به گزارش اصفهان زیبا؛ در چند شماره اخیر «اصفهانزیبا» به سراغ گروههای فرهنگی رفتیم که از سنوسال شکلگیریشان چند سالی بیشتر نمیگذرد. تشکیلات گستردهای ندارد و اسمورسمشان چندان به گوش نخورده است. بااینحال همانطور که پیشتر هم گفتیم، با قد و قامت کوچکشان بارهای سنگینی را برداشتهاند و دور نیست روزی که نسل جدید مجموعههای فرهنگی شهر را به نام خودشان کنند. یا شاید شکل جدیدی از مجموعههای فرهنگی که با قالبهای پیشازاین متفاوت است.
نام اصفهان را که بر زبان میآوردیم، پشتبندش میگویند نصفجهان است. بااینحال در پنج دهه اخیر و حتی پیشتر از آن فعالیتهای مذهبی در اصفهان سابقه بسیار طولانی دارد. چنین جریانهایی بعد از انقلاب سروشکل رسمیتری به خود میگیرد و بعضا با عنوان کانونهای فرهنگی، مجموعههای فرهنگی و مواردی ازاینقبیل شناخته میشوند؛ یعنی تا حدودی تشکیلاتی رسمی که عناوینی برای خود برگزیده و دست به کنشگری فرهنگی زدهاند.بااینوجود این روزها و بهخصوص همزمان با تحولات ایران و جامعه بینالملل گروههای جدیدی شکل گرفتهاند که اگرچه با مدلهای رسمی پیشین متفاوتاند، اما بیشک نوع فعالیتشان آنها را جزو دسته گروههای فرهنگی شهر میآورد.
چنین گروههایی معمولا در ابتدای راه خود هستند، تفاوتهای ماهوی با کانونهای فرهنگی شهر دارند و از طرفی ممکن است در نوع خود بدعتی محسوب شوند؛ چراکه این گروهها ارتباط بیواسطه با نوجوان را سرلوحه خودشان قرار دادهاند، سازوکارهای رسمی سایر کانونهای فرهنگی را ندارند و از طرفی به دنبال شهرت اسمورسمشان هم نیستند. یکی دیگر از این گروهها که قصد پرداختن به اقدامهایشان را داریم، «قرارگاه مشارکت حداکثری» است. سید علی تجویدی جوان 18 سالهای است که پیشازاین در سایر مجموعههای فرهنگی شهر مشغول به فعالیت بوده و همزمان با شکلگیری قرارگاه مشارکت حداکثری به این سو سوق پیدا کرده است. او به «اصفهانزیبا» چگونگی شکلگیری قرارگاه و نحوه فعالیتش را میگوید.
چطور شد قرارگاهتان شکل گرفت؟
جمع ما بهواسطه تعدادی جوان و نوجوان دهه هشتادی شکل گرفت که اتفاقا پیشازاین هرکدامشان در یکی از مجموعههای فرهنگی شهر عضو بودند. منتهی فعالیت در آن مجموعهها برای بچههای ما کافی نبود. درواقع قد بچههای ما بزرگتر از کانونهایی بود که در آنها مشغول به فعالیت بودند. به این خاطر که برخی از مجموعههای کنشگری اجتماعی و شهری ندارند و برخیشان حاضر به همکاری با دیگر مجموعهها نیستند.
یا حتی گاهی به اعضایشان فرصت نمیدهند که در فعالیتهای خود مجموعه هم مشارکتی داشته باشند. با اتکا به این ظرفیتی که بچهها داشتند، در سال 1400 و اثنای انتخابات ریاستجمهوری بود که دیدیم نوجوان و جوان جایگاه خودش را در سطح شهر پیدا نکرده و مجموعهها هم به نوجوانان بهعنوان کسی که میتواند در سطح شهر جریانسازی کند، نگاه نمیکنند. پس دغدغه شکلگیری قرارگاه در ما تقویت شد و از همان موقع در انتخابات، فعالیتهای تبلیغاتیمان، نشستهای میدانی و تولیدات فضای مجازی در راستای مشارکت حداکثری آغاز شد.این جمع از آن سال شکل گرفت؛ ولی تا انتخابات 1402 بهجز برگزاری جلسات ماهانه، برنامه دیگری نداشتیم. تا اینکه مجدد با انتخابات 1402 مجلس فعالیتمان رونق گرفت، در اربعین امسال برنامه برپایی موکب را داشتیم و تا امروز هم فعالیتهایمان متناسب با نیاز روز ادامه داشته است.
در حال حاضر که از فضای انتخابات و کنشگریهای سیاسی گذشتهایم، برنامه قرارگاه چیست؟
اصل جهتدهی ما به اردیبهشت سال گذشته برمیگردد. آن زمان یک محفل افطاری به میزبانی آیتالله رئیسی برگزار شد و چند نفر از اعضای قرارگاه ما هم حاضر شدند. بچهها در آن جلسه توضیح دادند که تا الان چه کردهایم و بیان کردند که اصل و اساس فکر ما این است که اگر به جوان و نوجوان میدان کنشگری ندهیم و او را در چاردیواری مدرسه محبوس کنیم، در دیگر فضاها به او میدان داده میشود و از انرژیشان در جهت عکس استفاده میکنند. ایشان بعد از شنیدن صحبتهای بچهها استقبال کردند و گفتند شما در همین راستا حرکت کنید و امکان و کنشگری جوان و نوجوان در فضای اجتماعی را فراهم کنید.
