چند سال پیش بود که برای نخستین بار رویدادهای حجاب و عفاف بهطور وسیع در شهرهای مختلف برپا شد و به دنبال آن اقتصاد و فرهنگ متفاوتی در این زمینه ایجاد شد.
حالا که در خرداد 1403 به سر میبریم، 9 ماه از عملیات طوفانالاقصی و حملههای بیوقفه رژیم صهیونیستی میگذرد؛ 9 ماه از شب و روزهایی که اسرائیلیها آسایش مردم غزه را سلب کردهاند و علاوه بر جنایات همیشگیشان، روی دیگری از وحشیگری را به نمایش گذاشتهاند.
فرهنگسرای پگاه کلاسهایی برای توانمندسازی مردم جامعه برگزار میکند تا پس از آموزش هنرجویان، با اشتغال آنها عزتنفسشان افزایش پیدا کند و تغییرات متفاوتی را در زندگی خود به وجود آورند.
اگر آثار دورکیم را بازخوانی کنیم، یکی از متداولترین مفاهیمی که او بهکرات بیان کرده، «وجدان جمعی» یا «collective conscience» است؛ مفهومی که اشاره به روحی جمعی در میان مردم دارد؛ بهطورمثال، ملیگرایی احساسی است که بهطور طبیعی همه مردم یک جامعه آن را مثبت میشمارند و درون خود احساس میکنند.
یکی از فنون جنگ آن است که بهجای کشتنِ یکایکِ سپاهیانِ دشمن، پهلوانی را بکشند که پشتوپناه همه اهل سپاه است و همه به حضور و توان او دلخوشاند؛ پهلوانی که نگهدارنده نظامِ لشکر است و دیگران به بودنِ او دلهایشان قُرص است و قدمهایشان استوار.
اگر نگاهی کلی به گفتوگوهای ده سال اخیر در حوزه زنان داشته باشیم، اساس و محور صحبت کارشناسان در این راستا، اشاره به نبود زیرساختها برای حضور اجتماعی زنان است؛ موضوعی که از ابعاد گوناگون میتوان به آن نگاه کرد و به همین دلیل قصد پرداختن به آن را هم نداریم؛بااینحال نپرداختن به موضوع بهمنزله حلشدن مشکل نیست.
همه ما در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعیمان به دنبال دستیابی به اهداف بزرگ و مطلوب هستیم و برای رسیدن به آرمانهای مدنظرمان برنامهریزی کرده و متناسب با هدف پیش رو تلاش میکنیم.
فرهنگسرای استاد همایی موفق به پرورش استعدادهای ورزشی برای کشور شده است و دغدغه فرهنگسازی آن سبب شده تا به یک فرهنگسرای خوب تبدیل شود.
هنگامی که از نزدیکی دبیرستان بهشتآیین عبور میکنم، مثل همیشه، متوجه آن نقش پرمعنایی میشوم که بر دیوار این مدرسه، برجستهنمایی شده است. این نقوش، به ما سیر زمانی دنبالهدار یک زن را نشان میدهد که در ابتدا باردار است و شکمش به جلو آمده. سپس همان مادر را نشان میدهد که نوزادی را در آغوش گرفته است و سپس در تصویر دنبالهدار بعدی، راه رفتن را به کودکش یاد میدهد. سپس او را به مدرسه میبرد و …
حجاب مسئلهای است که در چند سده گذشته هرگز از چالشبرانگیزی نیفتاده و همواره کانون بسیاری از مناقشات اجتماعی بوده است. این چالش در صدسال گذشته مناسبات و معادلات بسیاری را آفریده و گاه روزهایی بحرانی را رقم زده است. عدهای در گروه مخالفان قرار گرفته و سعی در ملغا کردن اجبار حکومتی آن داشتهاند، عدهای هم با احکام شرعی و قانونی لزوم پایبندی مردم و مسئولان را طلب کردهاند.
چندباری او را در جلسات هفتگی دیدهام؛ بهتر است بگویم هربار پا در جلسات گذاشتهام، یا آنجا بوده یا خودش را به برنامه رسانده است. وقتی میآید تنها نمیآید؛ همیشه تعدادی دختر نوجوان با او همراه هستند؛ همراهانی از جنس رفاقت.
او را از دوسه سال پیش میشناسم. البته شناخت آنچنانکه نه؛ چند باری در بعضی از جلسات باهم سلام و علیک کوتاهی داشتهایم و من هر بار با خودم گفتهام که عجب آرامشی به آدم میدهد این زن! چه متانتی دارد! برای بار نخست که تماس میگیرم و موضوع گفتوگو را با او در میان میگذارم، تواضع به خرج میدهد. میگوید چرا به سراغ بقیه نمیروید و من هم میگویم خب شما هم یکی مثل بقیه.