شاید پس از جنگ جهانی دوم بود که با رواج تفکرات پستمدرن در اروپا این بحث به میان آمد که دوره سیاستگذاری بهصورت تخصصی و در چارچوبهای رشتهبندیشده آکادمی گذشته است و ما در خارج نه با موضوعات علمی، بلکه با مسائلی روبهرو هستیم که وجوه مختلف دارند و نمیتوان مسئله را صرفا اجتماعی یا صرفا اقتصادی دانست.
مالیات در کشورهای دارای نظام اقتصادی و مالی قوی و منسجم همیشه جزو پایدارترین و مطمئنترین منابع درآمدی بوده است و آنها از این طریق بسیاری از هزینههای جاری و عمرانی خود را پیش میبرند.
اهداف اولیه برنامه توسعه، افزایش رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی است. رشد اقتصادی به معنای افزایش ثروت عمومی تعبیر میشود و این افزایش، خود را در کاهش فقر، کم شدن فاصله طبقاتی و بهبود توزیع امکانات عمومی بین همه مردم نشان میدهد.
توسعه به دلیل منطقی که دارد، تمام وجوه حکمرانی و سیاستگذاری را تحت تأثیر قرار میدهد و ساختار اقتصادی و اجتماعی یک کشور را با هدف و راستای خود همسو میکند.
در ایران نیز تاکنون شش برنامه توسعه تدوین و اجراشده و برنامه هفتم توسعه نیز هماکنون در مجلس شورای اسلامی تصویب و به شورای نگهبان ارسال شده است.
توسعهمندی در شهری تاریخی همچون اصفهان باید با سنت تاریخی و فرهنگی مردم هماهنگ باشد که در طول دهههای گذشته، نهتنها این هماهنگی رخ نداده، بلکه فشار توسعه سریع و صنعتی موجب شده است به مرور هویت تاریخی مردمان این دیار نیز رو به اضمحلال برود.
یکی از مهمترین شاخصهای توسعه، نهاد آموزش است که در ایران دو متولی مهم دارد. یکی آموزشوپرورش و دیگری وزارت علوم مربوط به آموزش عالی دانشگاهی.
برنامه ششم توسعه در حالی تدوین و اجرا شد که فضای کلی کشور و همچنین فضای حاکم بر سیاستگذاری عمومی کشور متفاوت از برنامه قبلی بود. بر همین اساس تفاوتهای مهمی در خطمشیهای برنامه ششم و پنجم قابلتشخیص است.
برنامه پنجم توسعه که با فصل مربوط به الگوی اسلامیایرانی توسعه شروع شد، نتوانست به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. مهمترین اتفاقهایی که در سالهای اجرای برنامه پنجم در اصفهان رخ داده است، نشان از این دارد که روی مخرب توسعه بهتدریج در حال آشکارشدن است.
تفاوت بین اهداف برنامه چهارم و آنچه در عرصه عمل اجرا شد، نشان از این دارد که در همه برنامههای اجراشده، بین آنچه سیاستگذاران به ذهن میآورند و تخیل میکنند و آنچه اجرا میشود، فاصلهای وجود دارد که پرشدن آن نیازمند زمانی است که تقریبا دیگر وجود ندارد.
برنامه سوم بر اساس ضرورتها و چالشهای اساسی کشور در سالهای آتی برنامه نظیر جوانی، افزایش سطح اشتغال، افزایش میزان رشد اقتصادی، کاهش تصدیهای دولت، خصوصیسازی، توسعه منابع انسانی و همچنین توسعه فناوری و بهرهمندی از منابع و امکانات کشور تدوین شد.
برنامه دوم توسعه، هم از برنامه قبلی توسعه، یعنی برنامه اول و هم از عملکرد دولت در زمینه خصوصیسازی صنایع و املاک دولتی و آزادسازی منابع مالی و ارزی متأثر شده بود و همین شرایط باعث شد این برنامه با تأخیر به تصویب برسد و یکسال بعد از اتمام برنامه اول، اجرایی شود.