به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایش «کاتاتونیا» به کارگردانی خسرو صفوی، اقتباسی خلاقانه و جسورانه از تراژدی «مکبث» شکسپیر است که با تمرکز بر تجربه روانی و حسی مخاطب، جهانی کلاسیک را به زبان نو و فرمیک بازآفرینی میکند.
این اثر فراتر از روایت خطی داستان، با موسیقی مرموز، حرکات جمعی و فرمیک بازیگران و تصاویر ویدیویی، ذهن و احساس مخاطب را به تجربهای تازه و گاه کابوسگونه دعوت میکند. «کاتاتونیا» نه تنها بازخوانی تراژدی مشهور شکسپیر است، بلکه تلاشی است برای نشان دادن بحرانهای روانی و انسانی که از گذشته تا امروز جهانشمولاند؛ از وسوسه و جنون گرفته تا عذاب وجدان و فروپاشی درونی.
نمایش «کاتاتونیا» به کارگردانی خسرو صفوی، که در تالار فرشچیان اصفهان به روی صحنه رفته است، اقتباسی خلاقانه از تراژدی «مکبث» شکسپیر است که تمرکز خود را بر فضای روانی و فرم نمایشی گذاشته است. این اثر، نه بر روایت خطی تاریخی، بلکه بر تجربه حسی مخاطب تکیه دارد و با موسیقی رازآلود، حرکات فرم و تصاویر ویدئویی، جهان مکبث را به شکلی تازه بازآفرینی کرده است.
اختلاف روانی پس از جنایت
نمایش «کاتاتونیا» عنوانی دارد که در نگاه اول ذهن را به حوزه روانشناسی میبرد. این واژه اشاره به نوعی اختلال رفتاری و روانی دارد که فرد را در حالت سکون، انجماد یا حرکات تکراری فرو میبرد. به گفته کارگردان، انتخاب این نام بیارتباط با سرنوشت تراژیک مکبث نیست. او در گفتوگو با اصفهانزیبا میگوید: «در لحظاتی از کار، مکبث و اطرافیانش دقیقاً در همین وضعیت روانی قرار میگیرند؛ گرفتار در دایرهای بسته از تردید و وسوسه.»
آغاز نمایش با تصویری از رود خونی در جنگل و موسیقی مرموز، مخاطب را وارد جهانی میکند که همزمان حس کابوس و واقعیت را تداعی میکند. ورود دسته جمعی بازیگران و شمارش اعداد با ریتمی تکرارشونده و وسواسگونه ایجاد میکند که یادآور وضعیت «کاتاتونیک» است؛ حالتی که در آن حرکت و گفتار در چرخهای بیپایان گرفتار میشود.
این فضای روانی، بازتابی از ذهن گرفتار و پر از اضطراب شخصیتهاست و یادآور جنون لیدی مکبث در متن اصلی است، مثلاً در جایی که لیدی مکبث شروع به شستوشوی مکرر دستهایش میکند که در نمایش هم به تصویر کشیده میشود.
تمرکز بر فرم و خلاقیت بصری
صفوی درباره انتخاب فرم بهعنوان ستون اصلی اثر میگوید: «این کار حاصل یکسال و نیم پژوهش، تمرین و کار کارگاهی است. در این مسیر، دو بازیگر دچار مصدومیت جدی شدند؛ یکی ترقوهاش شکست و دیگری با دنده شکسته روی صحنه میرود. برای من مهم بود که مخاطبان فهیم اصفهان کاری بهروز و باکیفیت ببینند. البته ترس داشتیم، حتی تصور میکردیم ممکن است در بازبینی رد شود، اما ارشاد از ما حمایت کرد و گفت جلو بروید. امروز جهان به سمت فرم و تصویرسازی میرود و من معتقدم کلمات بهتنهایی برای بیان عواطف کافی نیستند.»
در این مسیر، فرم و حرکت نهتنها وسیلهای برای روایت است، بلکه ابزاری برای ایجاد تجربهای روانی و فلسفی برای مخاطب به شمار میآید. استفاده از ایستاییهای طولانی، ضرباهنگهای ناگهانی و حرکات تکرارشونده، مخاطب را درگیر ریتمی میکند که حس بیقراری و وسواس شخصیتها را منتقل میکند.
بازخوانی تراژدی مکبث
در روایت اصلی، مکبث سرداری شجاع است که پس از پیروزی در جنگ با سه جادوگر مواجه میشود. پیشگویی آنان، همراه با وسوسههای همسرش، او را به قتل شاه دانکن وادار میکند. مکبث برای حفظ قدرت دست به جنایتهای بیشتری میزند و در نهایت با مرگ روبهرو میشود. لیدی مکبث نیز گرفتار عذاب وجدان و جنون میشود. در «کاتاتونیا»، این مسیر تراژیک حفظ شده، اما با زبان بصری و حرکتی نوآورانه بازگو میشود.
این اقتباس، با تمرکز بر فرم و تصویر، نشان میدهد که چگونه تراژدی کلاسیک میتواند با تجربه روانی و مدرن ترکیب شود و ذهن مخاطب را به بررسی تضاد قدرت و فروپاشی درونی مکبث دعوت کند.
تجربهای روانی و تصویری
نمایش عمدتاً بر پایه حرکات بدن و فرم، موسیقی، اکسسوار صحنه و کمی نورپردازی پیش میرود. حرکتهای جمعی، ایستاییهای طولانی و تغییر ناگهانی ضرباهنگ، فضایی روانی و گاه وهمآلود میسازند.
