بیستوپنجمین نشست مجازی گروه حفاظت ایکوم ایران، اینبار میزبان دکتر فریبا خطابخش بود تا درباره عملیات حــفــاظــت و مــرمــت در نــقــشجــهـــان توضیحاتی ارائه دهد. در این نشست که با عنوان «فعالیتهای حفاظتی و مرمتی در میراث جهانی میدان امام (نقشجهان) اصفهان» در ساعت ۱۱ روز سهشنبه (۱۸ آذرماه) برگزار شد، دکتر خطابخش، که ریاست گروه حفاظت و مرمت میراث فرهنگی اصفهان و مدیریت پایگاه میراث جهانی میدان امام را عهدهدار است، به توضیح فعالیتهای انجامشده در این پایگاه پرداخت. در این نشست که میزبانی آن با بهنود گوهربین، سرپرست کارگروه حفاظت آرایههای معماری ایکوم ایران، بود، مدیر پایگاه میراث نقشجهان ضمن توضیح اقدامات انجامشده در این مجموعه به سؤالاتی در زمینههایی مانند ماجرای مرمت گنبد مسجد شیخ لطفالله و فعالیتهای پژوهشی این مجموعه وسیع پرداخت که در این گزارش به مهمترین بخشهای این نشست اشاره شده است.
شاید برای شما اتفاق نیفتاده باشد که در زیر آفتاب در ظهری داغ و تابستانی، پس از ساعتی پیادهروی به یک سقاخانه رسیده باشید و پس از رفع عطش برای زنده و مرده وقفکننده آن سقاخانه طلب آمرزش کنید. حالا اینکه برای من چند بار این اتفاق افتاده به کنار، احتمالا کارکرد دوم و رمانتیکتر سقاخانه در زمان قلیان احساساتان، شما را واداشته باشد که به یکی از این محلها بروید و شمعی را روشن کنید. واقعیت این است که با رشد امکانات شهری، وجود آبخوریهای بهداشتی متعدد و بطریهای آبی که در هر چند قدم میتوان از یک فروشگاه خرید، آن کارکرد قدیم و حیاتی سقاخانهها منسوخ شده است. دیگر کمتر کسی رغبت میکند کاسه برنجی زنجیرشده به سقاخانهای را پر از آب کرده و بنوشد.
کاشیهای سقاخانه چهارراه نقاشی را از بالا یکییکی دزدیدند تا رسیدند به گلوی اثر ولی دیگر نتوانستند پایینتر بروند. با تلاش مردم علاقهمند به میراث فرهنگی، یگان حفاظت و بخش امانی اداره کل میراث استان اصفهان، نهتنها کاشیدزدها و کاشیها پیدا شدند، بلکه روز گذشته بخشی از عملیات استحکامبخشی و مرمت و برگرداندن کاشیها به کالبد سقاخانه نیز انجام شد. روایت پیش رو، گزارشی است که طی حضور در کارگاه مرمت برایتان تدارک دیدهام به این امید که افزایش آگاهی عمومی درباره میراث ارزشمند اصفهان چراغی باشد بر راه حفاظت و مرمت میراث ارزشمندمان. جا دارد تأکید کنم که مرمت سقاخانه نقاشی میتواند آغازی باشد بر جریان حفاظت، شناسنامهدار و حتی تـــوریستیکــردن ســـقاخــانههـای بهیادگارمانده در جای جای اصفهان و این مهم فقط با همکاری و همافزایی سه ارگان اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، شهرداری منطقه و اداره کل بهسازی و نوسازی شهرداری اصفهان ممکن است.
