«صفیه لطیف» ازجمله هنـرمنـدانی است که گرهخوردن زندگیاش با هنر از مسیـر متفاوتی رقم خورده است. او نقاشی با گذشتهای منحصربهفرد، توانسته است صدای متفاوتی در هنر معاصر باشد.
هیجانزدهام؛ مثل نوزاد چند ماههای که از اتصالات شبکههای نورونی مغزش به کشف تازهای رسیده باشد …
سالهایی که نومعلم بودم و زیستشناسی تدریس میکردم، یکم مهر، جلسه اول، قبل از اینکه بگویم مجتبی بنیاسدی هستم، دبیر زیست، از بچههای دهم تجربی امتحان میگرفتم.
یکی از مؤلفههای لازم برای هر حکومتی در اداره کشور برخورداری از اعتماد عمومی و باور ملی به توانمندی دولت مستقر برای حل چالشهای کشور است.
امروز میخواهم در دنیای معلمی از دغدغهای صحبت کنم که در طول این هشت سال تدریس همیشه برایم مهم بوده و ذهنم را مشغول کرده.
اصل «محاکات» و همرنگشدن با دیگران خصوصا تأثیرپذیری از افراد پرنفوذ، توسعهیافته و اهل معنا، یکی از اصول مسلم روانی است.
تا از روز نکوداشت اصفهان مطلع شوم، کار از کار گذشته بود. شاید عجیب به نظر برسد؛ اما بهعنوان یک اصفهانی، تاکنون از وجود چنین روز و مناسبتی مطلع نبودم.
وانتی هرچند روز یکبار به کوچهپسکوچههای شهر من سرک میکشد و با بلندگوی آهنین خود فریاد میکشد که «انار، انار؛ مشتری انار، سیب بیار، انار ببر! انار یاقوتی شهرضا.»
مدتی است در این بخش هنر هنرمندان مقاومت را از سرتاسر جهان معرفی میکنیم؛ اشخاصی که به واسطه هنرشان صدای فلسطین و جریان مقاومت شدهاند.
پرسش زیر را برای امتحانک کلاسی دانشآموزان هشتم داده بودم …
انگاری همین دیروز بود؛ سیزدهچهارده سال پیش را میگویم که سر کلاس دوم دبیرستان، معلم شیمی زیرلایهها و اوربیتالهای پرشده و نشده را روی تابلو مینوشت و ما جزوهنویسی میکردیم.
فکر میکنم شما هم با من همنظر باشید که امروزه موج فراگیر استفاده از شبکههای اجتماعی و تلفنهای همراه، ما را با خود برده است و دیگر کمتر جایی برای کتابخواندن باقی گذاشتهایم.