صفحه آخر
ما کربلا نرفته‌ها!
۱۲:۲۸ - سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲

ما کربلا نرفته‌ها!

خانه را مورچه زده بود. مامان می‌گوید: مورچه‌ها برایمان خوش‌یمن‌اند. وقتی مورچه‌های بال‌دار و بی‌بال هجوم بیاورند، یعنی می‌خواهند ما را مسافر کنند. من از مورچه‌ها بدم می‌آمد؛ حالا اما دوستشان داشتم.

چه خوب است که درخت خانه هم در خدمت حسین(ع) باشد!
۱۱:۳۷ - دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲

چه خوب است که درخت خانه هم در خدمت حسین(ع) باشد!

تمام بند رخت‌ها پر شده است. چشمم به درخت نخل گوشه حیاط می‌افتد. لباس‌ها را آویزانش می‌کنم. حالا علاوه بر بار خرماهای نرسیده‌اش، بار لباس زائران را هم به دوش می‌کشد. با خودم فکر می‌کنم چه خوب است که آدم درخت خانه‌اش هم در خدمت حسین( ع) باشد!

اگر یوسف زهرا از کنارمان عبور کرده باشد چه؟!
۱۳:۲۹ - یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲

اگر یوسف زهرا از کنارمان عبور کرده باشد چه؟!

با خودم گفتم یک‌لحظه از دردهایت فدای سر حضرت زینب (س). آب را روی پاهای ملتهبم ریختم. آرام‌تر شدم. به صحبت‌های چند دقیقه قبلمان فکر می‌کردم که اگر یوسف زهرا از کنارمان عبور کرده باشد چه؟!

لباس‌ها حرف می‌زنند!
۱۲:۲۷ - یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲

لباس‌ها حرف می‌زنند!

کد پوشش در دنیای فشن، به قوانین نوشته و نانوشته برای لباس‌پوشیدن گفته می‌شود که هر فرهنگی از آن پیروی می‌کند.

سودای عاشقی
۱۲:۴۳ - شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۲

سودای عاشقی

باید طلبیده شویم. باید دعوت‌نامه را امضا کنند. باید اذن دهند تا بتوانیم قدم از قدم برداریم… باز هم آه می‌کشم و خیره به تصاویری هستم که دلم را آتش می‌زند. حسرت می‌خورم برای سفری که قسمت نشده. برای دیداری که مهیا نشد. برای حرمی که مدت‌هاست دلتنگش شده‌ام.

معجزه عشق
۱۲:۲۲ - پنجشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۲

معجزه عشق

به اربعین رسیدیم. همان شور و شعور جاری، همان عشق و ارادت بی ‌انتها و همان کرامت و معجزه‌ها… خدا را شکر به قدر اربعین‌های هر ساله چشمان ما این وحدت و برادری را می‌بیند.

اصلا حسین(ع) جنس غمش فرق می‌کند
۱۳:۰۶ - چهارشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۲

اصلا حسین(ع) جنس غمش فرق می‌کند

وقتی وارد خانه علی (ع) شد آنقدر خودش را به قنداقه حسین(ع) زد و دورش چرخید تا دوباره بعد از ششصدسال بال‌هایش درآمدند پرواز کرد به آسمان‌ها و فریاد زد: من آزاد شده حسینم…

رؤیای بهشت
۱۲:۰۶ - سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۲

رؤیای بهشت

در زمین قدم بر می‌داری و در کربلا هستی. چشمانت خیره به تصاویر زائران کربلاست، در دلت شوری عجیب به پا شده. لحظه‌های زیارت، خاطرات سفر و همه لحظات چشم نواز مسیر را مرور می‌کنی.

مغناطیس حسینی
۱۰:۵۹ - دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۲

مغناطیس حسینی

سری به عکس‌ها می‌زنم. روزهای پردرد التیام می‌خواهد. با تک‌تک این عکس‌ها خاطره‌هایی ناب و لحظه‌هایی ویژه‌ را مرور می‌کنم. انگار جان دارند و من را به تکرار وادار می‌کنند. هنوز مزه چای عراقی زیر زبانم هست و همان اشتیاق رسیدن به عمود دیگر…

ما اینیم دیگه!
۱۲:۲۴ - یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲

ما اینیم دیگه!

آن متبحر در فن مجری‌گری، آن دل‌رباتر از هرچه جن و پری، آن کلیددار روحانی، آن عالم ربانی، آن شاکر و مشکور، آن صدایش دل‌رباتر از صدای سنتور، آن کرامات و فضایلش بر اهل عالم مستور، سیدنا و شیخنا و مولانا رضا رشیدپور از اعاظم زمان بود و از کبائر مکان.

ایستگاه قطار
۱۲:۰۹ - یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۲

ایستگاه قطار

قطار از روی تپه‌ای گذشت و از سر پیچی که در آنجا بود ناپدید شد. همیشه در همین لحظه دوباره ناامید می‌شد. خودش می‌فهمید که یک تَرَک به آن هزاران ترک قلبش اضافه می‌شد. دست خودش نبود. امیدش تمام‌شدنی نبود. نبودن قاسم برای همه عادی شده بود اما برای او نه.

اصفهان قیام کرد؛ مصدق نفهمید…
۱۰:۳۷ - شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
مروری بر اتفاقات و حوادث تاثیرگذار در کودتای 28 مرداد در اصفهان:

اصفهان قیام کرد؛ مصدق نفهمید…

با گذشت 70 سال از کودتای 28 مرداد 1332 هنوز از این رخداد می‌توان به‌عنوان یکی از نقاط مهم چرخش تاریخی در ایران معاصر قبل از انقلاب یاد کرد. دوره دوازده‌ساله پس از سقوط رضاشاه، یکی از ملتهب‌ترین دوره‌های تاریخ ایران از نظر ظهور و سقوط دولت‌ها و بی‌نظمی سیاسی در ایران بود.