به گزارش اصفهان زیبا؛ افتتاحیه اکرانهای مردمی هجدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت به میزبانی روستای درهبید، نماد همبستگی و فداکاری در دوران دفاع مقدس، در سرمای زمستان برگزار شد؛ اما آنچه در این رویداد دیده و لمس شد، فقط گرما بود و نور و مهربانی. روستای درهبید از توابع شهرستان فریدن ویژگیهای خاصی دارد که شاید کمتر روستایی در ایران داشته باشد، روستایی شهیدپرور با مردمانی میهماننواز و پیشگام در خدمت به آرمانهای انقلاب اسلامی. به مناسبت برگزاری افتتاحیه جشنواره فیلم مقاومت در روستایی دور از مراکز استانها و پایتخت که شاید اقدامی بیسابقه در برگزاری چنین رویدادهایی باشد، با احمد مقیمی، مشاور وزیر فرهنگ در امور مناطق محروم، گفتوگویی کردهایم تا از چرایی انتخاب یک روستا برای چنین رویداد بینالمللی بدانیم.
در این دوره از جشنواره فیلم مقاومت صرفا مرکزنشینان مخاطب قرار نگرفتند و به حاشیهنشینان و روستاها نیز توجه شد. درباره ضرورت و اهمیت «عدالت فرهنگی در تراز انقلاب اسلامی» بگویید.
یکی از شعارهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت شهید رئیسی عدالت فرهنگی بود؛ بر همین اساس، قرارگاه عدالت فرهنگی در وزارتخانه به راه افتاد و برای اولینبار وزیر برای خود مشاور امور مناطق محروم تعریف کرد. با توجه به گفتوگوهایی که با وزیر محترم دولت چهاردهم، دکتر صالحی داشتهایم، امیدواریم این رویکرد ادامه یابد.اصل مسئله این است که باید به تمام استعدادها و ظرفیتهای فرهنگی هنری در کشور با نگاه عدالت محور نگاه کنیم. باید فرصتها و منابع و ظرفیتها عادلانه توزیع و قدمهایی برداشته شود تا نشان دهیم همهجای ایران، تهران نیست و به دنبالش نگاه فراتهرانی تقویت شود.
این مسئله باید بهعنوان سیاست کلی در نظر گرفته شود. باید کاری کنیم که هنرمندان و اهالی فرهنگ و هنر و رسانه در شهر و روستا و استان خودشان رشد یابند و مجبور نشوند در تمنای رشد و کمال، آواره مرکز استان یا پایتخت شوند. این افراد با خروج از شهر و دیارشان دچار چالشهایی میشوند. از طرف دیگر، بسیاری از هنرها متعلق به آن زیستبوم است؛ مثل موسیقیهای مقامی که در آن سرزمین تولید میشود. هنرمند با خروج و دوری از اقلیمش، ذائقه هنریاش نیز مختل میشود؛ به همین دلیل، موظف هستیم فرصتها و امکانات را عادلانه توزیع کنیم.
یکی از جاهایی که میتوانیم این مسئله را فریاد بزنیم، قراردادن پیوست مناطق محروم و دوردست در جشنوارههاست؛ منتها این زحمت را باید متولیان به جان بخرند؛ چون برگزاری جشنواره در تهران از نظر اجرا آسان بوده، اما در مناطق دوردست سختتر است؛ گرچه هزینههایش کمتر و اثرش بیشتر است. پس این نگاه باید تقویت شود و کارهای خوب باید ادامهدار باشد و نگاه عدالت فرهنگی پررنگ شود. عدالت از اهداف و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی است و در این خصوص قدمهای خوبی بعد از انقلاب تا کنون برداشته شده؛ ولی باید خط اصلی و دغدغه جدی و شبانهروزی همه مسئولان قرار گیرد.
از حال و هوای مردم روستای درهبید بابت برگزاری افتتاحیه جشنواره در این روستا و تأثیر این اتفاق بر آنها بگویید.
درهبید روستایی زنده است. اهالی این روستا به تمام گذشتهشان افتخار میکنند و این موضوع مهمی است. در این روستا بزهکاری صفر بوده، درِ خانه به روی مهمانان باز است و برای مهمانانشان چاوشی میخوانند. درهبید 170 جانباز دارد و در تمام انتخابات مشارکت صددرصدی و آرای انقلابی دارد. این روستا بعد از انقلاب یک رأی به بنیصدر نداده و 350 نفر داوطلب قطعی برای دفاع از حرم داشته است.
