً سخت شده چه آنهایی که ایرانی نام گرفته و راحتتر قابل دسترس است، در هر کدام که میگردیم پر از رؤیافروشیهای دورغین و نَخنماشده است.
نمازهای پر از جمعیت و صفهای طویل و طولانی یکی از صحنههای دلچسب و زیبای این مسجد است. رسم نماز در این شهر بسیار ارزشمند و فکر شده است. چه توجهی و چه احترامی به ساحت نماز دارند.
دغدغههایت را دوست دارم و صمیمانه برایت مینویسم. خداقوت به خستگیهایت، به تمام بیداریهای شبانه و سحرخیز بودنهای صبحگاهی! به تویی که هم شاغل هستی و هم مشغول به امور خانه.
سفر همیشه برای هر آدمی، کولهباری از تجربه و خاطرات ناب به همراه دارد؛ تا آنجا که هر کس که بیشتر سفر میکند برای سفر بعدی تقلا و تکاپوی زیادتری دارد.
در آستانه ظهور امیر و مولایی هستیم که انتظارش را سالها مزه مزه کردهایم. با او بودن نعمت است. زیر سایه ولایت او قد راست میکنیم و بلند قامت میشویم.
در طوفانهای زندگی باید به ملتهای بزرگ و تاریخهای ماندگار آشنا باشیم و از آنها الهام بگیریم. در روح و ریشه ما عشق به کشور، ارادت به زمین و دفاع از خاکِ وطن امری است که از ابتدای تولد با ما بوده و تا دم مرگ هم هست.
وقتی با تفاوتهای عقیده و نظامهای فکری مختلف همگی به اقتدای یک پرچم دلخوش بودیم، دشمن خیلی نزدیک بود، در آسمان ما رفتوآمد میکرد، دانشمندان هستهای ما را مورد حمله قرار داد، سرداران بزرگ ما را ترور کرد و میخواست از خاک ایران دستاویزی درست کند.