کارگردان با استفاده از نورهای موضعی و رنگهای سرد و قرمز، بر تضاد میان قدرتطلبی و فروپاشی درونی مکبث تأکید میکند. تصاویر ویدیویی که میان صحنهها پخش میشوند، به مثابه لایهای موازی از روایت عمل میکنند و زمینه تصویری بحران را تقویت میکنند.
گروه بازیگران این اجرا عبارتند از: روحالله حسینی، مهری حسینی، شهرزاد رضوی، آیلین روناسی، هدیه سیفی، تیدا شیرانی، بهار فخریان، نگار فرج، امیرحسین کبیری، ریمای کلامی، نگار نوری و زهره نیکبخت؛ هنرمندانی که با تلاش و پشتکار این تجربه دشوار و متفاوت را به صحنه آوردند.
چالشهای دسترسپذیری و اجرا
با وجود خلاقیتهای بصری و جسارت در فرم، «کاتاتونیا» تا حدی از دسترس مخاطب عام فاصله میگیرد؛ این نمایش بیشتر برای تماشاگرانی طراحی شده که با زبان نمادین و فرمیک آشنا هستند. تمرکز بیش از حد بر تصویر گاهی روایت را کمرنگ میکند و در برخی مقاطع، مخاطب را از جریان خطی اثر دور میسازد.
از سوی دیگر، حرکات فرم در طول اجرا یکدست نبود؛ برخی صحنهها با تمرین و دقت چشمگیر اجرا شدند، اما در بخشهایی دیگر هماهنگی و انسجام لازم کمتر دیده میشد که این ناهمگونی ضرباهنگ کلی اثر را دچار افت میکرد.
علاوه بر این، مقوله صدا یکی از نقاط ضعف فنی اجرا بود؛ در چند بازه زمانی صدای برخی بازیگران زن بهوضوح شنیده نمیشد و چه در حجم و چه در جنسِ آوا، نیاز به تقویت و تمرین بیشتری احساس میشد. این کاستیهای اجرایی در کنار نقاط قوت بصری، نشان میدهد اثر همچنان نیازمند بازخوانیهای فنی پیش از اجراهای گستردهتر است.
پیام و فلسفه اثر
صفوی درباره پیام اثر نیز توضیح میدهد: «میخواستم مخاطب هم درگیر تراژدی مکبث شود و هم متوجه شود که بحرانهایی مثل بیخوابی و از دست دادن آرامش، مسائلی جهانشمولاند. برای من، حتی مسئله کاتاتونیا مهمتر از خود مکبث است.»
این اثر با تمرکز بر مسائل روانی و انسانی، تلاش میکند نشان دهد که احساس اضطراب، وسواس و فروپاشی درونی تنها محدود به شخصیتهای تراژدی نیست، بلکه بازتابی از شرایط انسانی است که هر مخاطبی میتواند با آن ارتباط برقرار کند.
«کاتاتونیا» روایتی ساده برای انتقال یک تجربه روانی رایج
«کاتاتونیا» نمایشی است که بیش از آنکه در پی روایت ساده داستان باشد، میکوشد تجربهای روانی و فرمی به تماشاگر منتقل کند؛ اثری که ضعفها و ناهماهنگیهایی دارد، اما جسارت و تازگیاش در فضای تئاتر اصفهان قابل توجه است؛ جسارتی که نه تنها به بازخوانی تراژدی کلاسیک پرداخته، بلکه با خلق فضایی روانی و فرمیک، مخاطب را به تجربهای تازه دعوت کرده است. تلفیق روایت خطی مکبث با فرم و فضای مدرن، نشان میدهد که اقتباس میتواند هم وفادار به متن باشد و هم خلاقیت و تجربه بصری نو خلق کند.
نمایش «کاتاتونیا» در مقایسه با دیگر اجراهای اخیر در اصفهان با استقبال کمتری از سوی تماشاگران روبهرو شد. این در حالی است که بسیاری از آثار نمایشی در این شهر، با تکیه بر فضای طنز و رویکردی عامهپسند، توانستهاند مخاطبان بیشتری را به سالنها بکشانند.
رقابت با چنین نمایشهایی برای آثاری متفاوت و تجربهگرا مانند «کاتاتونیا» دشوار به نظر میرسد. هرچند نگاه فنی و تخصصی بیشتر معطوف به اینگونه آثار است، اما به دلیل محدودیت در دسترسی به سالنهای سطح یک، چنین نمایشهایی اغلب فرصت اجرای گسترده و جذب تماشاگران پرشمار را از دست میدهند.
این نمایش علاوه بر بازخوانی کلاسیک، فرصتی فراهم میکند تا مخاطب به تجربهای چندلایه، فلسفی و روانشناسانه دست یابد و با بحرانهای انسانی از منظر فرم و حرکت مواجه شود. «کاتاتونیا» نمونهای از تئاتر معاصر است که با جسارت و خلاقیت، مرزهای روایت را به چالش میکشد و زبان جدیدی برای بیان احساسات و ذهنیات شخصیتها ارائه میدهد.
در نهایت، این اثر نه تنها یادآور مکبث کلاسیک است، بلکه تجربهای نوآورانه و منحصر به فرد در تئاتر اصفهان محسوب میشود و مخاطب را به تأملی عمیق درباره قدرت، وسوسه، جنون و انسانیت دعوت میکند.