این روستا با پیشروی زمان بعد از انقلاب اسلامی، همچنان دستنخورده و پاک و پویا باقی مانده است.وقتی بنا شد جشنواره آنجا برگزار شود، تمام اهالی روستا استقبال کردند. هنگام ورود اتوبوس هنرمندان و اهالی فرهنگ به روستا، تمام اهالی به استقبال آمده بودند و در این برنامه مشارکت کردند. این نکته بسیار مهمی است؛ افتتاحیه نیز در مسحد برگزار و مسجد پر از جمعیت شد و اهالی تا پایان کار همکاری و همراهی کردند.
از چالش و زیبایی این دوره جشنواره که بهجای برپایی افتتاحیه در سالن همایش بهطور رسمی، بین مردم بدون هیچ تشریفاتی داخل مسجد برگزار شد و تأثیر آن بر مردم بفرمایید.
خروج افتتاحیهها و همایشها از سالنهای مرکز شهر و انتقالش به روستاها سخت است؛ ولی چند فایده اساسی دارد: برخلاف تصور، هزینهها کاهش و مشارکت مردم افزایش مییابد؛ زیرا با انتقال برنامه از مرکز شهر و استان به خارج از شهر، مشارکت مردم افزایش مییابد؛ چون حس میکنند کار از خودشان است. وقتی در یک سالن برنامه میگیریم، نیمی از سالن را مسئولان پر میکنند و از مردم خبری نیست و دعوتها جهتدار است؛ اما در روستا مشارکت مردم پررنگتر است.
هدف اصلی ما از برپایی جشنوارههایی مثل مقاومت که موضوعاتش مردمی است، مردم و رضایت آنهاست. اگر این نگاه فراتهران قوی شود، رضایت مردم نیز بیشتر میشود و به دنبالش کار برکت پیدا میکند و اهداف بهصورت کیفی محقق میشود و حتی کمیت افزایش مییابد؛ پس نتیجه این دست از اقدامها هزینه کمتر و مشارکت پررنگتر و جلب رضایت مردم و تحقق اهداف بیشتر، کشف استعدادها و رسیدگی به آنهاست؛ به تعبیری، برکت وارد کار میشود.
فعالان فرهنگی در قبال روستاهای دوردست و کمتربرخوردار چه رویکردی باید داشته باشند؟
بهعنوان کسی که به تمام ایران و استانها رفتهام و در هر استانی از چند نقطه کمتر برخوردار بازدید کردهام، عرض میکنم که محرومیت در ایران اسلامی نسبی است و محرومیت مطلق نداریم. آنطور نیست که مناطق محروم واقعا از همهچیز محروم باشند؛ برخورداریهایی دارند که در مرکز استان یا پایتخت نیست؛ مثلا از هوای پاک برخوردارند. مهمتر از آن داشتههای معنوی و صفات اخلاقی و پاکی و صداقت است. اینها سرمایههای اصلی زندگی یک انسان است. میخواهم بگویم محرومیت نسبی است.
از طرف دیگر، پیشرفتهای مادی این مناطق با قبل از انقلاب اصلا قابلمقایسه نیست و از امکانات مادی مثل آب و برق و گاز و جاده و مسجد و خانه بهداشت و ورزشگاه برخوردارند؛ اما تا رسیدن به نقطه مطلوب جای کار دارد. کسانی میخواهند برخی مناطق را مطلقا محروم عنوان کنند و این سیاهنمایی است.جور دیگر باید نگه کرد. شهرستانها و روستاها گاهی مرکز و اصل ماجراست و مرکز استان و پایتخت دوردست و محروم است. گاهی تعریف را باید از محرومیت و برخورداری تغییر بدهیم. جا دارد که مسئولان و مردم و حتی فعالان فرهنگی و هنری حرکت کنند و به این مناطق دوردست بروند و از آنجا برای رشد خودشان استفاده کنند و اگر کاری از دستشان برمیآید، انجام دهند. گاهی منتظریم مسئولی مشکلات را حل کند؛ درحالیکه باید گاهی خودمان را مسئول بدانیم و کاری انجام دهیم.



