صفحه آخر
شایعه: بمب هسته‌ای جنگ شناختی
۱۱:۵۶ - سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴

شایعه: بمب هسته‌ای جنگ شناختی

در میدان نبرد مدرن، جنگ‌ها دیگر تنها با ناو هواپیمابر و موشک بالستیک و بمب‌ هوشمند پیش نمی‌روند. امروزه، «جنگ شناختی» به میدانی تبدیل شده که در آن، تسلط بر اذهان و باورهای عمومی هدف اصلی است. در این جنگ نامرئی، شایعه به عنوان سلاحی بسیار قدرتمند، ارزان و فراگیر، نقش اساسی ایفا می‌کند.

خیاطی در زمانه بحران
۱۱:۲۷ - دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴

خیاطی در زمانه بحران

خیاط‌ها اگر از صبورترین آدم‌های روی زمین نباشند، باحوصله‌ترینشان حتما هستند. نمی‌دانم خیاطی آنها را آرام کرده یا آدم‌های آرام به سمت خیاطی‌ می‌روند.

کار، بی‌کار!
۱۱:۵۵ - یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴

کار، بی‌کار!

پنجشنبه، هجدهم دی‌ماه بود. هنوز خط‌های تلفن قطع نشده بودند. مادرم گوشی‌اش را دست گرفته بود و پشت سر هم به برادرهایم زنگ می‌زد؛ انگار با هر بوقِ بی‌پاسخ، دلش بیشتر به‌هم می‌ریخت.

رؤیای شهادت
۱۰:۳۶ - شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴

رؤیای شهادت

شهادت، یک توفیق الهی است؛ برای عده‌ای نا‌آگاهانه، برای برخی در اثر یک انتخاب و یا یک تصمیم درست در یک بزنگاه و برای برخی به وسیله تمسک به خداوند و عمل به دستورات دینی رخ می‌دهد.

عشق و تنهایی
۱۰:۳۶ - پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

عشق و تنهایی

تنهایی درد است اگر هیچ‌ دستی نباشد تا سرمای دستمان را گرم کند و مجبور باشیم بغضی را که در گلو داریم، فقط خودمان به دوش بکشیم.

عملیات سایه جنگ
۱۳:۱۶ - سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴

عملیات سایه جنگ

در عصر حاضر، تقابل‌های بین‌المللی شکل‌های پیچیده‌تری به خود گرفته‌اند. مهمترین این اشکال، «جنگ شناختی»است که هدف آن تأثیرگذاری بر ادراک، تصمیم‌گیری و رفتار جامعه هدف است.

ترش و شیرین مثل زندگی
۱۰:۵۹ - دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴

ترش و شیرین مثل زندگی

مادرم همانطور که سبزی قورمه را توی قابلمه تفت می‌دهد با صدایی بلند، طوریکه صدایش سرم را از توی گوشی بیرون بکشد، می‌گوید: «حالا من که درست می‌کنم برات. ولی خودتم یاد بگیر، خوب نیست زن بلد نباشه سبزی خورشتی درست کنه»

این‌ها ایرانی نیستند؟
۱۳:۲۰ - یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴

این‌ها ایرانی نیستند؟

صدای گرفته و سرفه‌های مکرر پدرجان، پدر همسر، از پشت تلفن نگرانم کرد. با توجه به بیماری زمینه‌ای او، نگران پیشروی آنفولانزایش شدم. پس با همسرم تماس گرفته و از او خواستم که شب کمی زودتر برگشته تا مقداری سوپ و آب‌میوه‌ برای پدر ببریم و این‌طور بود که ما بی‌خبر از همه‌جا، سوار ماشین شدیم و راهی منزل پدرجان.

نبرد کاریکاتوریست‌ها در جنگ تمام عیار!
۱۱:۴۹ - شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴

نبرد کاریکاتوریست‌ها در جنگ تمام عیار!

همیشه همه علاج‌ها در وطن نیست! گاهی در شرایطی مانند هفته‌های گذشته که سرزمین ما در یک جنگ تمام عیار و چند جانبه قرار گرفت، یک تبیین جهانی هم لازم بود تا بتوان موضوعات داخل کشور را برای مردم و جوامع جهانی روشن کرد. اما لازمه این تبیین چه بود و چرا این بار هم کاریکاتور وارد میدان شد؟

ایران، غزه می‌شود نه دبی!
۱۰:۵۱ - چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴

ایران، غزه می‌شود نه دبی!

«شب‌ها، غزه را تحویل می‌گرفتند و صبح‌ها دبی را تحویل مردم می‌دادند.» این جمله را رفتگری که بر سر مزار شهید نو‌رسیده‌ ما ایستاده بود، خطاب به یک مرد نا‌آشنای دیگر می‌گفت. منظورش این بود که شما مردم نمی‌دانید که منِ رفتگر، شب‌ها شهر را به چه شکلی می‌بینم. آنچه که شما در روز از شهر می‌بینید، در برابر آنچه که من در هنگام شب دیده‌ام، حکم دبی را دارد.

در دوران پساآشوب چه چیزی را تبیین کنیم؟
۱۵:۱۶ - سه شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴

در دوران پساآشوب چه چیزی را تبیین کنیم؟

شاید سخت‌ترین کار در حوزه جنگ شناختی، انجام تبیین صحیح در زمان اجرای فاز عملیاتی جنگ شناختی است. بسیار واضح است که تنها هدف اربابان جنگ شناختی در تمام کشورهای مدنظرشان، براندازی حکومتی است که سد راه چپاولگری آنهاست.

رد دست هنرمند، همه‌جا هست!
۱۱:۵۲ - دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴

رد دست هنرمند، همه‌جا هست!

وقتی پسر اولم را باردار شدم به طرز احمقانه‌ای دنبال خرید یک سیسمونی خاص بودم. انگار با خودم عهد کرده بودم تا جایی که جان در بدن دارم، توی خیابان‌های فلسطین و عبدالرزاق و مراکز خرید بچرخم تا بتوانم جدیدترین محصولات کودک را بخرم.