روایت‌شهر
در تلاطم از دست دادن
۱۵:۱۹ - شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

در تلاطم از دست دادن

توی مسجد کوچکی که چند متری با خیابان کشوردوست فاصله داشت، ایستادیم به نماز. مسجد به‌قدری کوچک بود که در هر صف، فقط دو تا سه نفر می‌توانستند بایستند.

تأمل در یک «ایستگاه»
۱۵:۱۴ - شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵
تغییر ایستگاه قدیمی کوی بهار در اتوبان شهید آوینی و مقاومت مردم برای نپذیرفتن این تصمیم

تأمل در یک «ایستگاه»

بعضی‌اوقات مسئولان شهری مجبورند به واسطه توسعه شهر و تغییراتی که در شاکله آن رخ می‌دهد، تصمیم‌هایی اتخاذ کنند که شاید پذیرش آن برای مردمی که سال‌ها در آن موقعیت‌ها قرارگرفته‌اند و به استفاده از یک شیوه مشخص عادت کرده‌اند، سخت باشد.

نرگس سرخ
۱۴:۳۶ - پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵

نرگس سرخ

من عاشق گل نرگسم. عاشق عطر بی‌رقیبش. عاشق آن ظاهر مهربان و بی‌آزارش‌ بدون ذره‌ای زمختی. عاشق زمستانی بودنش در عین لطافت، بدون حتی یک خار. همه‌ این‌ها به کنار، رایحه نرگس برایم یادآور باغچه پر از گل خانه کودکی‌ام است‌.

در پی لیلا
۱۴:۳۳ - پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵

در پی لیلا

روی بلندی سکوی نزدیک ورودی خیابان لشکری ایستاده‌ام. حوالی پل کالج بودیم که مأموری با عینک رفلکس آبی‌نارنجی و کلاش به دست بین مردم راه می‌رفت و با بالاترین حد صدایش می‌گفت: «مردم، آقا رو بردن انقلاب. آقا اینجا نمی‌آن. تشییع از انقلاب تا آزادیه.»

سؤال بی‌جواب
۱۲:۵۹ - پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵

سؤال بی‌جواب

نماز ظهر تازه تمام شده بود. حسین کز کرده بود توی سه‌کنجی‌های کنار شبستان مصلی. شال عزا روی سرش انداخته و پیراهن سیاه آستین‌کوتاه به تن داشت.

در رثای رهبران جان‌بخش
۲۰:۱۶ - چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵

در رثای رهبران جان‌بخش

مرد نشسته بود توی اتاقک هدایا و نذورات حرم حضرت معصومه(س) و چشم دوخته بود به مانیتور روبه‌رویش. هر چند دقیقه یکبار هم اشک چشم‌های قرمز‌شده‌اش را با دست پاک می‌کرد و آه می‌‌کشید.

پیامبرهای دل‌سوخته
۲۰:۱۰ - چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵

پیامبرهای دل‌سوخته

ایستاده بودم وسط حیاط بزرگ مصلی. لحظه‌های آخر بعداز ظهر سومین روز وداع بود. آفتاب تیز و پرسوز می‌تابید. مه‌پاش‌ها هر چند لحظه یکبار سر و صورتمان را خیس می‌کردند.

روز وداع یاران
۲۰:۰۷ - چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵

روز وداع یاران

هیچ وقت این محله تهران را که یکی از اقوام ساکن آن بود، دوست نداشتم. حس دل‌گیر و خفه‌کننده‌ای داشت؛ اما دیروز که این محله طبق برنامه‌ای که برای مسیر تشییع اعلام کرده بودند، مسافت نزدیکی به سمت مسیر تشییع و خیابان دماوند داشت، حس دین و قدرشناسی به آن پیدا کرده بودم و به خودم قول داده بودم که دلم را با این محله صاف کنم.

تغییر به بهای حذف
۱۴:۴۵ - چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵
بین کودتای 28 مرداد32 تا انقلاب اسلامی، معماری اصفهان چگونه دستخوش تغییر شد؟

تغییر به بهای حذف

معماری دوره پهلوی دوم به سه بخش تقسیم می‌شود: دوره اول بین سال‌های ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. دوره دوم از سال ۳۲ شروع می‌شود و تا اوایل دهه ۴۰ و زمان اصلاحات ارضی ادامه دارد و دوره سوم هم برای بعد از اصلاحات ارضی تا پیروزی انقلاب اسلامی است.

سفری برای اتصال
۱۳:۴۱ - سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵

سفری برای اتصال

صبح روز جمعه که سعیده گفت: «ورودی های تهران جمعه شب محدود می‌شه»، مثل همیشه یکهو برای سفر تصمیم جدی گرفتیم. من و همسرم آدم‌های یک‌باره سفر کردن هستیم.

ماندن را نمی‌خواهم
۱۳:۳۳ - سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵

ماندن را نمی‌خواهم

با ذوق، عروسک را گرفتم و توی چشم‌های مصنوعی‌اش گم شدم. خیلی وقت بود دلم عروسک خواب و بیداری می‌خواست. عروسکی که وقتی دراز می‌کشید، چشم‌هایش بسته می‌شد و وقتی می‌ایستاد یا می‌نشست، چشم‌ها تمام باز می‌ماند.

ابتلا به حضور
۱۳:۲۹ - سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵

ابتلا به حضور

یک نفر را می‌شناسم که اجازه ندارد به هیچ‌کدام از مراسم‌های وداع و تشییع برود. اجازه ندارد، نه به این معنی که بچه است و اختیار زندگی‌اش دستش نیست یا توانایی اداره خودش را ندارد. نه! زنی است بالغ و عاقل و توانمند.