امروز اگر از خیابان چهارباغ به داخل خیابان آمادگاه بپیچید، همان اوایل خیابان، سمت چپ بر روی دیوار مدرسه چهارباغ، یک قاب کاشی توجه شما را به خود جلب میکند؛ تابلویی که با خط ثلث روی آن نوشته شده است: «دبیرستان علوم معقول و منقول». از خود میپرسید این تابلو اینجا چه میگوید. این مطلب پاسخ به این پرسش است؛ درضمن از یک مرکز مهم فرهنگی اصفهان پردهبرداری میکند که چند دهه در خیابان چهارباغ محفل عاشقان کتاب و ادب و شعر بوده است؛ یعنی کتابخانه فرهنگ که امروز به جای آن کتابخانه مدرسه علمیه امام صادق(ع) قرار گرفته است.
گردشگری مانند هر دانش دیگری نیازمند آن است که روشهای تدریس، متون تدریس و به طور کلی رویکرد بدان دانش بنا به مقتضای زمان اصلاح شود. یک دلیل آن که هر روزه شاخههای تازه ای بر این دانش روییده و شعبه نویی متولد میشود. گردشگری رویداد، گردشگری پزشکی، گردشگری هیجان، گردشگری جنگ، گردشگری روستایی و … بخشی از این پراکندگی هستند. شهری همچون اصفهان که قطب گردشگری ایران است، باید حداکثر تلاش خود را به کار بگیرد تا ظرفیتهای مختلف گردشگری را پوشش داده و فقط به یک یا دو نوع گردشگری (گردشگری فرهنگی یا طبیعت) اکتفا نکند.
برای اولین بار از آغاز دوران کرونا، اصفهان در یک نمایشگاه بینالمللی غیرمجازی حضور پیدا کرد و این رویداد در زمانی رخ داد که این شهر در تب و تاب بزرگداشت روز تولدش، اول آذرماه، به سر میبرد. سرزمین طلوع خورشید، میزبان نصف جهان بود و نهتنها نام و برند اصفهان در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شد، بلکه فعالیتهای فرهنگی، گردشگری مختلفی هم با هدف معرفی و برندینگ و تعریف همکاریهای بینالمللی مختلف برای اصفهان صورت گرفت؛ از جمله تعریف همکاریهای فرهنگی میان شهرداریهای شهرهای اصفهان و نانجینگ، معرفی صنایع دستی اصفهان، رونمایی از تمبر اصفهان و تفاهم برای راهاندازی موزه دائم اصفهان در چین.
خبر خوب این روزهای گردشگری کرونازده، این است که جمعی از فعالان گردشگری اصفهان از جمله راهنمایان گردشگری، هتلداران و مدیران دفاتر خدمات مسافرتی، دور هم جمع شدند و پروتکلهای بهداشتی ویژه صنعت گردشگری را تدوین کردند. سپس طی سه وبینار به ارائه و گفتوگو درباره این موارد پرداختند. هدف از تدوین این پروتکلهای بهداشتی، اعتمادسازی، معرفی راهنمایان، دفاتر و هتلهای ایمن، حفاظت از سرمایههای انسانی و حفظ سلامت گردشگران عنوان شده و میتوان امیدوار بود با اجراییشدن این پروتکلها، نه تنها اصفهان به عنوان مقصد ایمن در راه احیای گردشگریاش گام بردارد، بلکه صنعت گردشگری ایران با الگوگرفتن از اصفهان، روی ریل بازیابی و بازسازی حرکت کند.
در سند بیست ساله چشمانداز ایران در افق ۱۴۰۴ بهعنوان یک راهبرد ملی، حضور ۲۰ میلیون گردشگر ورودی در کشور پیشبینی شده است؛ این در حالی است که ایران هماکنون از برنامه مشخصشده در چشمانداز، عقبتر است و اگر قرار بود طبق برنامه حرکت صورت گیرد، هماکنون باید حدود ۱۳ میلیون گردشگر وارد کشور میشد؛ در حالی که این رقم در حال حاضر، حدود شش میلیون گردشگر است. دیپلماسی اقتصادی میتواند با جذب گردشگران بین المللی در برابر تبلیغات سوء آمریکا در جهت نشاندادن چهره غیر واقعی از ایران نیز بایستد.
کسانی که چهارصد سال پیش خیابان چهارباغ را طراحی میکردند چه در سر داشتند؟ آنها جدا از موضوع شهرسازی چه اهداف دیگری را دنبال میکردند؟ این مقاله که با مراجعه به یک شاهد عینی ساخت چهارباغ عباسی است، به ما میگوید که یکی از اهداف سازندگان چهارباغ ایجاد همبستگی شهری بوده است.