پس از سفر اخیر رئیس مؤسسه فرهنگی اکو به اصفهان، اخبار مختلفی از همکاریهای این مؤسسه با ارگانهای مختلف فعال در گردشگری اصفهان، به گوش میرسد. جدیدترین خبر هم مربوط به جلسه مجازی اتاق بازرگانی اصفهان با مسئولان این مؤسسه است که طی آن دو طرف بر برگزاری فمتریپ (سفر آشناسازی) به منظور رونق گردشگری کرونا و تحریم زده اصفهان تأکید کردهاند. به گزارش سرویس میراث و گردشگری روزنامه اصفهانزیبا، جلسه شورای همکاریهای گردشگریفرهنگی مؤسسه فرهنگی اکو و استان اصفهان با شعار «همافزایی برای توسعه گردشگری فرهنگی در اصفهان» با شرکت مشاور عالی رئیس اتاق بازرگانی اصفهان و در قالب سومین جلسه شورای همکاریهای گردشگریفرهنگی مؤسسه فرهنگی اکو و استان اصفهان، برگزار شد.
محال است آخرین دهه صفر باشد و هنگام گذر از کوچههای برخوار صدای شیپور و آواز تعزیه ایرانی را نشنوی، اما امسال این ویروس کوچکی که جهان را تسخیر کرده، دستش به آیین سنتی و مذهبی ایرانیان هم رسید و تقریبا تمام مراسمهای تعزیهخوانی اصفهان را به تعطیلی کشانده است؛ از حسینیه تاریخی حضرت ابوالفضل قودجان در خوانسار تا مراسمهای کوچک و بزرگ شهرستان برخوار و خمینی شهر. اما حالا که از دیدن میراث مهمانان بازماندهایم، پای صحبتهای حجتالاسلام سیر محمد مؤمنی نشستیم تا از تعزیه بشنویم.
منبت شهرستان گلپایگان هنری بینظیر است و بهزودی این شهر بهعنوان شهر ملی منبت ایران به ثبت خواهد رسید، اما هنوز برنامهریزی و گامهای استواری برای شناسایی این رشته بهعنوان یک هنر صادراتی انجامنشده است و این هنری که در خون مردمان گلپایگان جریان دارد نتوانسته درآمد پایداری را برای هنرمندانش ایجاد کند. در گفتوگو با رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان گلپایگان، سعی کردیم درباره تلاشهای این شهرستان برای معرفی منبت ویژهاش در سطح ملی و بینالمللی جویا شدیم و در ادامه روایتهایی درباره چگونگی خلق آثار منبت را نقل کردهایم تا بهاینترتیب پنجرهای برای آشنایی مخاطبان با این هنر سنتی ویژه بگشاییم.
زبان، آیینها و آدابورسوم، هنرهای اجرایی، مهارت در ساخت صنایعدستی و همچنین دانش سنتی مرتبط با طبیعت و کیهان، تجلیگاه میراث فرهنگی غیرمنقول، معنوی یا ناملموس است. در این میان، استان اصفهان با داشتن 125 پرونده ملی ثبتشده درزمینه میراث ناملموس یکی از استانهای شاخص است که در ششماهه اخیر نیز پروندههای مرتبط با میراث ناملموس همچنان باوجود آسیبها و موانع بسیاری که تحت تأثیر کرونا ایجادشده برای ثبت در فهرست میراث ملی بررسی میشوند. میراث ناملموس و معنوی جزئی لاینفک از میراث مادی زندگی مردم است و در اجزای زندگی ما ریشه دارد که این موضوع از یکسو، عاملی خوشایند است و از سویی دیگر، نشان میدهد مردم و مسئولان در حفظ و حراست از این میراث وظیفه خطیری دارند.
سال 1381 بود که اصیلترین هنر مذهبی ملی ایران به قلب نیویورک رفت و تعجب یک شهر را برانگیخت و با تعزیهخوانان اصفهانیاش توانست روی جلد مجلهها و روزنامههای آمریکایی برود و از یک هنر نوظهور تازهکشفشده خبر بدهد. حاج حسن نرگسخانی یکی از تعزیهخوانان برجسته کشوری بود که در ضیافت تعزیهخوانی نیویورک حضور داشت و درخشید. امروز پای صحبتهای حاجحسن نرگسخانی نشستیم تا از تعزیه در قلب ایالتی بشنویم که یک سال قبل از این اجرا حمله یازده سپتامبر در آن به وقوع پیوسته بود. شخصی که به جرئت میتوان گفت افتخار تعزیه ایران و اصفهان است.حسن نرگسخانی، مشهور به حسن دلیگانی را علاقهمندان و فعالان هنر تعزیه به خوبی میشناسند. شخصیتی که سابقه چهل و سه ساله فعالیت در تعزیهخوانی و مداحی اهل بیت را دارد. پای گفتوگو با او نشستیم و حالا شما میتوانید روایتهایی از یک عمر تعزیهخوانی را از زبان خود او در ادامه این گزارش بخوانید.