از طرفی به گرهخوردن به مبانی تأکید کردند و گفتند بحث تبیین را جدی بگیرید. این دیدار نقطه عطفی بود در کار ما و رویکرد ما از زبان ایشان جاری شد.در همین راستا ازجمله فعالیتهای فعلی ما حضور در مدارس است. به این صورت بهواسطه حضور اعضایمان در مدارس مختلف شهر، با مدیر آن مدارس ارتباط میگیریم و امکان حضورمان در مدارس حل میشود. در جلسه اولی که حاضر میشویم بیشتر گپوگفتی با دانشآموزان داریم و آنها به همراه بازی و گفتوگو با ما آشنا میشوند. در همین جلسه افراد مستعد آن مدرسه را شناسایی میکنیم و بهواسطه آنها جلسه بعدی برگزار میشود. در آن جلسه و در حین گفتوگو با بچهها سؤالات و دغدغههایشان حول محور مقاومت مطرح میشود. در جلسه آخر اساتید حاذق در مدرسه حضور پیدا میکنند و پاسخگوی سؤالات مطرحشده هستند.
درواقع بچهها صرفا واسطهای برای برقراری ارتباط هستند و انتقال محتوا توسط اساتید صورت میگیرد؟
بله هم واسطه برقراری ارتباط بودند و هم این فضا ایجاد میشد که دانشآموز باید برای پیداکردن پاسخ سؤالهایش، جستوجو کند.یک مورد دیگر از فعالیتهایمان هم در حال حاضر برگزاری مراسم اعتکاف است.
به دنبال آشنایی که با دانشآموزان مدارس پیدا کردهایم، از افراد شاخصشان دعوت کردهایم تا در اعتکاف قرارگاه شرکت کنند. قرار است در این برنامه یک سری جلسات قرآنی، جلسات تاریخشناسی اقوام بهخصوص قوم یهود و جلسات آشنایی با وظایف اجتماعی داشته باشیم.
تا الان امکان حضور در چند مدرسه فراهم شده؟
پنج مدرسه تحول خواه و دو مدرسه دولتی. البته خواست ما این است که در مدارس دولتی حضور بیشتری داشته باشیم. اینکه میگویید همه کارها بهواسطه نوجوانها شکل میگیرد، چطور ممکن میشود؟ بههرحال نوجوان 15 ،17 ساله، خودش نیاز به آموزش مبانی دارد.
ببینید ما الان 50 نفر عضو ثابت مجموعه داریم که همگی بین 15 تا 20 سال سن دارند. موضوعی که اول کار برای خودمان تعریف کردیم این بود که اگرچه ما نوجوان هستیم و ایدههای خلاقانهتری نسبت گذشتگانمان داریم؛ ولی نباید از استفاده از تجربیات گذشتگانمان که در این شهر و کشور کار فرهنگی کردهاند، غافل شویم. مثلا از ابتدای تأسیس قرارگاه خطدهی و پشتیبان اصلی کار با آقای دوستانی بوده و ایشان بزرگتر ما بودهاند. همچنین ما در روند فعالیتهایمان از اساتید مختلف بهره بردهایم.
هرجا سؤالی برایمان مطرح شده از متخصص آن حوزه سؤال کردهایم؛ مثلا در زمان انتخابات با برخی مدیران رسانهای شهر جلساتی داشتیم. یا در مباحث عقیدتی و معرفتی سؤالاتی ایجاد شده بود که باز با اساتید این حوزه جلساتی داشتیم و بعد خودمان به جمعبندی رسیدیم. البته اصلیترین مبنا و راهکاری که ما دنبالش هستیم، مبانی انقلاب و سخنرانی آیتالله خامنهای است.
اینکه به مناسبتهای مختلف فعالیتهای متفاوتی انجام میدهید، باعث آسیب نیست؟
بهخاطر اینکه چنین مشکلی ایجاد نشود، ما یک محور اصلی تعریف کردهایم و آن فعالیت تبیینی برای نوجوان و جوان بهویژه در مدارس است. حالا سایر کارهایمان را به این اصل گره میزنیم؛ مثلا اعتکاف را ادامه کارهای قبلیمان میبینیم و با حضورمان در مدارس پیوند میزنیم.
تأکید شما برای سرمایهگذاری بر نوجوانان از چه دیدگاهی نشئت میگیرد؟
ببینید نوجوان امروز به میدان کنشگری نیاز دارد. به فضایی که بتواند در آن حرکت کند و تجربه کسب کند. جایی که نوجوان بتواند در راستای دغدغههایش گام بردارد. اگر چنین چیزی برای او فراهم نشود، اگر از الان در جریان اتفاقات قرار نگیرند، ارتباطات قوی ایجاد نکنند، بیشک مجموعه فرهنگیهای ما و مدارسمان یک نسل عقب میافتد. این نوجوانان امروز، آیندگان فردا هستند.






