صفحه آخر
گذرگاه‌های نصف‌جهان؛ تماشایی و کارآمد
۱۱:۴۰ - یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲
درنگی در پل‌های تاریخی اصفهان به روایت جهانگردان فرنگستانی

گذرگاه‌های نصف‌جهان؛ تماشایی و کارآمد

اصفهان شهر پل‌هاست؛ پل‌هایی که به درازنای تاریخ و در پس قرن‌ها ماندگار مانده‌اند و خویشتن را به ما رسانده‌اند تا دیدارشان و گذر بر پهنای آن‌ها به یادمان آورد که به‌راستی این دیار چه پُرقدمت است و به‌راستی اصفهان شهری دیرپاست و دلربا.

هیچ ربطی به من ندارد!
۱۱:۳۳ - شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

هیچ ربطی به من ندارد!

بر منکرش لعنت! حتما همین‌طور است آقاپسر نوجوان! اکثر کارهای مفید، به ویژه اگر برای جمع هم مفید باشد، با چنین جمله‌ای از سمت برخی از شما نوجوانان روبه‌رو می‌شود.

اتفاقات هولناک برای عابران پیاده
۱۱:۱۲ - چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲

اتفاقات هولناک برای عابران پیاده

از مواردی که من و همکارانم در سالن مونیتورینگ مرکز کنترل ترافیک و نظارت تصویری شاهد آن هستیم، اتفاقاتی است که برای عابران پیاده در ترافیک شهری رخ می‌دهد و بسیاری از این اتفاقات که موجب آسیب و بعضا از دست دادن جان این عزیزان است، از عدم اطلاع آنان از نحوه استفاده صحیح از شبکه ارتباطات شهری، شناخت نسبت به وسایل نقلیه مختلف و تخمین فاصله ترافیکی نشئت می‌گیرد.

حق اندیشه
۱۰:۵۵ - چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲
رأی می‌دهیم

حق اندیشه

ثریا روی نیمکت چوبی نشسته بود و ناخن‌هایش را سوهان می‌کشید. ترکیب بوی ادکلن‌ها، توی کلاس همیشه کار دستم می‌دهد.

مجلس شورای اسلامی مدرسه
۱۰:۴۹ - چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲

مجلس شورای اسلامی مدرسه

اولش که رأی‌گیری اعضای شورای مدرسه انجام شد فکر نمی‌کردیم رَکب بخوریم. بچه‌ها چنان با اشتیاق نامزد شدند و با هم رقابت کردند که به فکر افتادم چند کرسی اضافه کنم اما دست آخر منصرف شدم.

تداوم روز نو و شادمانه کشت‌وکار
۱۰:۴۲ - چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲
درنگی در آیین نوروز و پیوستگی آن با زیست کشاورزان

تداوم روز نو و شادمانه کشت‌وکار

نوروز جشن طبیعت است؛ آیینی است که با فرهنگ کار و کوشیدن پیوندی نزدیک و دل‌نشین دارد.

کسی می‌آید…
۰۹:۳۵ - سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲

کسی می‌آید…

پیرمرد به درخت تکیه داد و نفس بلندی کشید و به کیسه نایلونی نگاه کرد؛ یک بسته چای، یک کیسه قند، گل محمدی،چند شیشه گلاب‌ و سه کیلو شکلات .

چشمت روشن به نور مولا
۱۰:۳۹ - دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲

چشمت روشن به نور مولا

مامان فاطی امروز صبح شله‌زرد گذاشت، خودش را زیبا کرد و گفت: «وقتی قرار است مهمان بزرگ برای آدم بیاید، باید رنگ‌ به رو بگیرد تا نکند دل مهمان با دیدنش بگیرد.» چادرش را دور قدش پیچید و در دیگ را برداشت.

عروس اردوگاه
۰۹:۲۵ - پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲

عروس اردوگاه

الیاس دندان‌هایش را روی هم فشار داد تا بغضـی را که سد راه گلویش شده بود، خفه کند. دست گذاشته بود به دستگیره در و می‌خواست برود.

بلوار امین، کوچه ۱۱
۰۹:۱۹ - پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲

بلوار امین، کوچه ۱۱

بسته نان میکادوی توی کمد، مرا با خودش برد به بیست‌وهفت‌هشت سال پیش؛ وقتی که ۹ ساله بودم. زندگی وارد مرحله عجیبی شده بود و همه‌چیز برایم تازگی داشت.

مسئولیت‌های نامحسوس
۰۴:۳۳ - چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲

مسئولیت‌های نامحسوس

چند روز پیش خبر کلاهبرداری یک شرکت فروش موبایل (آیفون) منتشر شد. برای شرکت کوروش‌کمپانی، سلبریتی‌ها و بلاگرهای زیادی تبلیغ کرده بودند و هرکدام در شناسایی این شرکت به مشتریان سهمی داشتند.

می‌خواهم دنیا پر از نام «علی» باشد!
۰۶:۵۵ - سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۴۰۲
روایت یک اسم‌گذاری عجیب و تاریخی

می‌خواهم دنیا پر از نام «علی» باشد!

پسرخاله‌ام وقتی به دنیا آمد تا چند روزی اسم نداشت! البته دخترها معمولا اسم بچه‌هایشان را از همان کودکی یا نوجوانی انتخاب می‌کنند و حتی شاید این کار فقط مخصوص دخترها نباشد. اما به هر حال پسرخاله‌ من وقتی که به دنیا آمد تا چند روزی اسم نداشت.