خانه شهید بهشتی میزبان صاحبنظرانی بود که هرکدام از بعدی شخصیت آیتاللهالعظمی سید موسی شبیریزنجانی را موردبررسی قرار میدادند.
درباره کتاب «جرعهای از دریا»، باید گفت همین کتاب باعث آشنایی عمده حوزویان با آیتالله شبیری است. پنج جلد از این کتاب هماکنون منتشر شده است.
مدرسه فقهی امام باقر(ع) که ذیل ایشان بود، در 0831 تأسیس شد. فرزند ایشان میفرمودند: ما میدیدیم طلبه وقتی وارد خارج میشود، هنوز با سبک درس خارج هماهنگ نشده است؛ بنابراین از دوره سطح، مدرسه را تعریف کردیم.
سال 1378 یکی از دوستان به ما گفت آیتالله شبیریزنجانی درس نکاح را شروع کردهاند. روز اول در درس شرکت کردم. دیدم ایشان روایت میخواند. بغلدستی من هم وسائلالشیعه چاپ آلالبیت را داشت.
نقطه آشنایی بنده با آیتالله شبیری به زمانی برمیگردد که در نوجوانی به قم مشرف شدیم و دنبال مراجع میگشتیم. تنها مرجعی که در غیروقت درسی در حرم مشاهده میکردیم، ایشان بود که با سرعت راه میرفت و به سؤالهای طلاب جواب میداد.
بنده از سال 81 وارد مدرسه آیتالله شبیریزنجانی در قم شدم. در مدرسه فقهی کمکم از طریق فرزندانشان با دیدگاههای ایشان آشنا شدم و به این بزرگوار ارادت علمی پیدا کردم؛ بنابراین درس خارج فقه را در سال 84 در محضر ایشان آغاز کردم.
آیتالله سید موسی شبیری زنجانی هم از میان ما رفتند و خسارتی جبران ناپذیر بر حوزههای علمیه وارد شد. به اذعان بزرگان حوزه، بعضی ظرائف رجالی بودند که با این مرد بزرگ دفن خواهند شد و ایشان در این حوزهها، وحید دوران بودند.
در جامعه معاصر، آرایش کردن گاه نشانه آزادی فردی تلقی میشود و گاهی محدود کردن آن، مخالف آزادی انسان دانسته میشود. مسئله اساسی این است که آیا آزادی، به معنای امکان انجام هر میل و خواستهای است یا باید آن را در نسبت با عقل، اختیار و کمال انسانی تعریف کرد؟ در اندیشه شهید مطهری، پاسخ به این پرسش با تفکیک «آزادی از دیگران» و «آزادی از خویشتن» روشن میشود.
قم را باید پایتخت کتابخانههای حوزوی ایران دانست. حضور حوزه علمیه و مراکز علمی و دینی در این شهر، مجموعهای از کتابخانهها را پدید آورده که طلاب و روحانیان آنها را همچون گنجینههای دانش مینگرند.
جهان ما، جهان «شتاب» است. گویی همه ما در ایستگاهی ایستادهایم که قطارِ زندگی با سرعتی سرسامآور از آن میگذرد و ما تنها در پی گرفتن فرصتهایی هستیم که دائم از کف میروند.
در میان ما شیعیان، دوران زندگی سه امامی که پس از امام رضا (علیه السلام) زیسته اند، کمتر شناخته شده است. این امر در نگاه اول، طبیعی به نظر می رسد. این بزرگواران تحت شدیدترین مراقبت ها بوده اند و بنابراین در غربت زیست می کرده اند. به خصوص دو امام عسکریین که اصلا در یک منطقه نظامی تحت الحفظ به سر می برده اند. اما این تنها نیمی از ماجراست.
مسئله اساسی این پژوهش آن است که انسان در نگاه قرآن برای چه آفریده شده و چه مسیری او را به غایت مطلوب میرساند. پاسخ قرآن، یک هدف تکبعدی و محدود به زندگی فردی نیست؛ بلکه مجموعهای منسجم از عبودیت، معرفت، تزکیه، اختیار، عمل صالح، مسئولیت اجتماعی و بازگشت به سوی خدا را ترسیم میکند.