دانش آموز
اشک‌ها فریاد می‌زنند
11:54 - یکشنبه 27 آبان 1403

اشک‌ها فریاد می‌زنند

جلوی میز معاون ایستاده بود. وارد دفتر که شدم، گفتم: «کجا بودی سه‌چهار روز غیبت داشتی؟» معاون خندید و گفت: «آقای بنی‌اسدی! این پسر دیگه رفتنی شد… .»

نمودار درختی برای انجمن اولیا و مربیان
10:03 - دوشنبه 21 آبان 1403
مشکل ساختاری اصلی در انجمن‌ها تکیه صرف بر ارتباطات شخصی است

نمودار درختی برای انجمن اولیا و مربیان

از جلسات خارق‌العاده دانش‌افزایی خانواده‌ها در مدارس صحبت می‌کنند و برای خود برند می‌سازند که گویی نمی‌دانند آغاز نهادی مانند انجمن اولیا و مربیان در اروپای قرن نوزدهم با همین جلسات دانش‌افزایی خانواده‌ها بوده است.

چرا بعضی اتفاق‌ها نمی‌افتد؟
12:24 - یکشنبه 20 آبان 1403

چرا بعضی اتفاق‌ها نمی‌افتد؟

بی‌قرار و مضطربم وقتی نمی‌نویسم؛ مثل معتادی که به جنس ناب نرسیده. از آخرین مدیرنویسی‌ام شش روز می‌گذرد. نه اینکه سوژه‌ نوشتن نباشد، نه.

مُسکن دردها
10:56 - چهارشنبه 16 آبان 1403

مُسکن دردها

انگار یک آدم صدکیلویی چکش گرفته بود دستش و می‌کوبید به پیشانی‌ام. سرم از درون می‌سوخت و تیر می‌کشید. بعد مدرسه، تا ساعت سه جلسه مدیران بود و پشت‌بندش از چهار تا هشت مدرسه بودیم.

رویدادهای پرمغز؛ توضیح‌های کم‌مغز
11:13 - سه‌شنبه 15 آبان 1403

رویدادهای پرمغز؛ توضیح‌های کم‌مغز

روز ۱۳ آبان به‌عنوان روز دانش‌آموز، ما را به یاد خاطره‌هایی از دوران مدرسه و صبحگاه‌هایی توأم با سخنرانی مختصر مدیر و معاون پیرامون روز ملی استکبارستیزی می‌اندازد، صبحگاه‌هایی که حتی اگر با سکوت کامل هم به سخنان آنان گوش می‌دادیم، بازهم خیلی متوجه اصل ماجرا نمی‌شدیم؛ درنهایت نیز این مراسم با اهدای جوایز کوچکی مانند مداد یا پاک‌کن به دانش‌آموزان به اتمام می‌رسید.

گزارشی از دغدغه دانش‌آموزان در مدرسه
11:09 - سه‌شنبه 15 آبان 1403

گزارشی از دغدغه دانش‌آموزان در مدرسه

نمی‌دانم چرا روز هرکسی در تقویم فرامی‌رسد، باید به مراسمی دعوت شود و در آنجا به سخنرانی و نصیحت دیگران گوش دهد؟ ما ترجیح دادیم که به دانش‌آموزان در روز خودشان فرصت بیان دغدغه‌هایی را که دارند، بدهیم.

من تلاشگرم!
11:01 - سه‌شنبه 15 آبان 1403
گفت‌وگوی «اصفهان‌زیبا» با دانش‌آموز عطرین وطن‌خواه، پژوهشگر حرفه‌ای کشور

من تلاشگرم!

اسم دانش‌آموز که می‌آید، یک عده می‌پرسند کدام دانش‌آموز؟ این دانش‌آموزهای امروزی که نسلشان فلان است و فلان؟ همان‌ها که این‌طور شده‌اند و با معلم‌هایشان چنان‌وچنین می‌کنند؟

یک کتاب مدیرنویسی
12:00 - یکشنبه 13 آبان 1403

یک کتاب مدیرنویسی

«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پرونده‌ها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه مو‌سفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبه‌رویم نشسته بود.

گپ نوددقیقه‌ای مدیردانش‌آموزی
12:40 - شنبه 12 آبان 1403

گپ نوددقیقه‌ای مدیردانش‌آموزی

رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی روی میز بود. بچه‌ها رفته بودند کلاس‌ مشاوره. سکوت عصرگاهی توی دفتر جان می‌داد برای مطالعه …

صندلی داغ برای الگوی جدید مدرسه مذهبی
10:34 - چهارشنبه 9 آبان 1403

صندلی داغ برای الگوی جدید مدرسه مذهبی

با اخم وارد اتاق مدیر راهبردی می‌شوید و متوجه احوال شما می‌شود. یک لیوان شربت به شما تعارف می‌کند و شما هم با اکراه برمی‌دارید و با خود می‌گویید «شربت یا چای؟ کدام مناسب چنین جلسه‌ای است؟»

ذوق خانوادگی
11:35 - دوشنبه 30 مهر 1403

ذوق خانوادگی

دست گذاشته بودیم زیر چانه و چشم‌ دوخته بودیم به مانیتور، چشم‌انتظار راه افتادن سامانه فارغ‌التحصیلی دانش‌‌آموزان.

کتاب‌خوان‌ها همدیگر را خیلی زود  پیدا می‌کنند
09:44 - پنجشنبه 26 مهر 1403

کتاب‌خوان‌ها همدیگر را خیلی زود پیدا می‌کنند

زنگ خورد. ده ثانیه بعد در زد و اجازه گرفت بیاید توی دفتر. مستقیم آمد سمت میزم. سرم توی کامپیوتر بود و دانش‌‌آموزان جامانده‌ از کتاب درسی را ثبت‌‌نام می‌کردم. چشم‌توچشم که شدیم، یک‌هو گفت: «آقا! شما نویسنده مورد علاقه‌تون کیه؟»