الوداع یا علی و یا عظیم، الوداع یا غفور و یا رحیم، الوداع ای سفره پیغمبری، الوداع ای گریههای حیدری، بارالها راه عشق و عاشقی را سد نکن، اندر این خانه گدا را رد مکن. وقتی به یک میهمانی باشکوه دعوت و با میزبانی مهربان و سخاوتمند روبهرو شویم، با نزدیک شدن به پایان این […]
چهارم اردیبهشت روح همسر آیتالله جوادی آملی به ملکوت اعلی پیوست. در این بین شاهد اشکهایی از جانب این مرد بزرگ خدا در فراق یار بودیم که نشان از محبت سرشار ایشان به همسرشان بوده است. این اولین بار نیست که علاقه علما به همسرانشان را مشاهده میکنیم. در طول سالهای متمادی شاهد عشق و علاقه علمایی از جمله امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی و … بودهایم. علاقه و تکریم همسر امری است که همواره مورد تأکید و سفارش در اسلام بوده است. مؤمن واقعی قطعا علاقه خود به همسرش را بیان میکند؛ همانطور که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: «مردی که به همسرش بگوید دوستت دارم، این سخن هیچگاه از قلب زن بیرون نمیرود.»در ادامه به بیان رفتار چندتن از علمای بزرگ با همسرانشان میپردازیم.
طبق فرموده نبی اکرم (صلی الله علیه و آله)شــب قــدر بهعنـــوان هــبـــــهای از ســـــوی خداوند متعال بر امت اسلام عرضه شد. این موضوع زمینه طرح پرسشهایی است؛ مانند اینکه مگر شب قدر در دوران قبل از بعثت نبی مکرم اسلام وجود نداشت؟ آن طور که روایات و آیات قرآن اشاره میکنند، شب قدر نیز مانند […]
آیتالله سید ابوالحسن مهدوی شامگاه شنبه در جمع مردم اصفهان درباره موضوع امید و جایگاه و اهمیت ﺁن اظهار داشت: وجود امید و در انسان نعمتی الهی و در واقع نیروی محرکه انسان برای انجام کارها است؛ پیامبر اکرم (ص) میفرمایند که امید و ﺁرزو برای امت من رحمت است و اگر این امید […]
مـد تقریبـا در تمـام جوانـب زندگـی امـروز نقـش دارد. پوشـش جمعـی جامعـه، رنـگ محصولات موجود در بازار، لوازم منزل و حتی طرز تفکرهای جدید، همه از مـد تأثیرپذیری زیـادی دارنـد. مدگرایی یک هیجـان زودگذر اسـت که میتوانـد به شـدت افـراد، به خصـوص نوجوانـان را تحـت تأثیـر خـود قرار دهـد. بـه همیـن دلیـل اسـت کـه صنعـت […]
دوستی در چارچوب در ایستاده بود و من پشت میزم نشسته بودم. میگفت در دنیایی که هستیم بسیاری وقتها کسی که تحصیلات عالی دارد باید مقابل دختر نوجوانِ رئیس کارخانهای بنشیند و آن جوجه کارخانهچی تعیین کند که این یکی با ده پانزده سال سن بیشتر و دو سه سطح مدرک تحصیلی بالاتر شایستهی خدمت در کارخانهی آبا و اجدادیاش هست یا نه. آن هم چه خدمتی. خیلی وقتها ایفای نقش همزمان به عنوان مهندس و مشاور و کارگر و آبدارچی. مسئله البته زیرِ سوال بردنِ هیچ جایگاهی نیست که قطعاً همه محترم هستند و مهم.
در گفتگوهای روزمره حتماً این عبارات را شنیدهایم: «چه حرفهای فلسفیای؟»، «چقدر فیلسوف شدی!»، «فلسفی حرف نزن!» و عبارات مشابه دیگر. اما چرا در لحظاتی از زندگی فکر میکنیم که خودمان یا دیگران، حرفهای فلسفی میزنیم؟ این فلسفی بودن اشاره به چه چیزی دارد؟ آیا لزوماً به معنای ادای سخنان پیچیده و مبهم است؟ آیا ممکن است کسی که فلسفه نخوانده باشد بتواند حرفهای فلسفی بزند؟ آیا نظرات فلسفی هیچ فایده و معنایی دارند یا فقط برای فضل فروشی و به قول معروف به خاطر ژست و ادا بیان میشوند؟ در اینجا میخواهیم به پنج سوال اصلی که عامه مردم درباره فلسفه و فلاسفه از خودشان میپرسند پاسخ دهیم.
