به گزارش اصفهان زیبا؛ امسال پنجمین سالی بود که همزمان با سالروز عملیات کربلای 4، غواصان گردان یونس و نیروهای یگان دریایی لشکر امام حسین (ع) در خیمه گلستان شهدای اصفهان دور هم جمع شدند تا یاد و خاطره آن روزها را زنده کنند. شب بود و هوا سرد؛ مهمانان اما گرمای جلسه شده بودند.بچهرزمندههای دهه 60، درست سیوهشت سال بعدازآن زمستان سخت سال 65، حالا با محاسن سفید و موهای جوگندمی دست زن و بچه و حتی نوههای قد و نیم قدشان را گرفته بودند و آمده بودند تا بنشینند پای خاطرات آن روزها؛ پای خاطرات رفقایشان، پای خاطرات آن روزهایی که اگرچه بیش از سه دهه ازشان گذشته است؛ اما هنوز زندهاند و روایتهایش مثل روز جلو چشمانشان روشن! مهمانان این برنامه، میزبان هم بودند؛ غواصان گردان یونس به همراه نیروهای یگان دریایی لشکر امام حسین (ع)، میزبان حدود سه هزار نفر رزمنده با خانواده!
سردار عباس عطایی، فرمانده یگان دریایی لشکر امام حسین (ع) پشت تریبون میرود تا برای بچهها از غیرت و صلابتشان در کربلای 4 بگوید؛ از روزی که 300 گردان عملیاتی وارد کربلای چهار شدند. از اینکه ما جنگ را بلد نبودیم، ما در دفاع مقدس، جنگ را یاد گرفتیم. سردار عطایی میگوید: «به چهره تکتکتان که نگاه میکنم هنوز همان غیرت و صلابت را میبینم و شک ندارم اگر همین امشب اعلام شود یک اتوبوس درب گلستان شهدا منتظرتان ایستاده تا سوارش شوید و بروید جنگ، سرِ رفتن، دعوایتان میشود.»
او ادامه میدهد: «قرار نبود جمهوری اسلامی بعد از انقلاب سالم و دستنخورده بماند. دشمن قرارش را بر این گذاشته بود که ایران را به 13 کشور تقسیم کند؛ درست مثل همین بلایی که الان سر سوریه آوردند؛ اما بچههای سیزدهچهاردهساله ما، آن سالها، این اجازه را به دشمن ندادند. همانهایی که حالا قهرمانان هشتسال جنگ تحمیلی ما هستند. همان بچههای کربلای 3، کربلای 4، کربلای 5 و…!» فرمانده یگان دریایی لشکر امام حسین (ع) عنوان میکند: «ما آن موقع سیزدهسالمان بود و بر اساس سن کمی که داشتیم نمیتوانستیم وضعیت دنیای آن زمان را تجزیهوتحلیل کنیم. الان اما دید و نگاه ما و شما پیشکسوتان به دنیا با نگاهی که چهل سال پیش داشتیم، خیلی فرق کرده است.»
عطایی با بیان اینکه دشمنان ایران هیچ زمانی دست از سر کشور ما برنمیدارند و بهصورت مرتب برنامه توطئهگری برای کشور ما داشته و دارند، میگوید: «روزی که جنگ شد، ما با 372نفر از بچههایی که متعلق به همه ایران بودند و البته با محوریت بچههای اصفهان و با فرماندهی شهید ردانیپور و شهید خرازی جلو عراقیها رفتیم.» او ادامه میدهد: «ما تا عملیات فرمانده کل قوا یاد گرفته بودیم بیاییم عقب، کسی یاد نگرفته بود برود جلو. امام خمینی اما یک ترفند به ما یاد داد. امام(ره) فرمود سپاه تشکیل شود و در عقبه تشکیل سپاه، نیروهای بسیج بود. بسیج که تشکیل شد، با قوت و قدرت مردم و پشتوانه مردم، همه حرکت کردند و آمدند در میدان و آرامآرام سیل و هجوم رزمندگان دفاع مقدس از سراسر کشور به جبههها سرازیر شد؛ تا جایی که ما از یک گردان عملیاتی در عملیات فرماندهی کل قوا به 300 گردان عملیاتی در عملیات کربلای 4 رسیدیم.»
