چند روزی است بزرگترین و پرطرفدارترین رویداد فوتبالی جهان در حال برگزاری است؛ رویدادی که در آن، نبرد توپ و دروازه سرنوشت بازندگان و صعودکنندگان را رقم میزند.
عزای محرم ما، از یک ماه قبل از ماه محرم شروع میشود؛ فکر میکنید زندگی با یک مداح، یک زندگی معمولی است؟» این جمله را زهرا سادات نقوی در توصیف زندگی با همسرش میگوید.
طراحی لباس را نمیتوان فقط خلق یک پوشش دانست؛ بلکه هنری است که میتواند فرهنگ و هویت و سبک زندگی یک جامعه را بازتاب دهد.
در روزهایی که کشور درگیر ماجرای بزرگی چون جنگ شده و صحبت از مردم مبعوثشده است، یاد مقاله «نسل جوان، نسل پیر» آقای برزگر میافتم که در دهه ۵۰ نوشت و نوجوانان متولد دهه ۴۰ را یعنی نسلی که انقلاب کرد و دفاعمقدس را رقم زد، توصیف کرد.
این روزها بحث «خطای محاسباتی» مسئولان، بهویژه پس از پیام اخیر حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای که تأکید داشتند باید در محاسبهها تجدیدنظر کرد، شایع شده است.
برخی چهرههای انقلاب اسلامی را نمیتوان در یک جمله خلاصه کرد. شهید آیتالله دکتر سید محمد حسینی بهشتی، یکی از همین چهرههاست؛ مردی که در دوم آبان ۱۳۰۷ در محلهٔ لنبان اصفهان، در خانوادهای روحانی زاده شد و از کودکی، پای درس بزرگانِ حوزه نشست و استادانی چون آیتالله العظمی بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی، او را از شاگردان ممتاز خود میدانستند.
اگر به کسی بگویی بیا برویم خانه دختر شاهعباس روضه، در اولین واکنش یا چشمانش گرد میشود یا دو شاخ نامرئی روی کلهاش بیرون میزند؛ ولی جدیجدی دختر شاهعباس صفوی (ظاهراً شاهعباس دومی) توی خانهاش در یکی از کوچهپسکوچههای اصفهان، محرمها روضه میگیرد!
دانشجوی شهر دیگر که باشی، میفهمی وقتی بعد از چند سال به شهرت برمیگردی، بحران غربت در خانه یعنی چه. وقتی همه سالهای جوانیات را در شهر دیگری گذراندهای و به مرور تعاملاتت آنجا شکل گرفته، دیگر در زادگاهت کسی منتظرت نیست!
جنگ رمضان و پاسخهای متقابل ایران و اسرائیل، یکی از مقاطع تلخ و پیچیده تاریخ معاصر ایران بود. شبی که آسمان تهران و اصفهان و چندین شهر دیگر به جای ستاره، از درخشش موشکهای دشمن روشن شد و مردم عادی که در کوچه و خیابان و خانه و کارگاه خود مشغول زندگی روزمره بودند، ناگهان خود را در میان آتش و دود و وحشت یافتند.
بیرقِ «یا اباالفضل» روی دیوار، مربوط به روضه خانگی ماست. نه اینکه محرم شده باشد و علم را بالا برده باشیم، نه؛ دستکم یک سالی میشود که خانواده مادریمان جمعه صبحها برنامه مختصری از قرائت دعای ندبه به همراه سخنرانی دارند.
امتداد حضور مردم در میادین اصلی و اتصال آن به ماه محرم و عزاداریهای همیشگی، شهر را به یک آزمایشگاه اجتماعی بدل کرده است.
همزمان با فرارسیدن ماه محرم و مصادف شدن این ایام با حضور سراسری مردم در میادین اصلی شهر جهت پاسداشت رویدادهای ملی، هیئتهایی که معمولا در حسینیهها و فضاهای سنتی مراسم برگزار میکردند، حالا به میان جمعیت آمدهاند؛ جایی که عزاداران، رهگذران، گردشگران و خانوادهها در کنار یکدیگر حضور دارند.