سرانجام پس از 15 ماه بحران در نوار غزه، جنگی 470روزه، با 152 هزار شهید و زخمی و بیش از 11هزار مفقود، در این منطقه به پایان رسید …
غزه، نوار کوچک و پرجمعیتی که بهعنوان بزرگترین اسارتگاه و شکنجهگاه دنیا و بخشی از سرزمینهای فلسطینی بهشمار میرود، به دلیل محاصره اقتصادی، سیاسی و نظامی از سوی اسرائیل و محدودیتهای بینالمللی، با بحرانهای انسانی گستردهای مواجه است.
«حاج حسین لادانی» را بچههای لشکر امامحسین(ع) خوب میشناسند؛ همان که معروف است به بیسیمچی سردار حاج علی باقری، فرماندهای که کنارش قدکشید و بزرگ شد؛ آنقدر بزرگ که در سالهای بعد از جنگ هم، در خط مقدم جهاد بودن را فراموش نکرد و با تأسیس قرارگاهی به نیت خدمت رسانی به مردم کشورش، حجت را بر خیلیها تمام کرد؛ قرارگاهی که نامش را به نام فرمانده دیگرش، حاج آقا مصطفای ردانیپور گذاشت تا نگاهش، برکت راه و مسیرشان باشد.
صدا، صدای آشنای همیشگی بود؛ ولی در اثنای نماز ظهر؟ مگر چه اتفاق مهمی قرار بود بیفتد؟ «محمد، نگاههای معنادار تو را به آسمان میبینیم و تو را بهسوی قبلهای که رضایتت را جلب کند برمیگردانیم.»
وقتی گفتند برای غزه بنویسم، تمامِ من خسته شد. وقتی گفتند برای کودکان غزه بنویسم تمامِ منِ خسته، خیسِ اشک شد. شدم شبیه گنجشکی که زیر باران مانده و سرمای زمختی نشسته است به تنش…
ترس از گرسنگی ریشه به جانش زده بود. نوزاد را لحظهای از خودش جدا نمیکرد. هرچه یوما دست بر سرش میکشید و خواهش میکرد، فایده نداشت.
چند خانم نویسنده، لبخند به لب و قدمزنان در خیابان برادران مظفر شمالی، به سمت موزه میآیند.
تصویر پیکر بیجان دختربچه فلسطینی در آغوش پدربزرگی که شهید کوچک خود را «روحالروح» صدا میکرد، یکی از هزاران قاب اساطیری بود که از غزه و داستان غمانگیز آن، برای ما بهجا ماند.
دنبال کردن اخبار ممکن است گاهی صبر و حوصله ما را به چالش بکشد، اما بدون شک نمیتوان از حقیقت و چیزی که کنار گوش ما و زیر همین آسمان در حال رخ دادن است فرار کرد.
جنگ تمام شده بود. سربازهای ارتشی به کوچه و خیابان میزدند. یکیک خانهها را بازرسی میکردند و چیزهایی را که به دردشان میخورد غارت میکردند. فرمانده دستور داد هیچکس را زنده نگذارید.
نمیدانم. آدماند یا فولاد؟ چطور ایستادهاند؟ چطور مقاومت میکنند؟ اصلا چطور تاب میآورند؟ ما اگر جای آنها بودیم چهکار میکردیم؟
«صفیه لطیف» ازجمله هنـرمنـدانی است که گرهخوردن زندگیاش با هنر از مسیـر متفاوتی رقم خورده است. او نقاشی با گذشتهای منحصربهفرد، توانسته است صدای متفاوتی در هنر معاصر باشد.