پایداری
بچه‌ها اینجا تندتند شهید می‌شوند
۱۱:۴۴ - شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳

بچه‌ها اینجا تندتند شهید می‌شوند

وقتی گفتند برای غزه بنویسم، تمامِ من خسته شد. وقتی گفتند برای کودکان غزه بنویسم تمامِ منِ خسته‌، خیسِ اشک شد. شدم شبیه گنجشکی که زیر باران مانده و سرمای زمختی نشسته است به تنش…

فلسطینِ قاب‌شده روی دیوار!
۰۹:۴۹ - شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳
روایت بازدید بانوان نویسنده از نمایشگاه «کلیدهایی که عمرشان از اسرائیل بیشتر است»

فلسطینِ قاب‌شده روی دیوار!

چند خانم نویسنده، لبخند به لب و قدم‌زنان در خیابان برادران مظفر شمالی، به سمت موزه می‌آیند.

حاج احمد  یادمان می‌دهی عبور را؟!
۱۳:۱۳ - شنبه ۲۲ دی ۱۴۰۳

حاج احمد یادمان می‌دهی عبور را؟!

انتهای گلستان شهدای اصفهان، همان‌جا که شهدای عملیات کربلای ۵ در کنار فرماندهشان آرام گرفته‌اند، از پر رفت‌وآمدترین مکان‌هاست.

خانه‌ای که سنگر جنگ شد!
۱۰:۳۴ - شنبه ۲۲ دی ۱۴۰۳
روایت از «صدیقه امامی» که با چرخ خیاطی به خدمت رزمندگان درآمد

خانه‌ای که سنگر جنگ شد!

«معصومه شجاعی» یا همان «صدیقه امامی» معروف بوده به خیاط ماهر و زبردست شهر گزوبرخوار؛ شهری در حوالی اصفهان. در همان سال‌هایی که هنوز جنگی نبود…

مکتبی که حاج‌قاسم  وام‌دار آن بود
۱۲:۲۳ - شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳

مکتبی که حاج‌قاسم وام‌دار آن بود

«مهربانی»؛ این کلمه، جواب دختر بود به پرسش گزارشگر که از او پرسید: «با آوردن نام حاج‌قاسم، چه چیزی به ذهنتان می‌آید؟» و حالا امروزی که ما، دختران حاج‌قاسم، در اصفهان دور هم جمع شدیم، برف می‌بارد.

راوی کربلای کرمان!
۱۰:۱۰ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳

راوی کربلای کرمان!

دلم نمی‌خواست بروم کرمان. حال مسافرت نداشتم. آن هم با اتوبوس، آن هم بدون رفقای خودم. با دو نفر آشنای نویسنده دور که فقط سلام و علیک باهاشان داشتم. اما باز مسئول برنامه زنگ زد و گفت: یه کاری کن که بری.

شبی که آن مَرد رفت
۱۰:۰۵ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳

شبی که آن مَرد رفت

از آن شب که آه‌هایمان کش آمدند و قد حرف‌هایمان کوتاه شد،

تصویر تو دیدنی است سردار!
۰۹:۵۴ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳

تصویر تو دیدنی است سردار!

از زمانی که سردار شهید سلیمانی به نیروی قدس سپاه پاسداران رفت تا زمانی که اسم او بر زبان‌ها افتاد، بیش از ۱۵ سال گذشت و این فرد، برای بسیاری از ایرانی‌ها گمنام، ولی برای بسیاری از دشمنان نام‌آور بود.

هشت پلاستیک پر از تکه‌های بدن شهدا!
۰۹:۱۸ - پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳
روایت تلخ مسلم محمودیان از روزی که تروریست‌ها در کرمان به‌جا گذاشتند

هشت پلاستیک پر از تکه‌های بدن شهدا!

همه‌چیز خیلی اتفاقی پیش آمد؛ از رفتنش به کرمان تا رفتنش به قلب حادثه…. به آنجایی که پلاستیک و خاک‌انداز دستش دادند تا تکه‌های پاره‌پاره شده بدن مردم را جمع کند.

روزی که آب پلی شد تا بهشت
۱۲:۱۵ - شنبه ۸ دی ۱۴۰۳

روزی که آب پلی شد تا بهشت

مدتی می‌شود اندوهی مدام به پروپایم می‌پیچد. چاره‌ای نیست؛ باید خود رنگ‌ورو پریده‌ام را سامان بدهم و کوفتگیِ ناشی از اندوهم را بغل کنم و بگذارم جایی در فرصت مناسب، بروم سراغش. حال غریبی دارد.

بهانه اتمامِ حجت
۱۲:۰۷ - شنبه ۸ دی ۱۴۰۳

بهانه اتمامِ حجت

چه کسی بیدار است؟ شعور و آگاهی چیست؟چطور می‌توان به آن رسید؟ چه عاملی در انتخاب روش زندگی تأثیر دارد؟ آیا تفاوتی می‌کند در کدام مرحله از تاریخ باشیم برای رسیدن به بلوغ و بیداری؟ این‌ها سؤالاتی است که این روزها ذهنم را درگیر کرده است!

مهمانی حماسه‌سازان کربلای 4
۱۲:۰۰ - شنبه ۸ دی ۱۴۰۳
روایتی از دورهمی غواصان گردان یونس و ...

مهمانی حماسه‌سازان کربلای 4

امسال پنجمین سالی بود که هم‌زمان با سالروز عملیات کربلای 4، غواصان گردان یونس و نیروهای یگان دریایی لشکر امام حسین (ع) در خیمه گلستان شهدای اصفهان دور هم جمع شدند تا یاد و خاطره آن روزها را زنده کنند.