چنان خانههای تاریخی مهم و ارزشمندی در اصفهان وجود دارند که اگر مردم بخت دیدنشان را به دست بیاورند، معنای واقعی دو مفهوم مهم «خانه» و «زندگی» را بهطور کامل متوجه میشوند. خانه الفت، خانه امینالتجار، خانه باجغلی، خانه کیانپور، خانه ملاباشی و خانه بهشتیان شش جواهر اصفهان هستند که در کتابی به نوشته مریم قاسمی سیچانی و آزاده حریری به طور مفصل معرفی و تحلیل شدهاند. از این میان برای پنج خانه اتفاق خوب مرمت در سطوح مختلف افتاده اما از یکی، هیچ نمانده جز جای خالی در میانه بازارچه حسنآباد و یک دنیا حسرت برای علاقهمندان میراث فرهنگی.
اصفهان یک شهر معمولی نیست. این شهر صاحب گنجینههایی است که اگرچه در این شهر قرار دارند، اما صاحب آنها کل مردم جهان هستند؛ بنابراین حفظ و نگهداری از آنها یکی از وظایف ضروری هر اصفهانی است. پس بیراه نیست اگر بگوییم در این شهر هر نسل که آمدهاند و رفتهاند دغدغه اصلی آنها حفظ و نگهداری از این گنجینهها بوده است؛ اینکه چطور در بهترین شرایط آنها را حفظ کرده و به بهترین شکل آنها را عرضه بدارند.
اقـامـت یکی از اجزای مهم صنعت گردشگری است و اشکال مختلف آن تأثیر انکارناپذیری بر انتخاب و رفتار گردشگر دارد. درواقع هتل و اقامتگاهها بهعنوان یکی از سه مؤلفه اصلی صنعت گردشگری در کنار حملونقل و جاذبهها به شمار میآیند و نمیتوان از نقش واحدهای اقامتی در سفر برای مسافران ازجمله مسافران دارای معلولیت، چشمپوشی کرد. افراد دارای معلولیت هم بسیار مشتاق سفر و اقامت هستند؛ اما معمولا سطح گستردهای از موانع موجود در مقصد و مراکز اقامتی و نبود اطلاعات کافی و موردنیاز و تجارب منفی گذشته این افراد، مانع سفر و استفاده از امکانات اقامتی میشود.
اوضاع میراث فرهنگی اصفهان در سال 1325 در نگاه و قلم یک محقق ایرانی چگونه بود؟ برای مردمی که خود در شهری زندگی میکنند افول و تخریب آثار تاریخی چون تدریجی بوده و در پیش چشم آنها صورت میگیرد، چندان شوکآور نیست؛ اما محقق یا ناظری که اهل آن شهر نباشد و هرچند وقت یکبار بیاید و از آثار تاریخی شهر بازدید کند، بهتر متوجه خرابیها میشود.
«شهر گنبدهای فیروزهای» از قدیم لقب معروفی برای اصفهان بوده است؛ اما در سالهای اخیر لقب جدیدی به نام «شهر گنبدهای دربند!» اضافهشده است. چرا؟ چون گنبدها از مدرسه چهارباغ تا مسجد شیخلطفالله و مسجدجامع عباسی و… همه در حصار داربستها و «در دست مرمت» قرارگرفتهاند و سالها به همین منوال گذشته. صبح دیروز اما خبری درباره رهایی قریبالوقوع گنبد مسجدجامع عباسی (مسجد امام) از دست داربستهایی به قدمت یک دهه منتشر شد و در لایو اینستاگرامی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، مخاطبان توانستند با استاد کاشیکار و ناظر مرمت این گنبد بهطور زنده و مجازی گفتوگویی انجام دهند.
از میان خیابانهای اصفهان شاید هیچ خیابانی مثل احمدآباد مابین سنت و مدرنیته سرگردان نمانده باشد. الباقی تکلیف خود را روشن کردهاند که یا این سویی هستند یا آن سویی. اما خیابان احمدآباد حالت بینابینی دارد: از یکسو، فـروشگـاههـــای بــزرگ و مــدرن در ایـن خیابان خودنمایی میکنند و از سوی دیگر، هنوز از کوچهپسکوچههای آن بوی دیوارهای کاهگلی به مشام میرسد و گذرهای کجومعوج قـدیـمـی، ما را به اعصار گذشته میبرد؛ با نامهایی مانند کوچه «کهران» که همان محله قدیمی کهران را بر دوش خود دارد یا کوچه «قراولخانه» که نشان از دوران قراول و پاسـبـان میدهـــد. خـیـابــان احمدآباد درواقع از میان سه محله صفوی یعنی احمدآباد، یزدآباد و کهران میگذرد و از هر سه این محلهها آثار و نشانههایی در این خیابان و اطراف آن وجود دارد.
