راستش گاهی، اتفاق یا اتفاقهایی برای خیلی از ماها میافتد که دلمان میخواهد دنیا کمی ساکت شود و ما بنشینیم یک کنج دنیا و از زیر آوار دلمان توی خرابهها، لابهلای خشم آتش، از بین صدای انفجار و اندوه دستهجمعی مردم و در گذر از صدای دمام و سنج و صورتهای سرخ و خَش افتاده زنان دنبال شکوفهای از امید بگردیم؛ مثل همین چند روز گذشته؛ درست از همان لحظه که نبض خلیجفارس تند شد و قلبمان تاول زد.
«در عرض ۱۱ ثانیه تمام معیارهای انسانی، اجتماعی و قانونی یک شهر عوض شد. اینطور برایتان بگویم که بعد از زلزله، ۳۱۲ تا از شمارههای گوشی من پاک شد. همگی در زلزله رفتند.» اینها را حامد عسگری میگوید.
روزی نیست که سقوط از کوهصفه یا سایر کوهها خبرساز نشود و تیترهای ریزودرشت را به خود اختصاص ندهد؛ کوهنوردان نابلدی که دل به کوه میزنند؛ اما با پیچوخمهای آن آشنا نیستند و نمیدانند که حادثه در کمین آنها نشسته است.
مطابق آمارهای رسمی و غیررسمی، تصادفات علت سوم مرگومیر در کشور است و آسیبهایی که وارد میکند، نهتنها موجب مرگ، بلکه منجر به آسیبهای جسمی و روانی میشود.
کارشناسان معدنی میگویند وضعیت ایمنی معادن اصفهان تحت نظارت و مدیریت قرار دارد؛ اما نیاز به بهبود و تغییرات اساسی در برخی از بخشها برای ارتقای ایمنی و کاهش خطرات وجود دارد.
نقاط حادثهخیز هرساله خسارتهای جانی و مالی بسیاری را برای مردم و کشور در پی دارد. در سال 1401 تعداد 887 نقطه حادثهخیز در کل کشور شناسایی شد و تاکنون 486 نقطه همچنان باقی مانده است.
اصفهان شهری است که کمتر میشود فکر کرد که سیل مهمان خیابانهایش بشود. شاید این خاطرجمعی را مدیون شیخ بهایی هستیم.
نزدیک به سه هفته گذشته بود که نام بیمارستان «گاندی» تهران بر سر زبانها افتاد و آتشسوزی در این بیمارستان لوکس، اماواگرهایی را به همراه داشت.
کوهنوردی، ورزش بسیار مفید و مفرحی است، اما بدین منظور باید احتیاط کرد و توجه به توصیههای ایمنی داشت چراکه ممکن است حوادث زیادی در مسیر اتفاق بیافتد.
9 تا 10 هزار حادثه ناشی از کار سالانه در کشور رخ میدهد که معمولا منجر به فوت 800 نفر میشود.
مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای اصفهان گفت: ۵۰ درصد نقاط پر تصادف این استان در سال جاری و ۵۰ درصد دیگر بر حسب ابلاغ اعتبارات در سال ۱۴۰۳ اصلاح خواهد شد.
جمله معروفی درباره آتشنشانهـای ایرانی هست کـه میگوید: «آتشنشانی شغل نیست؛ عشق است.» معنای این جمله آنقدر صائب و گویاست که نیازی به توضیح ندارد. کافی است تنها لحظهای خاطره تلخ هفتم مهر1359 را که پالایشگاه آبادان در جنگ ایران و عراق، دوبار مورد حمله قرار گرفت و به شهادت تعداد زیادی از آتشنشانهای غیور ایرانی ختم شد به خاطر بیاوریم تا ببینیم که این قشر، چگونه از جان و خان و مان خویش برای نجات همنوع مایه میگذارند. حالا اما هفتم مهر دیگری از راه رسیده و حوادث دیگرگونه شدهاند. در این گزارش مروری داریم بر برخی از حوادثی که آتشنشانهای اصفهانی در یکسال اخیر آنها را مدیریت کرده و به سرانجام رساندهاند.