به گزارش اصفهان زیبا؛ نمایشگاه «بازگشت سیمرغ، تولد دوباره» به تصویرهای درونی هنرمندان معاصر میپردازد. در این آثار، سیمرغ صرفا یک پرنده نیست، بلکه نمادی از زایش دوباره امید و زندگی است.
نمایشگاه «بازگشت سیمرغ، تولد دوباره» با حضور جمعی از هنرمندان معاصر در اصفهان برگزار شده است. این نمایشگاه با بهرهگیری از یکی از کهنترین نمادهای اسطورهای در فرهنگ ایرانی، به مفاهیم تولد دوباره، ایستادگی و امید، نگاهی نو دارد. عنوان این نمایشگاه برگرفته از سیمرغ، پرنده جاودانه در اساطیر فارسی است که از دل ویرانیها سربرمیآورد و نماد حیات دوباره، خرد جمعی و شفابخشی است.
این رویداد هنری در شرایطی برگزار میشود که جامعه ایران روزهای پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است؛ از جمله تنشها و پیامدهای جنگ دوازدهروزه با رژیم اشغالگر اسرائیل که بر ذهن و روان مردم سایه انداخته است. در چنین فضایی، آثار ارائهشده در این نمایشگاه، روایتی بصری از زیستن پس از بحران، پیوند با ریشههای فرهنگی و درک جمعی از مفاهیمی چون وطن، صلح و تولد دوباره را ارائه میدهند.
هنرمندان حاضر در این نمایشگاه با استفاده از تکنیکهای مختلف نقاشی، طراحی و هنر مفهومی کوشیدهاند تا اسطوره سیمرغ را از بستر کهن آن بیرون کشیده و در قالبی معاصر و انسانی بازآفرینی کنند. در این آثار، سیمرغ نه فقط پرندهای اسطورهای، بلکه استعارهای است از بازگشت امید، ایستادن بر خاک وطن و تولدی دوباره برای مردمی که هنوز به نور و رهایی ایمان دارند.
رزمندهای در جستجوی امید
در یکی از شاخصترین آثار به نمایش درآمده در نمایشگاه «بازگشت سیمرغ، تولد دوباره»، نقاشی چشمنواز از هنرمند معاصر، مریم مهدی، نگاه مخاطب را بیدرنگ به خود جذب میکند؛ تصویری که در آن، مردی رزمنده بر فراز شهر ایستاده و با دستی اسلحه به زمین سپرده و با دست دیگرش بهسوی سیمرغی شعلهگون و در حال پرواز اشاره میکند؛ رزمندهای در میانه شهر و پرندهای اسطورهای در میانه برخاستن.
به نظر میرسد که این تصویر در پسزمینهای از رنگهای درخشان آبی، نارنجی، زرد و بنفش تعبیری است از امید و ایمان به بازگشت.
سیمرغ در این اثر تنها یک پرندهای افسانهای نیست، بلکه نمادی است از جان گرفتن دوباره یک ملت، برخاستن از خاکستر جنگ و پیوند دوباره انسان با آرمانهایش.
با استفاده از تکنیک آکریلیک و ضربههای تند قلممو، این هنرمند توانسته است حرکتی دایرهای و شعلهوار پیرامون سیمرغ ایجاد کند؛ گویی پرنده با بالهای گسترده، شهر را در آغوش گرفته و آن را از دل ویرانیها به سوی نور و رهایی میبرد.
مریم مهدی، نقاش این اثر، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» میگوید: «این اثر حالتی نیمهانتزاعی دارد؛ تصویری از رزمندهای جوان که بر فراز شهر ایستاده و در آسمان بالای سرش، سیمرغی با فرم کهکشانی در حال اوجگیری است. به نظر من، همدلی و اتحاد مردم در جریان جنگ دوازدهروزه، همچون سیمرغی بود که جبههها را زنده نگه داشت و به پیروزی انجامید.»
او حضور در این نمایشگاه را تجربهای متفاوت توصیف میکند و میافزاید: «شرکت در این رویداد باعث شد سیمرغ درونم را آزاد کنم. بهعنوان یک هنرمند، آن حس عمیق درونی نیاز داشت که بالاخره ابراز شود و در قالب رنگ و تصویر شکل بگیرد.»
