تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در خصوص کاهش تنشها در دریای سرخ در شروع حملات آمریکا و انگلیس به یمن نقش مؤثری داشت. درواقع همین قطعنامه بود که راه را برای آمریکا و انگلیس باز کرد تا آنها بتوانند به یمن حمله کنند؛ قطعنامهای که روسیه و چین در عدم مخالفت با آن و دادن رأی ممتنع، بهنوعی با این موضوع موافقت کردند که عملکرد حوثیها در دریای سرخ اقدامی غیرقانونی است و باید جلوی آن گرفته شود.
گرم و بالبخند، مثل هر صبحِ شنبه با مدیر سلام و علیک کردم. دست داد امام چیزی پشت نگاهش بود که توجهم را جلب کرد.
شاید پس از جنگ جهانی دوم بود که با رواج تفکرات پستمدرن در اروپا این بحث به میان آمد که دوره سیاستگذاری بهصورت تخصصی و در چارچوبهای رشتهبندیشده آکادمی گذشته است و ما در خارج نه با موضوعات علمی، بلکه با مسائلی روبهرو هستیم که وجوه مختلف دارند و نمیتوان مسئله را صرفا اجتماعی یا صرفا اقتصادی دانست.
توانایی و قدرت دسترسی، تحليل، ارزيابی و انتقال اطلاعات و پيامهای رسانهای كه میتوان در چارچوبهای مختلف چاپی و غيرچاپی عرضه کرد، تعریف متداولی است که در این سالها از سواد رسانهای ارائه شده است؛ مقولهای که از جمله سوادهای دوازدهگانه محسوب میشود و لزوم یادگیری و توجه به آن توسط یونسکو و سایر نهادهای بینالمللی و ملی مسئول در زمینه آموزش و دانش، توصیه شده است.
برای مبارزه با ترور و تروریسم چندین راهحل وجود دارد که باید همزمان با هم از آنها استفاده کرد.
قلبش آمده بود توی دهانش… صدای نفسهای بلندش، گوشش را پرکرده بود. خداخدا میکرد زودتر برسد. بیقراری امانش را بریده بود. دستهایش را توی هم مچاله کرده بود و همینطور به هم میکشید. چشمش به در بیمارستان که افتاد، خودش را بهسرعت از ماشین گذاشت پایین.
روز سوم ژانویه2020 به واسط اقدام تروریستی دولت ترامپ در به شهادت رساندن سردار شهید «قاسم سلیمانی» در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد، از یکسو بازتابدهنده ضرورت مبارزه با تروریسم و از سوی دیگر، نمودی عینی از ضرورت تداوم نبرد برای کسب عدالت، آزادی و حاکمیت است.
با اخم و بدون خداحافظی در را پشت سرم بستم و زدم بیرون. بلند گفت: «پس حداقل شال و دستکشت رو ببر!» خودم را زدم به نشنیدن. درست یادم نیست سر چی بحث شروع شد و کار به آنجا کشید؛ اما یادم هست که راضی نبود به رفتن و من اصرار داشتم که وعده کردهام و باید بروم. آخرش حتی صدایم هم کمی بالا رفته بود.
چندسالی است که اصفهان و معضلاتی که یکبهیک خود را در پهنه این شهرستان نشان میدهند، برای بسیاری از متفکران و اصفهاناندیشان پرسشهای اساسی را به وجود آورده است؛ اینکه «مسیر شکوفایی اصفهان از کجا منحرف شده است؟»، «چه عواملی را باید علت وضعیت فعلی دانست؟» و «چه باید کرد؟»
دوره میافتاد و به همه میگفت اگر مشکلی که داشت هر چه زودتر حل نمیشد. حق هم داشت که ناراحت باشد. بنده خدا که بنده هرکس و ناکس نیست که بشود به او هر چیزی گفت. معلم هم شاید کم و زیاد او را سر کلاس دیده باشد اما دلیل نمیشود کم و زیاد او را سر کلاس بگوید!
بدون شک بزرگترين شخصيت دوران انقلاب اسلامي در اصفهان، سيد علياکبر پرورش است. کسي که در سالهاي بعد از انقلاب به مدت حداقل بيست سال محور جمعکننده بسياري از نيروهاي انقلابي و مکتبي بود. بعد از سالهاي درخشش او نيز (منظور از دهه هشتاد به بعد است) کسي نتوانست جانشين او شود؛ به اين معنا که يگانهمحور معنايي و مصداقي نيروهاي مذهبي شود.
صحبتهاي استاد پرورش آگاهيهايي از جنس اسلام و انقلاب به مردم ميداد. هرکجا برنامهاي براي سخنرانيهاي ايشان برپا بود، موجي از جمعيت جوانان و علاقهمندان به دين اسلام و انقلاب پاي منبر ايشان حضور پيدا ميکردند و از همين طريق هم مرحوم پرورش توانست روح انقلاب و روح بيباکي و مبارزهگري عليه عوامل شاه و حکومت را در مردم بدمد