فضایل اخلاقی به عنوان مقولهای انسانساز که آدمی را از دیگر موجودات متمایز میسازد و روشنیبخش قلب او میشود، همواره مورد توجه ادیان آسمانی بوده است.
دو روز است که میلاد از تایباد آمده است. صورت استخوانیاش زرد، حلقههای چشمش گود افتاده و کاملا ساکت است. فکر میکنم میلاد در این دوسه ماهی که نبوده، چقدر تغییر کرده است؛ هم میشناسمش، هم نه.
انگار از توی عکس زل زده درست توی چشمهای من. منی که صبح خواب مانده و سکوت خانه را برای انجام سفارش کارم از دست دادهام.
محمد(ص)، درهای بسته را به روی انسان میگشاید تا او را به سمت خیرهای مادی و معنوی زاینده، بالنده و سعادتبخش ره نماید.
شب شعر دفاع مقدس «هزار سلسله لیلا» با حضور بانوان شاعر کشوری و استان اصفهان و با اجرای فاطمه افشاریان فرزند شهید افشاریان، گوینده رادیو و از مجریان و شاعران جوان تهران، در حوضخانه باغ غدیر برگزار شد.
همینجایی که زمین خوردی، خیلی سال پیش، پسرم خورده بود زمین. اون موقعها اینجا هنوز خاکی بود. پشت زین دوچرخهاش رو ول کرده بودم که خودش بره. داشت خوب میرفتها… تا برگشت دید پشتش نیستم؛ یکدفعه تعادلش به هم خورد.
بلندگوهای حیاط، نوحه «شهید گمنام سلام» را میخواندند و تابوت به سمت میز برده میشد. تابوتهایی پر از گل گلایل سفید و رزهای قرمز و دستهایی که به امید شفاعت به آن گره خورده بود.
پس از چهار دوره برگزاری رویداد علمی جایزه مصطفی(ص) در ایران این بار نوبت شهر اصفهان است تا میزبان پنجمین دوره جایزه مصطفی باشد.
تا برگزاری پنجمین جایزه علمی مصطفی(ص) چیزی نمانده است. روز جمعه (هفتم مهر) مراسم افتتاحیه این رویداد در سالن اجلاس سران اصفهان با حضور دانشمندان برتر جهان اسلام در شهر تاریخی اصفهان برگزار میشود.
زینب کوچولو کمی آنطرفتر توی تشک مخصوص خودش خوابیده است. دوست دارد شبها تو بغل خودم بخوابد، از زمین و زمان سؤال بپرسد و یکریز حرف بزند تا چشمهایش سنگین شود.
همینطور که چشمانش بسته و در رختخواب دراز کشیده بود، به سکههای زیر تشک دست کشید. خنک بودند. با دست آنها را شمرد. پنج تا بودند. زیرورویشان کرد تا عدد یک روی هر کدامشان را لمس کند.
خسته از کار به سمت خونه برمیگشتم. صبح که هیچ، داشت ظهر میشد. دیگه نا نداشتم. آخرین نفری بودم که از مینیبوس پیاده میشدم.