کیپلینگ ویلیامز1 به مدت بیش از 36 سال، تأثیرات تنبیه سکوت2 را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است و در طول این فرآیند با صدها قربانی و مجرم دیدار داشته است: زن بالغی که پدرش، در طول زندگی او، هر بار به مدت شش ماه، بهعنوان تنبیه از صحبت کردن با او امتناع میورزید. ویلیامز گفت: «پدرش در طول یکی از این دورههای ترسناک و دلهرهآور مُرد. وقتیکه دختر، کمی قبل از مرگ پدرش، در بیمارستان به ملاقات او رفت، پدر از او رو برگرداند و حاضر نشد حتی برای خداحافظی کردن سکوت خود را بشکند.»
«اگر با کشتن یک ثروتمند در کشوری دیگر، و بدون اینکه از خانهات خارج شوی، ثروتمند شوی چه کار میکنی؟ آیا او را میکشی یا نه؟». این سوالی است که ذهن بسیاری از متفکران و روشنفکران قرن نوزدهمی اروپا را به خود مشغول کرده بود. بعضی از تاریخنگاران آن را به غلط به روسو نسبت میدهند، در حالی که مشابه این پرسش برای اولین توسط یکی از شخصیتهای رمان باباگوریوی بالزاک مطرح شد. شاتوبریان هم سالها درگیر چنین مسئله بغرنجی بود و علاوه بر او، داستایوفسکی نیز نظیر این پرسش را بارها در رمانهایش مطرح کرد. آیا اگر به ما نیروی جادویی داده شود که توسط آن بتوانیم افرادی را که هرگز در زندگی ندیدهایم از میان برداریم چه کار خواهیم کرد؟ احتمالاً امروز بیشتر مردم، به خاطر حضور در شبکههای اجتماعی و زندگی در دهکده جهانی، در پاسخ به سوال مذکور خواهند گفت که طرف را نخواهند کشت (راست یا دروغش بماند). اما ماجرا برای کسانی که قرنها پیش زندگی میکردند متفاوتتر و پیچیدهتر بود چرا که دنیا برایشان همانند دنیای ما این اندازه کوچک و دهکدهمانند نبود. زمانه تغییر کرده ولی با این حال امروز هم روح اصلی پرسش بالزاک همچنان زنده و معنادار است؛ بیایید آن را به شکل دیگری مطرح کنیم: آیا باید اخلاق را نسبت به کسی که هرگز ندیده و نخواهیم دید رعایت کنیم؟ آیا اعمال شر نسبت به فردی که حتی از وجود خارجیاش بی خبر هستیم مجاز است؟
در سالهای اخیر افرادی را میبینیم که ادعا میکنند که زمانه ما از لحاظ هنری و همچنین فرهنگی از دوران گذشته بدتر است. آنها دائم هنرمندان معاصرشان را با هنرمندان نسلهای گذشته مقایسه میکنند و به روشهای مختلف سعی در تحقیر و خوار شمردن آنها دارند. استادها، بزرگان و نوابغ هنری معمولاَ به دوران قبلی تعلق دارند و اگر هم امروز چند نمونه ازشان وجود داشته باشد حتماَ آخرین بازماندههای اعصار گذشتهاند. دوران طلایی هنر بدون شک هرگز دوران کنونی نیست، ما دیر رسیدهایم، عصر پرشکوه تمام شده است.
متأسفانه در سالهای اخیر، شاهد افزایش رفتار و برخوردهای انفعالی در خـصـوص مسائل گوناگون اجتماعی در سطوح مختلف جامعه و خانوادهها هستیم؛ بنابراین، در این مبحث، به برخی از علل روانشناختی اینگونه رفتارها میپردازیم.
یکی از حوزههای مهم در واکاوی مفهوم امید، حوزه اجتماعی و مسائل مربوط به آن در جامعه است. بررسی امید اجتماعی و تحلیل بسترهای اجتماعی آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. تحلیل وضعیت کنونی جامعه و چگونگی اصلاح آن از دیگر موضوعاتی است که باید برای آن تحلیل ارائه کرد. برای این منظور، پرسشهایی را با دکتر سعید مدنی، از اندیشمندان بنام و پژوهشگران شاخص در زمینه مسائل اجتماعی مطرح کردهایم تا با مطالعه پاسخهای ایشان، به شناختی دقیقتر و تحلیلی عمیقتر در این باب نایل آییم.