سد زایندهرود، در سال ۱۳۴۹ بر روی رودخانه زایندهرود ساخته شدهاست و در فاصلهٔ ۵۰ کیلومتری شمال شهرکرد و ۱۱۰ کیلومتری غرب اصفهان در شهرستان چادگان قرار دارد. بیشینه حجم مخزن، یک میلیارد و ۴۷۰ میلیون متر مکعب و حجم مفید آن یک میلیارد و ۹۰ میلیون مترمکعب است. در حال حاضر کمتر از ۳۰۰ […]
گردشگری خصوصا گردشگری فرهنگی، بدون داشتن پشتوانه نظری و دانستن اطلاعات لازم راه به جایی نمیبرد. دانش لازم برای گردشگری فرهنگی از دل کتابها و آثار مکتوب پیشینیان به دست میآید. در اینجا مروری میکنیم بر آنچه درباره اصفهان در دوران معاصر نوشته شده است.
اصفهان به روایت تحویلدار، جابری انصاری، جناب اصفهان در دوره قاجار چهار مورخ عــمــده داشت. شایـد نـخستین آن میرزاحسین تـحـویـلـدار بـود که «جغرافیای اصفهان» نوشت. در آن کتاب علاوه بر ذکر بناها و زیباییها، از اصناف و معیشت مردم سخن گفت. پس از او محمد مهدی ارباب «نصفجهان فی تعریف الاصفهان» را به رشته تحریر آورد که به شکلی جامعتر و بهتر بناهای اصفهان و بلوکات آن را به نثر آورد. همین عنوان کتاب میرساند که اصفهان هنوز بر تاریخ و گنجینههای خود میبالد.
«تنها صداست که میماند!» حالا فعالان دنیای مجازی ارزش این گفته را بیشتر از قبل میدانند؛ چراکه اپلیکیشن کلابهاوس این روزها چنان سروصدایی بهپا کرده که همه دربهدر دنبال نصب اپلیکیشن اصلی یا نسخه فرعی اندرویدی آن هستند. اهالی سفر و فعالان صنعت گردشگری هم از این قاعده مستثنا نیستند. سایت معتبر تورپرنر (tourpreneur.com) که بهطور تخصصی در حوزه توراپراتورهای کارآفرین به انتشار مطلب میپردازد، بهتازگی راهنمایی منتشر کرده با عنوان «پنج درسی که از کلابهـــاوس مــیآمــوزیـــم بـــــرای توراپراتورها». ترجمه بخشهایی از این مطلب را در متن پیش رو میخوانید.
استاد «غلامعلی داستانپور» متولد شانــزدهــم اردیبــهــشتمــاه ۱۳۲۰ در حـســیــنآبــاد جــرقــویــه است. او از هفتسالگی فعالیت در رسته سفال و سرامیکسازی را شروع کرد. پدرش در شغل کشاورزی و سبدبافی فعالیت داشت و چهار ماه قبل از تولد غلامعلی از دنیا رفت؛ از آنجا بود که به غلامعلی گفتند تو بدقدمی! اما استاد داستانپور بیخیال سخنان بدون اندیشه اطرافیان شد و با ساختن و پرداختن به خدای خاک شهرت یافت و اکنون یازده فرزندش نیز در ساخت سفال و سرامیک مهارت دارند. بازارچه نو، پشت میدان نقشجهان، جایی بود که او اولین قدمهایش را برای کار با خاک برداشت و کمکم کارگاه خودش را در خیابان چمران به راه انداخت.
آیا رفتارهای اجتماعی ناپسند در گذر زمان تصحیح خواهند شد؟! ابزارهای تصحیح چه چیزهایی میتوانند باشند؟! جواب پرسش اول مثبت است و یکی از جوابهای پرسش دوم این است که روزنامهها با انتشار مطالبی در توصیف، تحلیل و نقد این رفتارها میتوانند تلاشها و برنامهریزی برای تصحیح این رفتارها را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل و پیگیریهای لازم را برای به ثمر نشستنشان انجام دهند. مخصوصا که شماری از این رفتار بر کیفیت رضایت گردشگران از اصفهان بهعنوان یک مقصد گردشگری مهم در سطح محلی، ملی و بینالمللی تأثیر دارد. در متن پیش رو، سه روایت جذاب از سه رفتار اجتماعی دهه40 که بر صنعت گردشگری هم تأثیرگذار بودهاند، ارائه کردهایم.