صدای پای زمستان نزدیک شده و دوباره بحثوجدل در رابطه با یکی از متهمان آلودگی هوای اصفهان بالا گرفته است.
بهعنوان یک مادر، وقتی مدرسه فرزندم از من میخواهد در جلسات شرکت کنم، همیشه نگران میشوم که چگونه میتوانم این کار را در بین همه مسئولیتهایم جا دهم.
از جلسات خارقالعاده دانشافزایی خانوادهها در مدارس صحبت میکنند و برای خود برند میسازند که گویی نمیدانند آغاز نهادی مانند انجمن اولیا و مربیان در اروپای قرن نوزدهم با همین جلسات دانشافزایی خانوادهها بوده است.
ضربالمثل «مهریه را کی داده و کی گرفته» از قدیم ورد زبان خانوادههای دختر و پسر در زمان ازدواج بوده است؛ اما باید توجه داشت که مهریه جزو حقوق مادی بهرسمیت شناختهشده در سند ازدواج است و زنان هر زمان بخواهند میتوانند برای دریافتش اقدام کنند.
نشریه دانشجویی در بین جامعه دانشجویی گفتوگو و تبادلنظر راجع به موضوعات مختلف ایجاد میکند.
سه ماه بعد از آنکه شینا انصاری توانست بر مسند ریاست سازمان حفاظت از محیطزیست تکیه زند و آن را تصاحب کند، مرجان شاکری نیز با صدور حکمی از سوی او به سرپرستی ادارهکل محیطزیست اصفهان …
نیاز به معاشرتهای اجتماعی در ایران جدید نیست؛ موضوعی است ریشهدار است که حتی از شربتخانهها و قهوهخانهها قدیمیتر است.
نمیدانم چرا روز هرکسی در تقویم فرامیرسد، باید به مراسمی دعوت شود و در آنجا به سخنرانی و نصیحت دیگران گوش دهد؟ ما ترجیح دادیم که به دانشآموزان در روز خودشان فرصت بیان دغدغههایی را که دارند، بدهیم.
اسم دانشآموز که میآید، یک عده میپرسند کدام دانشآموز؟ این دانشآموزهای امروزی که نسلشان فلان است و فلان؟ همانها که اینطور شدهاند و با معلمهایشان چنانوچنین میکنند؟
بهعنوان معلم دهه نودیهای دبستانی و به بهانه روز دانشآموز، میخواهم دست شما را بگیرم و به کلاس درسیمان ببرم. میخواهم از میان هیاهوهای اجتماعی در کنار دانشآموزانی بنشینید که مهرباناند و پاک میاندیشند.
پاییز به نیمه رسیده و خیلی وقت است که سایه سیاه آلودگی در آسمان اصفهان پدیدار شده؛ سایهای که مثل بختک به جان شهر میافتد و گلویش را میفشارد.
هفتهای یکبار پزشک به روستا میآید و زنها و مردهای روستایی صف میکشند تا بتوانند مریضیشان را پیگیری و خود را درمان کنند …