پایداری
حکایت سنگ قبر شهید حامد صفاریان!
۱۰:۴۰ - شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۴

حکایت سنگ قبر شهید حامد صفاریان!

شهید حامد صفاریان به گفته مادر، به شدت «کتاب‌خوان» بود و اهل مطالعه. هم زیاد کتاب می‌خواند، هم زیاد کتاب هدیه می‌داد.

از عشق به خلبانی تا همراه شدن با شهید طهرانی‌مقدم!
۱۰:۳۳ - شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۴
شهید «حامد صفاریان» به روایت پدر

از عشق به خلبانی تا همراه شدن با شهید طهرانی‌مقدم!

«حاج مهدی صفاریان» خلبان بوده است و شور و شعفی که از پرواز خلبانان غیورمرد ارتش و هوانیروز در سال‌های ابتدایی جنگ در وجودش می‌نشیند، باعث می‌شود علاقمند به این حرفه شود.

حرکتی بی‌سابقه بر تن مدیترانه!
۱۰:۱۰ - سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴

حرکتی بی‌سابقه بر تن مدیترانه!

حال مدیترانه خوب است، خیلی خوب. این روزها امید است که جوانه زده روی امواج پر تلاطمش. مهربانی آدم‌ها پاورچین‌پاورچین کنار هم قرار گرفته و شده همبستگی جهانی. ناوگانی از عشق به هم رسیدند و شدند ریسه‌ای از امید بر دل پُر درد غزه. راه افتادند تا امید را از دل مدیترانه راهی ساحل زخم‌آلود غزه کنند.

با «هوش مصنوعی» راوی شهدا شوید!
۰۹:۴۸ - سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
اصفهان در حال برگزاری اولین رویداد ملی شهدا در نگاه نسل نو است

با «هوش مصنوعی» راوی شهدا شوید!

در نشستی با اصحاب رسانه و خبرنگاران اصفهان، «اولین رویداد ملی شهدا در نگاه نسل نو» در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های هوش مصنوعی به صورت رسمی آغاز به‌کار کرد.

این پاییز قرمز است!
۰۹:۱۵ - سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
از بذرهای یک جنگ تمام عیار تا خرمشهری که اشغال شد

این پاییز قرمز است!

در ایران پاییز فصل آغاز سال تحصیلی است. سال 1359 در عراق، رئیس‌جمهوری حاکم بود که برای شروع پاییز برنامه‌های دیگری داشت و پاییز را فصل آغاز جنگی خونین انتخاب کرده بود. صدام روز شروع جنگ را روز «صاعقه» و نام جنگ را «قادسیه» و خود را «سردار قادسیه» نامیده بود.

ابوعبیده هرگز تمام نمی‌شود…!
۱۰:۱۶ - شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴

ابوعبیده هرگز تمام نمی‌شود…!

او را با چفیه فلسطینی قرمز رنگش می شناسیم. مردی با چشمانی سیاه و بسیار نافذ. چهره‌ای پر از معما، شخصیتی ناشناخته و البته بسیار دوست‌داشتنی با هاله‌ای از رمز و راز. شچهره‌ای ناشناس که او را تبدیل کرده به صدای مقاومت.

24 هزار + 107 شهیدِ جنگ با اسرائیل!
۱۰:۰۸ - شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
سرپرست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان از تازه‌ترین آمار و ارقام می‌گوید

24 هزار + 107 شهیدِ جنگ با اسرائیل!

بیش از 24 هزار شهید در جنگ تحمیلی هشت ساله و 107 شهید منتسب به اصفهان در جنگ 12 روزه آماری است که سرپرست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان از آن خبر می‌دهد.

«اصفهان در دفاع مقدس» در شبکه‌های اجتماعی!
۱۰:۴۶ - سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴
نگاهی به اثری ماندگار از پاسدار جانباز «احمدرضا مهدوی»

«اصفهان در دفاع مقدس» در شبکه‌های اجتماعی!

«اصفهان در دفاع مقدس» نام کانالی است که این روزها در فضای مجازی ویژه در شبکه پیام‌رسان ایتا، مشغول به فعالیت است.

خبری خوش برای «مسکن» ایثارگران!
۱۰:۴۳ - شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴
سفر معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امورایثارگران به اصفهان چه دستاوردهایی داشت؟

خبری خوش برای «مسکن» ایثارگران!

اصفهان؛ هفته گذشته میزبان معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران بود. سفری یک روزه که در دومین روز از هفته دولت و با اهداف و برنامه‌های مشخصی صورت گرفت.

یک پرواز؛ دو سرنوشت…!
۱۰:۲۱ - سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴
همراه با مادر شهید صفاریان و روایتش از سفر حج و سوغات شهادت که برای پسرش حامد آورد

یک پرواز؛ دو سرنوشت…!

یک پرواز؛ دو سرنوشت! «دو» تا می‌آیند و «یکی» می‌رود. پدر و مادر از «حج» و حامد شاید به «کربلا»…! این حکایتِ این روزهای خانه‌ای در دلِ یکی از خیابان‌های اصفهان است.

«شهدا» پایِ ثابت مشایه!
۱۰:۱۴ - شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴
چرا عکس شهدا امسال بیشتر از سال های قبل در پیاده‌روی اربعین دیده شد؟

«شهدا» پایِ ثابت مشایه!

به وقت تقویم ما، دو روز از اربعین سال صفرچهار، گذشت. اربعین، ما را می‌رساند به قصه‌های مشایه. به جستجو برای رسیدن به کربلا، به کمال، به اینکه باید راه را تا انتها رفت، به اینکه در سمت درست ایستاده‌ایم، به همقدم شدن برای رسیدن به یک هدف واحد، برای رسیدن به نور به حسین علیه‌السلام.

سیزده سال و شش روز!
۱۰:۳۵ - دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
از فیلم بیست‌و‌یک ثانیه‌ای جشن تولد فاطمه شریفی تا روزی که خبرِ شهادتش آمد

سیزده سال و شش روز!

فیلم را توی گوشی باز می‌کنم! صدای مملو از خوشحالی بچه‌ها توی هم پیچیده است…! «ده»، «نه»، «هشت»، «هفت»….، به «یک» که می‌رسند، یکی آن دور و بر، توی آن شلوغی می‌زند سرشانه فاطمه و یادش می‌آورد که: «آرزو، آروز، آرزو کن فاطمه…» و به اندازه یک چشم برهم زدن، فاطمه آرزوهایش را توی دلش ردیف و شمع تولد سیزده سالگی‌اش را فوت می‌کند.