بچه
روش‌هاي مقابله با کودک لجباز
11:29 - شنبه 29 دی 1403

روش‌هاي مقابله با کودک لجباز

اگر کودک شما با هر چیزی مخالفت می‌کند و به اصطلاح لجباز است، نگران نباشید و به راهکارهایی مقابله با آن بپردازید.

«بچه سوم»  از سکوت تا صدا
11:46 - دوشنبه 17 دی 1403

«بچه سوم» از سکوت تا صدا

در همان ابتدای فیلمِ «بچه سوم» وقتی بدانیم که پدر، مادر و هر سه خواهر و برادرِ مهدی ناشنوا هستند، شاید این‌گونه تصور کنیم که مستند درباره ناشنوایان است؛ اما هرچه بیشتر زمان بگذرد، پی می‌بریم که داستان درباره زندگی یک شنواست؛ درباره فرورفتن در سکوت و دوباره غرق صداشدن است.

مثل مسخ‌شده‌ها
08:49 - یکشنبه 18 آذر 1403

مثل مسخ‌شده‌ها

جنگ تمام شده بود. سربازهای ارتشی به کوچه و خیابان می‌زدند. یک‌یک خانه‌ها را بازرسی می‌کردند و چیزهایی را که به دردشان می‌خورد غارت می‌کردند. فرمانده دستور داد هیچ‌کس را زنده نگذارید.

کالسکه‌ران
09:49 - پنجشنبه 1 آذر 1403

کالسکه‌ران

از توی کوچه صدای همهمه بچه‌ها می‌آید. حتما ساعت 12 شده. به‌زحمت دستم را می‌کشم تا گوشی تلفن را از روی پاتختی بردارم. شماره نورا را می‌گیرم.

یک خواب آرام
11:38 - سه‌شنبه 8 آبان 1403

یک خواب آرام

با صدای جیغ پسربچه از خواب پرید بالا، نفهمید خودش را چطور به اتاقش رساند. پسرک ایستاده بود وسط تختش و یک‌بند گریه می‌کرد، به هق‌هق افتاده بود و موهای خرمایی قشنگش از شدت گریه و عرق به همدیگر پیچ خورده بودند.

یک ایده ساده برای مدارس دخترانه
11:55 - سه‌شنبه 3 مهر 1403

یک ایده ساده برای مدارس دخترانه

دختر من در یک مدرسه غیردولتی به‌اصطلاح مذهبی درس می‌خواند. سال اولی که او را در این مدرسه ثبت‌نام کرده بودم مدیر مدرسه در صحبت‌های ابتدایی‌اش گفت …

ملاکِ دین‌داری
11:25 - یکشنبه 24 تیر 1403

ملاکِ دین‌داری

تا رسیدیم کنج دیوار، کنار پرده‌ها جا گرفتیم. مسجد شلوغ نبود.

کوچه‌های بدون بچه
12:59 - شنبه 9 تیر 1403

کوچه‌های بدون بچه

آخ پام! سوختم، خدا سوختم! پدرم در حال مرتب‌کردن طارمه است. من با شلوار استریج آلبالویی در حصار شمشادهای دور باغچه خانه نشسته‌ام و با بیلچه کوچک مشغول کندن گودال هستم.

سرمایه‌ دنیا و اُخری
11:51 - سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1403

سرمایه‌ دنیا و اُخری

وقتی که پایم به دنیا باز شد، لقب سومین دختر خانواده را به نامم زدند.بابا از آن کردهای بچه‌دوستی است که جنس بچه‌ها خیلی برایش فرقی نمی‌کند. نه که فرق نکند؛ اما آن‌طور که مامان همیشه تعریف می‌کند، بابا از قدیم دور سفره را شلوغ می‌پسندیده.

کودکانی که در دنیای شغل‌های بزرگ قد می‌کشند
09:49 - یکشنبه 13 اسفند 1402
گزارشی درباره کودکانی که برای گذران زندگی به‌ناچار مشغول کار هستند

کودکانی که در دنیای شغل‌های بزرگ قد می‌کشند

ابوالفضل موهایش را صاف می‌کند. فرزانه مقنعه‌اش را می‌کشد جلو. سعید یقه‌اش را صاف می‌کند و محمد می‌خندد و یواشکی توی گوش همکلاسی‌اش چیزی می‌گوید.

پسرم محمد
11:04 - چهارشنبه 18 بهمن 1402

پسرم محمد

چندین سالی بود که با نادر ازدواج کرده بودم، اما بچه‌دار نشده بودیم. به قول عمه فاطی، که هر وقت به من می‌رسید می‌گفت :«هر وقت خدا بخواد دامنت سبز می‌شه غصه نخوری یه وقت» اما من غصه می‌خوردم.