سایههای غروب دهم تیرماه آرامآرام روی دیوارها میخزد و من برای دیدار و گفتوگو با پدر و مادر شهید حامد مشکاتی وارد کوچه ۲۷ و سپس خانهشان میشوم. پرچمهای اباعبدالله الحسین(ع) و حجله قرمزرنگ با عکس بزرگی از شهید و عکس کوچکتری از عموی شهیدش، در میانه حیاط جلب توجه میکند.
من عاشق جلوتر از زمان و مکان بودنم. عاشق رفتن به 30، 40 سال آینده. یک وقتهایی پا را فراتر میگذارم و به زمانی فکر میکنم که هیچ کدام از ماهایی که الان هستیم، نیستیم.
هُرم آفتابِ سرظهرِ آخرین روزِ بهار خیمه زده روی ماشین، روی سَرَم… و داغیِ آن نشسته روی تن گوشی، توی دستم….! قرارمان ساعت دوازده ظهر است؛ در یکی از خیابانهای حوالی جاده دولتآباد.
نگار یک سد محکم گذاشتهاند جلوی کلمههایم. واژههایم دلودماغ ندارند. پشت چراغقرمز، چشمهایم قرمز میشود. گره میافتد بین ابروهایم، چراغ که سبز میشود یادم میرود باید حرکت کنم.
نام مهدی ربانی در ساعات اولیه عملیات تروریستی اسرائیل علیه فرماندهان سپاه در فضای مجازی بهعنوان هدف ترور مطرح شده بود. این در حالی است که ساعتی بعد و با اعلام خبر شهادتش گفته شد که «در پی حادثه اخیر، پیکر کامل سرلشکر شهید مهدی ربانی هنوز یافت نشده و تلاش نیروهای امدادی همچنان ادامه دارد.
دهم تا سیزدهم خردادماه، اصفهان میزبان شورای هماهنگی مشاوران وزرا در امور ایثارگران بود. هفتهای شلوغ با اتفاقات متفاوت و البته متعدد!
یکی از اولین گروههای اعزام شده به غرب کشور را سردار جواد استکی، فرماندهی میکرد. ایشان (که یکی از مربیان آموزشی در پادگانهای 15 خرداد و غدیر بود)، پس از پیام تاریخی امام خمینی (ره) مبنی بر تلاش همه جانبه برای آزادسازی پاوه، جمعآوری نیرو و آموزش آنها را آغاز کرد.
هشت سال دفاع مقدس در حالی سپری شد که حضرت امام (ره)؛ پیشوا و راهبر رزمندگان بود؛ کسی که در همه این سالها لحظهای نگاه پدرانه خود را از سر فرزندانش در خطوط عملیاتی و در لحظههای سخت نبرد با دشمن سرتاپا مسلح برنداشت.
رزمایش فرهنگی کاروان دوی امدادی «عاشقان حسینی، زائران خمینی»؛ عنوان رزمایشی است که از سال ۷۴ کلیدش زده شد و هرساله به مناسبت ایام رحلت حضرت امام خمینی (ره) برگزار میشود.
شهید مهدی زینالدین یکی از فرماندهان جوان در هشت سال جنگ تحمیلی است که باوجود گذشت سالها از شهادتش، هنوز مرام و منش و شجاعت و دلیرمردیهایش حرفها برای گفتن دارد.
« بیبی جان»؛ شب خاطره رزمندگان و شهدای فاطمیون در اصفهان، عنوان برنامهایست که به تازگی توسط دفتر ادبیات پایداری حوزه هنری اصفهان درحال برگزاریست و تا کنون چهار نشست آن در چهار فصل اجرایی شده است.
فکر نمیکردم به این زودیها دوباره درباره غزه و 7 اکتبر بنویسم. راستش را بخواهید مدتهاست غزه چنان احاطهام کرده است که امکان نوشتن برایش را ندارم.