«مصلحت» فیلمی تأملبرانگیز است که نگاهی انتقادی به سیاست، مضامین اجتماعی و چالشهای اخلاقی دارد و به بررسی مفهوم مصلحت در فضای اجتماعی و سیاسی ایران میپردازد.
فیلم سینمایی «در آغوش درخت» به کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی محمدرضا مصباح و سجاد نصرالهینسب است. خواجهپاشا یک فیلماولی است که البته با تجربه و از راهی پرکار به سینما آمده است.
فیلم سینمایی «عطرآلود» ساخته هادی مقدمدوست به چهلویکمین جشنواره فیلم فجر آمده است. بسیاری مقدمدوست را با نویسندگی فیلمهای ماندگار «وضعیت سفید» و «شعلهور» به یاد میآورند.
صنعت سینما در دوران کرونا، بیشترین ضرر و خسارت را در میان تمامی کسبوکارها شاهد بوده است. هم از این منظر که سینماداران بسیاری به سمت ورشکستگی کامل سوق پیدا کردند و هم از این بابت که رسیدن به حد نرمال تعداد مخاطب، فرایندی است که طبق یک بررسی ساده، تا سالها به طول خواهد انجامید. سینمایی که قرار بود طی یک برنامه پنجساله، تعداد مخاطبانش را به 100 میلیون در سال برساند، حال باید تقلا کند تا به همان تعداد 26 میلیون و 311 هزار نفرِ سال 98 برسد. چشماندازی که برخی کارشناسان، آن را به دلیل تلاش مردم برای تغییر روحیات خود، در کوتاهمدت، شدنی و عدهای دیگر به دلیل اعتماد ازدسترفته مردم نسبت به سینما، آن را تا چند سال آینده، محال میدانند.
طهران، خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت. زادگاهی آشنا برای مخاطبان هزاردستان. مکانی که حاتمی خودش را در آن جای گذاشته و با سرک کشیدنهای درونی خود به آن مکان تراوشات ذهنی برآمده از زیستش را در آثارش متجلی ساخته است. او دانشآموخته دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر بود و حداقل 15 فیلم بلند سینمایی و چندین مجموعه تلویزیونی ساخته است. این کارگردان و فیلمنامه نویس کار هنری خود را با نویسندگی در تئاتر آغاز کرد و نمایشنامههای «ساتن»، «قصه حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت و برخی آثار سینماییاش «طوقی»، «سوته دلان»، «حاجی واشنگتن»، «کمال الملک»، «دلشدگان» و یکی از مشهورترین آثار این کارگردان صاحب سبک سینمای ایران سریال ماندگار «هزار دستان» است.
پس از 16 ماه رکود کامل بر صنعت سینمای ایران، این روزها اخبار دلگرمکنندهای مبنی بر اکران یک یا دو فیلم پرفروش به گوش میرسد. دو فیلمی که تضمین مالی 2 میلیارد و 500 میلیونی وزارت ارشاد را دریافت داشته و میتوانند با یک برنامهریزی درست، رکود 16ماهه سینماها را از بین برده و گرمابخش گیشه تابستانی باشند. البته که این خوشایندی، زمانی محقق خواهد شد که خیز جدید کرونا، آسیبی به سینماها وارد نیاورند. همواره با قرمزشدن شرایط کرونایی هر شهر، سینماها، نخستین اماکنی هستند که تعطیل میشوند و چرخه صنعتی این هنر را تحتالشعاع قرار میدهند. نکتهای که سبب شده تا تهیهکنندگان، سرمایهگذاران و پخشکنندگان آثار پرفروش، رضایت چندانی به نمایش اثر خود (ولو با کمک بلاعوض و چندمیلیاردی ارشاد) نداشته باشند.
