جنگ شناختی، جنگی است که به جای تسخیر خاک بر تسخیر ذهنها و باورها استوار میباشد. در این جنگ، ابزارهایی مانند شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای، الگوریتمهای جذب توجه، سکوهای استریم ویدئو، اعلانهای وسوسهانگیز و محتوای کوتاه و سریع (مانند ریلز، استوری و …) بهعنوان «سلاحهای راهبردی» عمل میکنند.
یکی لایههای پنهان عملیاتهای روانی مبتنی بر جنگ شناختی در زمانهای مختلف مثل زمان عملیات سایه جنگ، ترور روانی کودکان و نونهالان است.
در میدان نبرد مدرن، جنگها دیگر تنها با ناو هواپیمابر و موشک بالستیک و بمب هوشمند پیش نمیروند. امروزه، «جنگ شناختی» به میدانی تبدیل شده که در آن، تسلط بر اذهان و باورهای عمومی هدف اصلی است. در این جنگ نامرئی، شایعه به عنوان سلاحی بسیار قدرتمند، ارزان و فراگیر، نقش اساسی ایفا میکند.
در عصر حاضر، تقابلهای بینالمللی شکلهای پیچیدهتری به خود گرفتهاند. مهمترین این اشکال، «جنگ شناختی»است که هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیمگیری و رفتار جامعه هدف است.
شاید سختترین کار در حوزه جنگ شناختی، انجام تبیین صحیح در زمان اجرای فاز عملیاتی جنگ شناختی است. بسیار واضح است که تنها هدف اربابان جنگ شناختی در تمام کشورهای مدنظرشان، براندازی حکومتی است که سد راه چپاولگری آنهاست.
جنگ شناختی به عنوان پیچیدهترین شکل جنگ در عصر حاضر، با سلطه بر اندیشهها و احساسات جامعه، مسیری برنامهریزیشده از نارضایتی تا براندازی را طی میکند. این فرآیند با ایجاد نارضایتی عمومی شروع میشود و با عبور از تابآوری جامعه، به اعتراضات خیابانی میرسد.
در عصری که مرزهای جغرافیایی کمرنگ شدهاند، میدان نبرد اصلی از خاکریزها به سمت صفحههای نمایشگر کوچک گوشیهای هوشمند جابهجا شده است. فضای مجازی، امروزه نهتنها ابزاری برای ارتباط و سرگرمی، بلکه به عرصهای برای نبردهای شناختی پیچیده و همهگیر بدل گردیده است.
در عصر حاضر، جنگها تنها با توپ و تانک و تسلیحات فیزیکی پیش نمیروند. امروزه «جنگ شناختی» به عنوان خطرناکترین و مؤثرترین روش نبرد مدرن شناخته میشود، جنگی که نه بر جسم که بر اذهان ملتها جریان مییابد.
در نگاه نخست، «آتشبس» به معنای پایان رنج، آرامش و آغاز بازسازی است. اما برای طراحان جنگ مدرن، آتشبس تنها تغییر میدان نبرد است؛ انتقال از جنگ سخت با گلوله و موشک، به جنگ نرم با «بیت» و «دوپامین».