وطن روح در تن و خون در رگ ماست
مریم در توصیف مفهوم وطن میگوید: «وطن برای من مثل روح در تن و خون در رگ است؛ وطن چیزی جدا از ما نیست، بخشی از وجود ماست. همه ما به این خاک تعلق داریم و ریشههایمان در آن است. هر کسی بهنوعی از وطن خود دفاع میکند؛ یکی با قلم و قلممو و دیگری با اسلحه. ایستادگی و مقاومت، شکلهای مختلفی دارد، اما ریشهاش یکی است؛ عشق به خاک.»
رسانهها در اصفهان، همراه هنر نیستند
این هنرمند به چالشهای پیشروی هنرمندان در اصفهان اشاره میکند و در این باره میافزاید: «با وجود پیشینه غنی هنری در اصفهان، هنوز بستر مناسبی برای دیدهشدن بسیاری از هنرمندان در این شهر وجود ندارد. تعداد محدودی از گالریها، مانند گالری صفوی، فرصت ارائه آثار و مطرحشدن را در اختیار هنرمندان قرار میدهند، اما در بیشتر موارد، یا موضوعات نمایشگاهها بسیار کلی و عمومی هستند یا اساسا فراخوان مشخصی برای آثار منتشر نمیشود.»
او ادامه میدهد: «بسیاری از نمایشگاهها، بهجای خلق اثر جدید با موضوع معین، صرفا محلی برای ارائه آثار پیشین هنرمندان هستند.»
این هنرمند در ادامه با انتقاد از نبود تعامل رسانهها با جامعه هنری اصفهان میگوید: «متاسفانه آثار آنگونه که باید، دیده نمیشوند؛ چرا که رسانهها همکاری لازم را با هنرمندان ندارند. در شرایط امروز، دیدهشدن و اثرگذاری آثار هنری بدون همراهی رسانهها دشوار است. رسانه میتواند حلقه ارتباطی میان هنرمند و مخاطب باشد، اما این نقش در اصفهان کمرنگ است و کمتر به هنر معاصر توجه میشود.»
لباسی که به اسطوره جان میدهد
شیما معینیان، دیگر هنرمند حاضر در نمایشگاه، اثر خود را با محوریت طراحی لباس ارائه کرده است.او در توصیف ایدهاش به «اصفهانزیبا» میگوید: «برای من، سیمرغ موجودی است که از دل آتش و روزهای دشوار برخاسته است. در طراحی این لباس، از رنگهای مشکی و قرمز استفاده کردهام؛ رنگهایی که نماد آتش، قدرت و تولد دوباره هستند. در بافت لباس، شرارههای آتش دیده میشود، که نماد گذر از بحران است.»
معینیان در ادامه، به مفهوم درونی اثر خود اشاره میکند و میافزاید: «حسی که این لباس القا میکند، حس قدرت و هدایت است؛ گویی سیمرغی بر شانههای فرد نشسته و او را به پیش میراند، به او نیرو میدهد تا دوباره برخیزد و مسیر زندگیاش را ادامه دهد.»
لباسی برای داستان سرایی
معینیان درباره اثر خود میگوید: «این لباس، روایتی شخصی از جنگ دوازدهروزه است؛ از نگاه یک فرد عادی، با تکیه بر علاقهام و پیوند آن با اسطورههای کهن در ادبیات فارسی».
او با اشاره به اینکه طراحی لباس در ایران بیشتر با نگاه صنعتی دیده میشود، ادامه میدهد: «در کشور ما، کمتر به جنبه هنری طراحی لباس توجه میشود. من میخواستم نشان دهم که میتوان داستانها و مفاهیم کهن را حتی از طریق لباس هم روایت کرد. سیمرغ بهعنوان یک نماد اسطورهای، در این اثر در قالب چیزی که بر تن میشود، جان گرفته است. این لباس تنها یک پوشش نیست، بلکه شکلی از داستانسرایی است.»
به گزارش اصفهانزیبا، نمایشگاه «بازگشت سیمرغ، تولد دوباره» تا ۲۱ مردادماه در نگارخانه صفوی برپاست. این نمایشگاه روایتگر سفری است درونی؛ سفری به دل خاطراتی که هنوز زندهاند، هرچند زیر خاکستر زمان پنهان شده باشند. خاطراتی که در آتش سوختهاند، اما شعلههایشان همچنان در ذهن و ضمیر ما زبانه میکشند. آثار این نمایشگاه پژواک صداهایی هستند که خاموششدهاند؛ زمزمههایی از رنج، امید، فراموشی و خاطره. «بازگشت سیمرغ» لباسی است برای داستانسرایی انسان معاصر که در میان ویرانیها، هنوز آرزوی برخاستن دارد.



