به گزارش اصفهان زیبا؛ معمولا هنگام سخنگفتن از استادانی همچون مسعود کیمیایی سعی میکنم با تأمل و تفکر بسیار بیانم را آغاز کنم؛ چراکه همیشه و همهجا معتقد بودهام امثال مسعود کیمیایی سرآغاز شکلگیری و انسجام سینمای ایران هستند و سینمای ایران تا ابد مدیون آنها و هنرشان خواهد بود.
کیمیایی برای برخی از ما یادآور شاهکارهایی چون «گوزنها» و «قیصر» است که تا به امروز هر سینمادوست و مخاطب سینمایی را مدیون زیبایی خودشان کردهاند و لحظههای بیتکراری را برای مخاطب رقم زدهاند. کیمیایی سرآغاز سینمای قهرمانپرور با رگههایی از عشق و رفاقت است. بیشتر فیلمهای دو دهه اخیر سینمای ایران تا به امروز وامدار او هستند و از سرچشمه او جرعهجرعه مینوشند.
اما در چند سال اخیر، برخلاف توقعی که هوش بیبدیل کیمیایی برای مخاطب ایجاد کرده است، آثار اخیر او نتوانسته این توقع را برآورده کند و آنچنان که باید، در فیلمهای اخیر رضایت مخاطب را کسب نکرده است. آثار بینظیر استاد کیمیایی برخی از ما را پرتوقع کرده و همچنان دوست داریم از او شاهکار و معجزه در سینما ببینیم؛ اما به آخرین اثر او، «خائنکشی» که نوید یک اثر خوب را به مخاطب میداد، نقدهایی وارد است.
«خائنکشی» داستانی را در زمان نخستوزیری دکتر مصدق پیش میبرد؛ داستان یک خورشیدگرفتگی و همزمان، دزدی عدهای که خود را از طرفداران مصدق میدانند از بانک ملی.
فیلم میتوانست خیلی بهتر شروع شود و در همان چند پلان ابتدایی ما را با این موقعیت جذاب و البته طراحی صحنه خوب و کارگردانی تا حد زیادی بینقص شگفتزده کند؛ آنجایی که فریادهای روزنامهفروش دقیقا همان متنی را به مخاطب اعلام میکند که چند ثانیه پیش بهصورت مکتوب بر پرده سینما نوشتهشده و عملا وجود آن متن، یعنی توضیح درباره خورشیدگرفتگی را بیهوده و اضافی جلوه میدهد. پلانی که مردم در مقابل بانک رو به خورشیدگرفتگی میایستند نیز میتوانست بسیار طبیعیتر تولید شود که قطعا برای مسعود کیمیایی نیز کار بسیار آسانی است؛ اما مخاطب با تعداد اندک مردم و موقعیتی تا حدی غیرطبیعی نمیتواند ارتباط برقرار کند.
فیلمنامه
فیلمنامه قابلیتهای بسیاری در تبدیل به یک داستان پرچالش و قصهگو را دارد؛ یک دزدی با هدف سیاسیاجتماعی که توسط یک گروه انجام میشود و میتواند با پرداخت مناسب به آن، فیلمنامهای بسیار عالی و جذاب را برای مخاطب به ارمغان بیاورد؛ اما به این هدف نرسیده است.
کارگردانی
کارگردانی فیلم تا حد چشمگیری بینقص و مطلوب است. کیمیایی با وجود دشواری کارگردانی این فیلم پرلوکیشن و پرصحنه، بهخوبی توانسته است ما را در این خصوص راضی کند و همچنان به همگان بفهماند که کارگردانی ماهر است. میزانسنها خوباند و بهراحتی با موقعیت فیلم همراه میشوند. دکوپاژ نیز دقیق بوده و شکل یکپارچهای را به فیلم داده است.
بازیگری
بازی امیر آقایی خوب و بهاندازه است و البته تلاش سارا بهرامی و مهران مدیری نیز تا اندازه زیادی برای نزدیکشدن به شخصیت فیلم موفق بود. استاد کیمیایی یکی از کارگردانهای متخصص در بازیگرفتن از بازیگر است. این مهارت را از بازی موفق مهران مدیری در این نقش جدی بهخوبی میتوان دریافت؛ همچنین بازی بسیار درست و دقیق و بهاندازه حمیدرضا آذرنگ که با گریم متفاوتی ظاهر شده است، بسیار دلنشین و مطلوب بود.
طراحی صحنه
فیلم در طراحی صحنه بینظیر و فوقالعاده عمل کرده است؛ آنچنان درجهیک که در چند صحنه ابتدایی فیلم، حس خوبی به مخاطب میدهد و همین باعث شده است فیلم در طی نیمی از راه در همراهکردن مخاطب با حسوحال فیلم موفق باشد.
در کل باید بگویم «خائنکشی» فیلمی نبود که نویدبخش تکرار شاهکارهای کیمیایی باشد؛ اما تا اندازه زیادی توانست برای ما پلی باشد به همان شاهکارها و بیشازپیش ثابت کند کیمیایی همچنان کارگردان بیتکراری است و همچنان باید کارگردانهای نسلهای بعد پای درس او بنشینند تا اصول کارگردانی و فیلمسازی را آموزش ببینند.