در بیش از یکسالی که کرونا در ایران، بیش از چهار پیک را پشتسر گذاشته، تقریبا هیچ صنفی مانند سینما متضرر نشده است. حجم تولیدات به کمتر از یکچهارم رسیده و بسیاری از سینماگران تلاش کردهاند به دلیل خانهنشینی اجباری مردم و تغییر سبک زندگی، به سمت شبکه نمایش خانگی کوچ کنند. سینماها هم طی 15 ماه اخیر، بیش از 10 ماه تعطیل بودهاند و در همان چند ماهی که فعالیت داشتهاند نیز با استقبال چندانی مواجه نشدهاند. به همین دلیل سینما، یکی از ضرر دهترین مشاغل دوران کرونا بوده است.
شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حالوروز چندان خوشایندی نداشت. برنامهریزی میانمدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» میدید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلمهایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.
پس از پایان جشنواره فیلم فجر، این انتظار در میان سینمادوستان به وجود آمد که با رایزنیهای وزارت ارشاد، ردهبندی صنفی سینماها از درجه 3 به درجه 2 ارتقا یابد. تنها در این صورت بود که امیدها برای زنده ماندن سینماها در سال سخت 1400 بیشتر میشد. اما متاسفانه این مهم به وقوع نپیوست تا با نارنجیشدن اصفهان، حالا سینماهای نصفجهان نیز مانند پایتخت، باز هم کرکرههای خود را پائین بکشند. اتفاقی که خیلیها آن را در نتیجه اهمالکاریهای وزارت ارشاد و سازمان سینمایی میدانند. امروز و در شرایطی که رستورانها، کافهها، استخرها و دیگر مشاغل نهچندان ضروری مشغول به کار هستند، سینماها تعطیل شدهاند و این اتفاق از آن سو، پراهمیت است که اعتماد ازدسترفتهای که با اکران نوروزی در حال ترمیمیافتن بود، دوباره از بین رفت و با مشخصنبودن آینده سینماها، احتمالا با فیلمسوزی دیگری مواجه میشویم که اجازه نمیدهد صاحبان آثار سینمایی، فیلمهای خود را در شرایط مشابه، برای اکران تابستان و دیگر اوقات امسال نمایش دهند. گرچه حتی قرارگرفتن سینماها در مشاغل ردیف دوم نیز به این سادگیها نمیتواند مخاطبان را با سالنهای تاریک آشتی دهد.
زالاوا فیلم اول ارسلان امیری ادامه جریانی در فیلم سازی چند سال اخیر سینمای ایران است که داستانی را در یک موقعیت تاریخی (عموما دوران پهلوی دوم) با بنمایههایی نظیر دلهره، معما و ترس تعریف میکند. سرآمد این فیلمها و به نوع آغاز کننده آن در یک دهه اخیر فیلم «اژدها وارد میشود» مانی حقیقی است که با استفاده از کتاب ملکوت بهرام صادقی و اتفاقی تاریخی فیلمی دلهرهآوری را میسازد. بعد از آن نمونه موفق این عرصه فیلم «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی است که موفق میشود موقعیتی دلهره آور را با پیرنگی عاشاقانه درهم بیامیزد.
نقد فیلم در ایران از پرمناقشهترین موضوعهای هنری تمام سالهای بعد از آمدن سینما به ایران بوده است. بحثوجدل درباره موضوعهای مختلفی مانند مسیر تاریخ سینمای ایران، نقاط عطف سینمای ایران (بهطور مشخص «موج نوی سینمای ایران»)، انتخاب میان سینمای آمریکا و شوروی، سینمای جشنوارهای یا مستقل و … همیشه در میان منتقدان و نظریهپردازان سینمای ایران وجود داشته است. برنامه «دوشنبههای سینما» خانه هنرمندان در جدیدترین گفتوگوی زنده اینستاگرامی سراغ مقوله نقد فیلم و تمام مناقشات آن رفته و از سهمنتقد از سه نسل مختلف منتقدان سینمای ایران وضعیت نقد در سینمای ایران را جویا شده است.