پیترو دلاواله یک جهانگرد ایتالیایی بود که در سال 1027ق به ایران آمد و مدت شش سال در ایران بود. او طی اقامت و سفر خویش نامههایی را به یکی از دوستانش در ناپل میفرستد که مجموعه این نامهها بعدا توسط خود وی تنظیم شده و به صورت کتابی در آمد. بخشی از این کتاب در سال 1348 ترجمه و انتشار یافت، اما گویا ترجمه ناقص بود، بنابر این در سال 1380 محمود بهفروزی کل کتاب را ترجمه و تحت عنوان «سفرنامه پیترو دلاواله» توسط نشر قطره و در دو جلد قطور (مجموعا 1800 صفحه) انتشار داد.
مهدی عسگری استاد قلم زن خمینی شهری بيست سالی است دستها و گوشها و چشمهايش با مس و نقره و ميخ و چكش و قير و فلز و كوبش قلم آشناست. این هنرمند قلمزن، ۸ سال است با هنر قلمزنی خود بر روی ضریح مطهر ائمه اطهار عشق به اهل بیت را در خود […]
معضلات چهارباغ در این پنجاه شصت ساله خیلی شبیه به هم هستند. سالهای زیاد بر سر این بحث بود که پارک اتومبیل در اطراف خیابان چهارباغ ممنوع شود یا خیر. با ترافیک چهارباغ باید چه کرد که هم ترافیک کم شود و هم کسادی به خیابان وارد نیاید. خلاصه این یکی از بحثهای اساسی اصفهان در حوزه مدیریت شهری بود. سرانجام در سال 1398 شهرداری اصفهان بر این عقیده شد که چهارباغ عباسی را از ماشین به کلی پاک کند. این متنها سابقه امر را به دهه چهل باز میگرداند.
در خیابان آیتالله کاشانی، درست روبهروی بیمارستان کاشانی، کوچهای است که به خاطر آنکه مسیر گردشگری شده، سنگفرشش کردهاند. این کوچه «شهید احمد رضا نعمتی» نام دارد. بقعه و دستگاهی در انتهای کوچه وجود دارد که از دو جنبه حایز اهمیت است؛ یکی آنکه قبرِ منسوب به یکی از دختران امام موسی کاظم (ع) به نام فاطمه را در خود دارد که او را به احترام ستی فاطمه یا سیت فاطمه گفته اند. ستی به معنی بانو بوده است و شاید این خانم نسب از آن عالیمقام داشته است. داخل بقعه اصلی که وارد میشوید، در اطراف گنبد کتیبهای است که نشان میدهد در سال 1242ق یعنی دوران فتحعلیشاه قاجار، شخصی به نام محمدعلیخان به ساخت این بقعه اقدام کرد ه است. او بقعه فرسوده پیشین را فرو ریخته و آن را به کل بازسازی کرده است.
سقاخانه نقاشی که تا هفته گذشته همین موقع، زخم ناسور شهـــر بود، امروز با تلاش علاقهمندان میراث، یگان حفاظت و گروه امانی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، به یک المان زیبای شهری تبدیل شده و آنطور که در توئیت شهردار اصفهان آمده، بهزودی با حمایت این ارگان، عملیات حذف زواید پیرامونی و نورپردازی هم برایش انجام خواهد شد. تجربه سقاخانه نقاشی یک تجربه موفق شهری-میراثی بود که میتواند آغازگر جریانی برای حفاظت از انواع آرایههای فرهنگی موجود در شهر باشد؛ میراثی که فقط کافی است ساحتشان را «پیرایش» کنیم تا به المانهای ارزشمند و زیبا و ریشهدار شهری و مایه تبختــــــر شهرونــــــدان تبدیل شوند.
بستر زاینده رود اصفهان توسط تیم قایقرانی نجات در سیلاب و آب های خروشان و با همکاری شهرداری باغ بهادران پاکسازی شد .
گزارش ویدئویی سرویس میراث و گردشگری روزنامه اصفهان زیبا از کارگاه مرمت سقاخانه چهارراه نقاشی. علاقمندان میراث، رسانهها، کلانتری محله، یگان حفاظت و گروه امانی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان باعث شدند: کاشیدزدها گیر افتادند، کارگاه موقت ایجاد شد، عملیات استحکامبخشی و نصب کاشیها آغاز شد.