به گزارش اصفهان زیبا؛ ورود هوش مصنوعی به دنیای هنر، مرز میان خلاقیت انسانی و الگوریتمی را کمرنگ کرده و تعاریف سنتی هنر را با پرسشها و چالشهای تازهای روبهرو ساخته است. در دهههای اخیر، با پیشرفتهای شگرف در حوزه هوش مصنوعی، شاهد ظهور آثاری هستیم که نه بهدست انسان، بلکه بهواسطه الگوریتمها و مدلهای یادگیری ماشین خلق شدهاند.
ابزارهایی همچون DALL·E (توسعهیافته توسط OpenAI) و Midjourney توانستهاند تصاویری پدید آورند که از نظر زیباییشناسی، خلاقیت و گاه حتی مفهومی، با آثار هنرمندان انسانی رقابت میکنند. این تحول فناورانه، پرسشهایی عمیق و بنیادین را دربارهی ماهیت هنر، جایگاه خلاقیت و نقش انسان در فرآیند هنری پیش روی ما گذاشته است.DALL·E2 که در سال ۲۰۲۲ توسط شرکت OpenAI معرفی شد، توانایی دارد توصیفهای متنی را با دقتی بالا به تصاویری واقعگرایانه یا هنری در سبکهای گوناگون تبدیل کند. در مقابل، Midjourney که همان سال توسط تیمی مستقل در سانفرانسیسکو توسعه یافت، بهواسطه تمرکز بر تولید تصاویری تخیلی، انتزاعی و گاه سورئال، توجه بسیاری از طراحان، هنرمندان و علاقهمندان به هنر دیجیتال را به خود جلب کرده است.یکی از مهمترین پرسشها درباره آثار تولید شده توسط هوش مصنوعی، این است که آیا میتوان آنها را «هنر» نامید یا خیر؟ پاسخ به این سؤال تا حد زیادی به تعریفی که از هنر در ذهن داریم بستگی دارد.
اگر هنر را پدیدهای ذاتی مبتنی بر نیت، احساس و تجربه انسانی بدانیم، ممکن است تولیدات هوش مصنوعی صرفا بهعنوان خروجیهایی الگوریتمی و فاقد اصالت هنری تلقی شوند؛ اما اگر هنر را بهعنوان تجربهای زیباییشناختی، احساسی و تأثیرگذار در نظر بگیریم، آنگاه آثار خلقشده توسط هوش مصنوعی نیز میتوانند جایگاهی در دایره هنر داشته باشند. برخی از منتقدان برجسته، از جمله جری سالتز، منتقد هنری مجله New York Magazine، معتقدند که هنر بدون حضور و تجربه انسانی نمیتواند عمق و احساس واقعی را انتقال دهد. به باور این گروه، نیت و آگاهی انسان هنرمند جزو جداییناپذیر از ذات هنر است و بدون آن، صرفا با تقلیدی از فرایند خلاقانه مواجه خواهیم بود که فاقد روح است.در مقابل، پژوهشگرانی مانند مارک کوک از دانشگاه MIT استدلال میکنند که هنر همواره در طول تاریخ در حال تحول بوده و همواره ابزارهای نوینی وارد فرآیند خلق آثار هنری شدهاند. از قلممو گرفته تا دوربین عکاسی و اکنون هوش مصنوعی، همه ابزارهایی بودهاند که توانستهاند امکانات تازهای برای بیان هنری فراهم کنند. از دیدگاه این گروه، آنچه در نهایت اهمیت دارد، تجربه و تأثیر اثر بر مخاطب است و نه صرفا نیت یا آگاهی پدیدآورنده آن.
هوش مصنوعی در گالریها و حراجیهای جهانی
نمونههایی از هنر هوش مصنوعی یکی از مشهورترین نمونهها، فروش تابلوی «Edmond de Belamy» در سال ۲۰۱۸ است؛ اثری که توسط یک الگوریتم یادگیری ماشین و بهدست گروه هنری فرانسوی Obvious تولید شد و در حراجی کریستی به قیمت ۴۳۲, ۵۰۰ دلار به فروش رسید. این اثر، اولین کار خلقشده توسط هوش مصنوعی بود که در یک حراجی معتبر بینالمللی به فروش رفت.
همچنین، ربات هنرمند Ai-Da، توسعهیافته در دانشگاه آکسفورد، توانسته با خلق پرترههایی از چهرههای معروف، از جمله چهره بوریس جانسون، توجه جهانی را به خود جلب کند. این ربات در سال ۲۰۱۹ برای اولینبار در نمایشگاه بینالمللی آکسفورد Art Fair معرفی شد.
هوش مصنوعی کپی رایت ندارد!
ورود و تأثیر هوش مصنوعی بر عرصه هنر، هم فرصتهای نوین و هم چالشهای بنیادینی را پدید آورده است. از یکسو، این فناوری امکان خلق آثار هنری را برای افرادی که فاقد مهارتهای فنی هستند فراهم کرده است. پلتفرمهایی مانند NightCafe، DeepArt و Artbreeder این امکان را فراهم آوردهاند که هر کاربری تنها با چند کلیک، تصویری خلاقانه و منحصربهفرد تولید کند.
از سوی دیگر، مباحث حقوقی و فلسفی فراوانی مطرح شده است؛برای مثال، در سال ۲۰۲۳، پروندهای در ایالات متحده درباره حق کپیرایت تصویر تولیدشده توسط Midjourney مطرح شد و دادگاه رأی داد که «آثاری که توسط هوش مصنوعی و بدون دخالت خالق انسانی تولید میشوند، مشمول قانون کپیرایت نیستند.»
هوش مصنوعی با قابلیتهای بیسابقهاش در تحلیل، بازآفرینی و تولید آثار بصری، مرزهای سنتی هنر را به چالش کشیده و تعاریف کلاسیک از خلاقیت و آفرینش هنری را زیر سؤال برده است. در یک سو، منتقدانی قرار دارند که حضور هوش مصنوعی را تهدیدی برای جایگاه منحصربهفرد انسان در فرآیند خلق هنری میدانند و در سوی دیگر، بسیاری از پژوهشگران و هنرمندان معاصر، هوش مصنوعی را نه جایگزین، بلکه ابزاری قدرتمند برای گسترش مرزهای خلاقیت و کشف فرمها و بیانهای نو میدانند.
در نهایت، پاسخ به این پرسش که «آیا هوش مصنوعی هنرمند است یا خیر؟» بیش از آنکه در ماهیت فناوری نهفته باشد، در نوع نگاه ما به مفاهیم هنر، خلاقیت و انسانبودن ریشه دارد. این فناوری ما را به تأملی دوباره برمیانگیزد تا پرسشهای بنیادینی چون «هنر چیست؟»، «چه کسی هنرمند است؟» و «خلاقیت از کجا سرچشمه میگیرد؟» را بازتعریف کنیم.