فرمانده یگان دریایی لشکر 14 امام حسین(ع) عنوان میکند: «ما از ابتدای جنگ عملیاتهای زیادی را پشت سر گذاشتیم؛ عملیاتهایی که شاید پیوسته نبود؛ اما ادامه داشت. یک جایی اما ما به عملیاتهایی رسیدیم که باید پایمان را توی آب میگذاشتیم و توی آب با دشمن میجنگیدیم. ما جنگیدن در خاک را در عملیاتهای قبل یاد گرفته بودیم. تأسیسات را از دشمن گرفته بودیم و دوباره به سمت دشمن برگردانده بودیم و دوباره با همان امکانات دشمن، با عراقیها شروع به جنگیدن کرده بودیم.»
سردار عطایی خاطرنشان میکند: «وقتیکه قرار بر جنگیدن در هور شد، تعدادی شناور از شمال ایران و تعداد هم از جنوب ایران خریدند. تعدادی شناور هم اجاره کردند و آوردند عملیات خیبر را انجام دادند. آوردند در هورالعظیم و در هورالهویزه. چیزی اما نگذشت که تقدیر فرماندهان ما براین شد که باید در هر تیپ و لشکری، یک یگان دریایی مجهز آموزشدیده نیز داشته باشیم که بلافاصله هرجا قرار شد، گردانهای غواص وارد شوند، پشت سرش نیز نیروی پیاده وارد شود. بنا شد هر یگانی هر تیپی هر لشکری یک یگان دریایی داشته باشد که این یگان دریایی، نیروهای پیاده را برای ادامه خطشکنی یا برای خطشکنی سوار بر شناورها بکند و این نیروی پیاده تا زمانی که داخل قایق بود، هیچ حرکت اضافهای نمیتوانست انجام بدهد تا ما او را از آب به خشکی انتقال دهیم.
شما باید در قالب شناوری بجنگید؛ ما اصلا قالب شناوری بلد نبودیم! ما را بردند سد دز و آنجا از هر تیپ و لشکری نیرو آورده بودند؛ ازجمله فرمانده گردانها. آنها را آوردند گذاشتند توی یگان دریایی فرمانده گروهبان و همین شناورها را به ما بدهند و ما با استفاده از همین شناورها تا عملیات کربلای 5 پنج عملیات آبیخاکی را ما انجام دادیم و در هر عملیات حسین ما را صدا میزد و اهمیت انتقال نیرو از این طرف آب، به آن طرف آب را به ما یادآور میشد. میگفت این بسیار مهم است و همهمان هم میدانستیم که خیلی مهم است. یکسری هم به شوخی به ما میگفتند یگان جوقی! قرار بود ما 42کیلومتر در هور همه یگانها، نیروهای پیاده، واحدهای عملیاتی، ادوات، اطلاعات، پشتیبانی، مهندسی و … را در گام اول با این شناورها انتقال میدادیم.
وقتی قرار شد ما در هور و در آب عملیات داشته باشیم، تازه رزم در آب را یاد گرفته بودیم. یاد گرفته بودیم در دفاع مقدس جنگ را آموزش ببینیم و با دشمن بجنگیم؛ دشمنی که با میلیاردها دلار پول ملتهای عربی پشتیبانی میشد. حالا امروز چندنفر در فضای مجازی جمع شدهاند و میگویند ما در کربلای 4 شکست خوردیم!»
فرمانده یگان دریایی لشکر 14 امام حسین(ع) تصریح میکند: «من میخواهم بگویم، مگر ما در عملیات فرماندهی کل قوا که اولین عملیاتی بود که اعتماد امام را دنبال داشت، چون توانش را نداشتیم، استعدادش را نداشتیم، پنج کیلومتر پیشرفت کردیم و در همان عملیات دو کیلومتر عقبنشینی کردیم؛ چون دشمن به ما پاتک زد، آیا ما در این عملیات شکست خوردیم؟ نه آقا! ما تازه یاد گرفتیم چگونه با دشمن بجنگیم. سلاح و تجهیزاتی که عراقیها داشتند کاملا وابسته به بلوک شرق بود و سلاحی که ما در اختیار داشتیم کاملا وابسته به بلوک غرب بود؛ آمریکایی بود.»



