ششمین مجموعه شعر استاد عباس شاهزیدی متخلص به «خروش»، شاعر پرسابقه اصفهانی، با نام «به افق باران» اخیرا توسط انتشارات سوره مهر به بازار نشر عرضه شده است.
الهه جلالی/نوروز، نماد تجدید حیات و آغاز فصل نو، از دیرباز در فرهنگ و ادب فارسی جایگاهی ویژه داشته است.
جنگ تمام شده بود. اما پدر هنوز در آبادان بود و ما در شهرکی نزدیک ماهشهر زندگی میکردیم. یادم میآید ماه رمضان بود، من و خواهرم هم دوست داشتیم مثل بزرگترها روزه بگیریم.
از قدیم مساجد به همراه محلههایشان شناخته میشدند؛ مثلا میگفتند مسجد محله فلان، بچههایش اینطور هستند …
این یک «دانشآموزنویسی» است، نه «مدیرنویسی». همیشه از دِل گپوگفت با دانشآموزی، روایتی جوانه میزند و میشود «مدیرنویسی». اینبار قلم خود دانشآموز جوانه زده، خودش آبیاریاش کرده و به ثمر نشسته است؛ میوهاش را منِ مدیر هم چشیدهام. بگذریم از مقدمه.
عکسهای دستهجمعی معرکهاند. این را وقتی روابط عمومی آموزشوپرورش بودم و همه خدمتگزارهای مدارس را توی یک قاب جا دادم، کشف کردم …
به مغازه نانوایی میرسم و چشمم به صف زن و مرد میخورد. هنوز بوی نان تازه در سرم است …
الهه جلالی/ نمایش «روز صفر» بحران کمآبی و مهاجرت را به صحنه میکشد؛ روایتی تلخ از واقعیتی که هر روز به آن نزدیکتر میشویم.
«محمدحسین مصورالملکی» نام و نمادی بزرگ در تاریخ ایران و اصفهان است.
فرهنگ و اقتصاد، این دو دوست و رقیب ناگسستنی از هم، در سالهای اخیر فرازونشیبهای مختلفی را تجربه کردهاند
سبد لباسهای خیس را به حیاط میبرم و یکییکی روی بند رخت با گیره آویزان میکنم.
میگوید: «شاعرنویسنده» ام. گاه قلمم حول شعر میچرخد و گاه کلماتم حادثهخیز میشوند و داستان میآفرینند.