صفحه آخر
میخ آخر بر تابوت یک تمدن طولانی
۱۳:۲۲ - دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲

میخ آخر بر تابوت یک تمدن طولانی

ادعای 2500 سال تمدن که در فرازهاوفرودهای خود از یونان و روم باستان به فلسفه مدرسی و سپس به قرون وسطی رسید و در ادامه با نقطه عطف رنسانس به تجدد و پساتجدد وارد شد، به یک‌باره فرو ریخته است؛  الان حصحص الحق.

بوی ماه مهر
۱۴:۵۴ - یکشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۲

بوی ماه مهر

احمد نگاه کن! بالاخره دفتر نقاشی‌ام را پیدا کردم. تازه دیگه دستمم درد نمی‌کنه؛ خوب شده. پاشو دیگه. چرا نشستی؟! می‌خوام زودتر برسیم خونه و نقاشی‌ام رو به مامان نشون بدم.

برای تعامل با نوجوانان بینش عالمانه نیاز داریم
۱۲:۰۸ - چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۲

برای تعامل با نوجوانان بینش عالمانه نیاز داریم

برای تعامل با نوجوان، بینشی عالمانه نسبت به نسلی که به علت عدم شناخت ما، برچسب پرچالش بر آن‌ها خورده است، ضروری است. برای عبور از این جهل مرکب و ارتباط با آن‌ها باید مجهز به نگرش و روشی درخور باشیم.

فداکاری مادرانه
۱۲:۲۲ - دوشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۲

فداکاری مادرانه

هنوز حالم جا نیامده؛ دست چپم باهر حرکت کوچکی تیر می‌کشد. دکترگفت: «این آمپول‌هایی که نوشتم کافی نیست! باید هرشب دستت را با پماد پیروکسیکام ماساژ بدهی و گرمش کنی.»

سنت الهی در برخورد با ظالمان
۱۱:۵۵ - یکشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲
حکمت الهی اقتضائاتی دارد:

سنت الهی در برخورد با ظالمان

جنایتکاران اگرچه بتوانند با سوء اختیار خود چندصباحی در دنیای موقت و محدود بر مظلومان تسلط یابند؛ اما به‌زودی در دادگاه عدل الهی، به سزای اعمال خویش خواهند رسید و به سخت‌ترین مجازات گرفتار خواهند شد.

گل نرگس
۱۱:۱۹ - شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲

گل نرگس

کودک فلسطینی گفت: گُل نرگس! اون در راهه، به‌زودی می‌رسه و زمین دوباره سبز می‌شه… اللهم عجل لولیک الفرج

انتفاضه‌نگار
۱۲:۱۴ - چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۲

انتفاضه‌نگار

بچه‌ها مشت‌های گره‌کرده‌یشان را جلو بردند. سربازها گلنگدن تفنگ را به عقب. فردا همه روزنامه‌ها از انتفاضه می‌گفتند…

رد پا
۱۲:۰۱ - چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۲

رد پا

هرچه جلو رفتم کوچه‌های تنگ و باریک، داشت پهن و گشاد می‌شد. دانه‌های تسبیح بابا، سرپیچ ساختمان بازار، روی هم ریخته بود و ردپایش تمام شده بود.

ظهور نزدیک است
۱۱:۴۰ - سه‌شنبه ۹ آبان ۱۴۰۲

ظهور نزدیک است

دلم بیشتر لرزید. برای بچه‌هایی که معلوم نیست چه حالی دارند. خیال مادرشان راچه کسی قرار است آرام کند؟ یعنی این شب‌ها جایشان امن است. غذاشان گرم است و آبشان خنک؟ ظهور نزدیک است.

به وقت خروش
۱۲:۵۴ - پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲

به وقت خروش

به آرزوهایم می‌اندیشم، به آرزوهای دوستم، به آرزوی آن پسر بچه در حرم شاه عبدالعظیم حسنی؛ خانه‌ای بزرگ می‌خواست آنقدر بزرگ که خودش و پدر و مادرش و تمام دوستانش آنجا دور هم جمع شوند.

در همسایگی نور
۱۲:۲۰ - پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲

در همسایگی نور

از در چوبی و بزرگ که وارد حرم می‌شدیم، تا مامان سلام بدهد، روی انگشت‌های پا بلند می‌شدم تا جلو را بهتر ببینم. عاشق صحنه‌ای بودم که بابا را با آن لباس مانتویی مشکی، زیر تابلوی «یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه» می‌دیدم.

الفبای مظلومیت
۱۲:۴۶ - چهارشنبه ۳ آبان ۱۴۰۲

الفبای مظلومیت

غزة [غ َزْ زَ] با «غین» شروع می‌شود؛ همچون غم. با «ه» تمام می‌شود؛ همچون هّم. این روزها تمام هّم‌وغممان مردم مظلوم غزه و فلسطین است.