در ادبیات تعلیمی هدف اصلی آموزش بوده است؛ اما در ادبیات خلاق، نوآوری و ابتکار، درک لذت و تجربه زیباییشناختی هدف اصلی محسوب میشود. ادبیات و هنر خلاقانه بهصورت اختصاصی و برای کودک تولید میشود.
دوران نوجوانی را به نام دوران شترمرغی میشناسند؛ به این معنا که میگوییم بار ببر، میگوید من مرغم؛ میگوییم تخم بگذار، میگوید من شترم.
چیزی به زمان برگزاری کنکور سراسری 1402 باقی نمانده و در روزهای گرم تیرماه، بازار توصیههای رنگارنگ به کنکوریها و خانوادههایشان داغِ داغ است.
درحالیکه «بنیادین»، پیامهای آموزشی ارزشمندی ارائه میدهد تا بینندگان را درباره تجربه مهاجران، تبعیض و روابط بینفرهنگی آگاه کند، پدرومادرها باید قبل از تماشای فیلم با خانواده، به میزان بلوغ و درک فرزندان خود توجه کنند.
اعتیاد، یکی از مشکلات بسیار جدی است که باعث ایجاد مشکلات متعدد برای فرد معتاد، خانواده و اطرافیان او و جامعه میشود و خطر اعتیاد در کودکان و نوجوانان بیشتر از خطر آن برای بزرگسالان است.
رهبر معظم انقلاب سرود را یکی از ابزارهای مهم فرهنگسازی برای همه سطوح جامعه میدانند. به تعبیر ایشان، سرود مثل هوای بهاری در میان مردم نفوذ میکند؛ اما از سوی دیگر، تولیدات این عرصه را همچنان کمرنگ دانسته و دغدغه تولیدات بیشتر و تأثیرگذارتر را دارند.
نوجوانی ، دوره خاصی از زندگی است که از لحاظ ویژگی ها و شرایطی که دارد متمایز از سایر مراحل بوده و مورد توجه متخصصان رشد و روان شناسی رشد میباشد . در این دوره سنی ، نوجوان ویژگی هایی پیدا میکند که لزوم توجه و اعمال شیوههای برخورد مناسب را الزامی میسازد و از […]
در همه برهههای زندگی، در هر سنی که باشیم، عملا در دو محیط جداگانه زندگی میکنیم. منظورم این است که همزمان که در محیط خانواده زندگی میکنیم، بهصورت موازی در مکانهایی اجتماعی مثل دانشگاه، مدرسه یا محیط کار هم در حال گذراندن زندگی روزمره هستیم. انتخاب محیط خانوادگی هیچگاه بر عهده ما نبوده است. از هیچکسی قبل از تولدش نظرسنجی نکردهاند که دوست دارد به محض بازکردن چشمانش در دنیا، در چه خانوادهای باشد. همه ما بهصورت اتفاقی، یا حتی شانسی، در خانه و خانوادههایی به دنیا آمدهایم که هیچ نقشی برای انتخابشان نداشتیم.
«توی این ماههای آخر آموزشتان بیشتر مسخره کردهاید یا مسخره شدهاید؟ اگر مسخره شدهاید با شما همدردی میکنم ولی اگر مسخره کردهاید لطفا این کار را کنار بگذارید. دنیای ما از اواخر سال پیش با بحران کرونا روبهرو شد، پس به خاطر آن مجبور شدیم شیوه زندگی خود را برای مدتی تغییر دهیم. یکی از این موارد آموزش بود که دیگر بهصورت قبل نیست و دانشآموزان و معلمان مجبور به استفاده از فضای مجازی شدند که به آموزش مجازی معروف است. حتما خودتان این را میدانید که در دنیای مجازی همه چیز با دنیای واقعی متفاوت است و حتی شخصیت انسانها در آنجا ممکن است فرق کند. یکی از اتفاقهایی که در آموزش مجازی بسیار رایج شده، مسخرهکردن و توهین به افراد دیگر است.
ما گاهی انتظار وقوع یک سری لحظات را میکشیم تا قبل از رسیدن به آن، از مسیری که طی میکنیم لذت ببریم. مثلا همیشه اسفند و شلوغیهای بازار، بوی گل شببو، خرید ماهی، تدارک سفره هفتسین و داشتن لباس نو و تمام تشریفات نوروز را بیشتر از خود عید دوست داریم. درباره مدرسه و ماه مهر هم همینطور است. خرید فرم مدرسه، بادهایی که لابهلای هوای آفتابی میوزند، خشک شدن برگ درختان، کوتاه شدن روزها و طولانی شدن شبها، آوازهای بوی ماه مهر که از تلویزیون پخش میشود، جلد کردن کتاب و دفترهای نو، بوی مدادهای تازه تراشیدهشده و ذوق دیدن دوباره دوستانمان باعث میشود اواخر تابستان، دلمان را به روز اول مدرسه خوش کنیم و در تدارک رفتن دوباره به مدرسه باشیم.
بوی نان پنیر و خیار لهشده کف کیف، صدای جیغ بچهها موقع خوردن زنگ آخر، استرس و دلشوره موقع تقلب گرفتن در امتحان، هیجان برای خوردن ناهارهای دورهمی در حیاط مدرسه، قهر و آشتیهای دوستانه، دعوا بر سر رشتههای انسانی و تجربی و ریاضی، ذوق برای خرید کیف و کفش قبل از آمدن مهرماه، دید زدن معلمان در دفتر مدرسه، خنده و شادی و بازی و حرفهای درگوشی، همه و همه این تجربهها دارد تبدیل به خاطره میشود.