خیابان بهشت دروازه‌ای بهشتی

از هیاهوی جنگ و چک کردن اخبار که فارغ شدیم؛ کارهای فراوانی را باید انجام دهیم. همان وظیفه‌هایی که شاید حدس نمی‌زدیم بر عهده ما باشد. خیلی آدم‌ها کسب و کارهای خودشان را رها کردند تا در سنگر دیگری خدمت کنند.

تاریخ انتشار: ۱۳:۳۵ - یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
خیابان بهشت دروازه‌ای بهشتی

به گزارش اصفهان زیبا؛ از هیاهوی جنگ و چک کردن اخبار که فارغ شدیم؛ کارهای فراوانی را باید انجام دهیم. همان وظیفه‌هایی که شاید حدس نمی‌زدیم بر عهده ما باشد. خیلی آدم‌ها کسب و کارهای خودشان را رها کردند تا در سنگر دیگری خدمت کنند.

گوشی را باز می‌کنم و در مجازی می‌گردم که عزیزی روایت‌های معراج‌الشهدا را گذاشته، از وداع همسر و فرزندان شهدا با پیکر شهیدشان، از تابوت‌هایی که در پرچم سه رنگ ایران پیچیده شده است و از خانمی که مرهم می‌شود بر دل بازماندگان، آقایی که گلاب می‌زند تا هوا معطر شود، از کسی که زیر بغل مادر شهید را می‌گیرد تا آن‌کس که نمی‌داند چه طور از پیکر جوان بلند قامتی که هیچ باقی نمانده، پیکری منظم کند تا خانواده‌اش سنگ‌کوب نکنند.

آقایی که شغل و منسبی برای خودش دارد، این جا دلی کار می‌کند. منگنه‌های تابوت‌ها را جدا می‌کند تا باز هم کارایی داشته باشند. خیلی از هیئتی‌هایی که دوستان شهیدشان را روانه کردند، مجلس روضه‌ای ترتیب می‌دهند تا غم دنیایی را به غم امام حسین (ع) پیوند دهند و در روضه سبکبال شوند.

خانمی از کرج تا تهران خودش را می‌رساند تا هر کاری برای شهدا از دستش بر می‌آید انجام دهد. معراج شهدا، چه اشک‌هایی و لحظات سوزناکی را به خود دیده است؛ وداع همسر شهید دهه هشتادی با پیکر شوهری که فقط یک سال مجال زندگی مشترک داشتند داغی سنگین بر دل‌ها می‌گذارد.

همه‌ این داغ‌ها به ما جسارت بیش‌تری بخشیده تا از ایران، وطن دلیران، دفاع کنیم، تا از کهن سرزمین خویش حمایت کنیم، تا در غم شهادت هموطن، همدل و همراه باشیم، تا التیامی شود بر داغدیده‌هایی که هم جنگ را دیدند و هم با تمام وجود لمس کردند، زندگی‌شان را جنگ متلاشی کرده و در روزگاری نزدیک، این غم‌های بزرگ التیام پیدا می‌کنند، در شب‌های محرم و روضه‌های اباعبدالله درمان می‌شوند.

این ایام این‌جا دروازه‌ای رو به بهشت برین دارد. کربلایی که این روزها بهتر درک کرده می‌شود. قابل فهم‌تر است که دشمن، زن و کودک نمی‌شناسد.

در کربلا علی اصغر(ع) شش ماهه و نوه‌ پیامبر(ص) را سیراب نکردند و مروت به خرج ندادند. در 1404 شمسی هم رایان دوماهه را چنین سوزناک به شهادت رساندند. چه غم عجیبی!

هر چه روزها بیش‌تر می‌گذرد. خروار مصیبت‌هایی که از شهادت فرماندهان و بزرگان و مردم ایران داریم، دلمان را بی‌تاب‌تر می‌کند.به خانم زینب کبری(س) متوسل می‌شویم تا از خاکستر غم‌هایمان، کارهای بزرگ به ثمر برسانیم؛ کارهایی که اگر شهدا بودند، بی‌شک آن‌ها را انجام می‌دادند.

الهی که همه‌ این مردمی که با قلب‌های شکسته، این طور پای میدان بودند و حماسه آفریدند، در پیاده‌روی اربعین حسینی، به سوی مغناطیس حق‌طلبی، در جاده‌ کربلا قدم بر‌دارند و به او که حق مطلق است، اقتدا کنند.ما حق‌طلبی را از او یاد گرفته‌ایم و به سوی ایشان، رهسپار ظلم‌ستیزی می‌شویم.

در طریق حسین (ع) هر آزاده‌ای جایگاهی دارد و هیچ مظلومی تنها نیست. باشد که گام‌ها و قلم‌هایمان ما را در کشتی نجات او نگه دارند که حق اینجاست.