وبینار «کسبوکارهای کوچک و متوسط گردشگری و کووید ۱۹: استراتژیهای احیاء و بازیابی» روز شنبه، ۲۹ شهریور ،ساعت ۱۸ به مدت دو ساعت برگزار شد. در این وبینار که با همراهی جمعی از برجستهترین استادان دانشگاههای داخل و خارج در عرصههای مرتبط با گردشگری و معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی برگزار شد، دکتر سیامک سیفی، استادیار گروه جغرافیای گردشگری دانشگاه اولوی فنلاند، به عنوان دبیر و گرداننده به موضوع مهم این روزهای جهان پرداخت؛ اینکه با توجه به شیوع بیماری کرونا و تأثیر 80 درصدی آن بر کسب و کارهای کوچک و متوسط، چه استراتژیها و راهبردهایی برای احیا و تابآوری این کسب و کارها در برابر این بحران میتوان در پیش گرفت؟
محیطزیست یا میراث؟ معلوم است که انتخاب باید با حفظ هر دو باشد و هر تصمیمی که یکی از این دو را نادیده بگیرد، محکوم به شکست و حذف است. حالا خبری منتشر شده با این عنوان «قدیمیترین منطقه حفاظتشده جهان به نام میراث فرهنگی سند خورد» و این مفهوم که قلعه قمیشلو به نام اداره کل میراث فرهنگی منطقه سند خورده است؛ درحالیکه منطقه قمیشلو منطقه حفاظتشده و زیر نظر سازمان حفاظت از محیطزیست است. انتشار این خبر کشمکشی بین دو ارگان به راه انداخته ولی راستش را بخواهید برای ما مردم اینکه کلید قلعه دست چه ارگانی باشد اهمیتی ندارد؛ این مهم است که قلعه بهعنوان یک اثر تاریخی واجد ارزش حفظ شود و به همان اندازه هم مهم است که محیطزیست منطقه فدای پروژههای خام گردشگری نشود.
نهتنها گردشگران غیر اصفهانی، بلکه چهبسیار اصفهانیها که از کنار پل خواجو عبور میکنند، عمارتی زیبا و آجری با دو گنبد کوچک به چشمشان میخورد که درست نمیدانند چه هست. باریکتر که میشوند میفهمند یک مقبره است. قبر کیست؟ کنار پل چه میکند؟ چه زمانی ساخته شده و آیا مثل همهچیز مربوط به عصر شاهعباس است؟! این مطلب کاوشی است در جهت پاسخگویی به این سؤالات. در همه دنیا این قانون ساده، جاری و ساری است که باید آنکسانی که دوستمان داشتند، دوستشان بداریم. آری این بنا آرامگاهی است بیگنبد و بارگاه و خاموش. صاحب مقبره پروفسور پوپ از آن دسته آدمها بود که بهشدت اصفهان را دوست داشت.
مدیرکل دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی آب پاکی را روی دست طرفداران «خونبس» ریخت و اعلام کرد که به هیچ عنوان این رسم به نام میراث ناملموس ثبت نمیشود و در دستور کار شورای ملی ثبت میراث فرهنگی ناملموس هم قرار نگرفته است. این خبر در پی موجی که در دنیای مجازی علیه طرفداران این رسم قبیلهای راه افتاد، اعلام شده است. بر چه چیزهایی دقیقا میتوان عنوان «میراث ناملموس» را اطلاق کرد؟ برای پاسخ به این پرسش میتوان به کتاب «قدرت نرم میراث ناملموس، اسناد حقوقی و مالی برای حفاظت از میراث ناملموس» ترجمه آتوسا مؤمنی که از سوی «بنیاد میراث ناملموس اصفهان» حمایت شده است، مراجعه کنیم.