روایتی از مدرسه باقریه درب‌کوشک و گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین مجید جلالی، مدیر مؤسسه بلاغ

بگویید ما بی‌صاحب نیستیم

در دل محله درب‌کوشک، جایی میان کوچه‌های باریک و دیوارهای آفتاب‌خورده، مدرسه‌ای قدیمی جای گرفته است؛ مدرسه باقریه درب‌کوشک. قدمتش به سال ۹۰۲ هجری‌قمری بازمی‌گردد؛ زمانی که آجرها هنوز از گرمای ایمان می‌سوختند و معمار، دلش را میان خشت‌ها جا می‌گذاشت.

تاریخ انتشار: ۱۱:۴۷ - سه شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
بگویید ما بی‌صاحب نیستیم

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دل محله درب‌کوشک، جایی میان کوچه‌های باریک و دیوارهای آفتاب‌خورده، مدرسه‌ای قدیمی جای گرفته است؛ مدرسه باقریه درب‌کوشک. قدمتش به سال ۹۰۲ هجری‌قمری بازمی‌گردد؛ زمانی که آجرها هنوز از گرمای ایمان می‌سوختند و معمار، دلش را میان خشت‌ها جا می‌گذاشت.

درِ ورودی مدرسه، چوبی و کهن‌سال است، درِی که گویی هنوز صدای دقّهٔ دستی آشنا را در حافظه دارد، دستی که روزی از سوی صاحب‌الزمان(عج) بر آن کوبیده شد. از همان روز، بوی حضور در هوای این صحن پیچید و در، دیگر تنها تکه‌ای از چوب نبود؛ مهبط نوری شد که زمان در برابرش سر تعظیم فرود می‌آورد.

بر فراز این در، قابی به رنگ سبز می‌درخشد و نام مدرسه در میان آن خودنمایی می‌کند. از در که می‌گذری، وارد راهرویی می‌شوی که سمت چپ آن، پشت پنجره‌ای چوبی، سنگابی بزرگ و خاموش نشسته است؛ سال‌خورده و پر از خاطره. روبه‌روی آن حوضی کوچک قرار دارد و در کنارشان، چاهی قدیمی که روزی دل زمین را می‌شکافت تا تشنگی طلبه‌ها را فرونشاند.

آب از دل چاه بالا می‌آمد، در سنگاب می‌ریخت و از آنجا آرام در حوض روان می‌شد و هرگاه دستی برای نوشیدن پیش می‌آمد، آب دوباره از سنگاب به حوض بازمی‌گشت؛ چرخه‌ای از پاکی، که بی‌هیاهو می‌گشت و می‌چرخید؛ چنان‌که گویی راز جاودانگی در همین جریان آرام نهفته بود.

چند پله پایین‌تر، حیاط مدرسه با سکوتی خیره‌کننده گشوده می‌شود. جوی آبی از میان حیاط گذشته است؛ اکنون خشک، اما هنوز بوی آب در خاکش زنده است. در دو سوی این جوی، درختانی کهن‌سال قد برافراشته‌اند؛ شاخه‌هایشان از دو سوی حیاط به هم رسیده، گویی دستی در دست دیگر، تا سایه‌ای از مهربانی بر زمین بیفکنند.

در اطراف حیاط 16 حجره و سه سالن بزرگ ردیف شده‌اند، حجره‌هایی با درهای چوبی و سردرهایی کاشی‌کاری‌شده که لچکی‌هایشان هنوز برق فیروزه‌ای خویش را از دست نداده‌اند.
درون هر حجره، طاق‌چشمه‌ای است که بوی خشت و دعا از آن برمی‌خیزد و طاقچه‌هایی که ردّ انگشتان قرن‌ها طلب علم را در خود حفظ کرده‌اند. هر گوشه این مدرسه، قصه‌ای ناگفته از ایمان و انتظار دارد. آجرهایش با تسبیح باد، ذکر می‌گویند و سایهٔ درختانش، یادگار نمازهای بی‌صداست.

مدرسه باقریه هنوز ایستاده است؛ همچون چراغی کهنه اما روشن، در دل محله‌ای قدیمی و هنوز، هر غروب، نسیمی از سمت در چوبی‌اش می‌وزد؛ گویی صدای آن دقّه ملکوتی، هنوز از پس قرن‌ها شنیده می‌شود.

تشرُّفی به‌یادماندنی

دو طرف ورودی حیاط دو قاب زیر طاق ایوان جا خوش کرده است که یکی، نشان از مرمت و احیای مدرسه علمیه باقریه در سال ۸۷ شمسی به همت و تلاش آیت‌الله طباطبایی‌نژاد دارد و دیگری، داستان تشرف امام‌زمان(عج) به مسجد باقریه است.

در بنری که به دیوار حوزه نصب شده و به نقل از کتاب برکات حضرت ولی عصر(عج) ص ۱۱۵ آمده است: آن زمان که اصفهان سرمای شدیدی را تجربه می‌کرد و حدود 50 روز می‌شد که آفتاب را ندیده بود. شیخ‌ حیدرعلی مدرس‌اصفهانی که در مدرسه باقریه حجره‌ای داشت، می‌گوید: «سرمای شدید و یخ‌زدگی راه روستاها به شهر را بسته بود و طلبه‌هایی که از روستا آمده بودند، بسیار در مضیقه و سختی به‌سر می‌بردند.»

او اظهار می‌کند: «روزی پدرم به‌سختی به شهر آمد تا بنده را به سده (خمینی‌شهر) نزد خودشان ببرد. نیمه‌شب نفت چراغ تمام و کرسی سرد شد. پدرم شروع به‌ تندی کرد که چرا خودت و ما را به‌زحمت انداخته‌ای و به روستا برنمی‌گردی؟ من سکوت کردم و راز دل با خدا گفتم.

نیمه‌شب صدای در مدرسه شنیده شد. اول اعتنایی نکردیم. باز به‌شدت در زد. به هر زحمتی خود را به دالان مدرسه رساندم. وقتی پرسیدم کیست، من را به اسم و مشخصات صدا زد. گفتم حتما آشناست که من را می‌شناسد، خواستم عذری بیاورم، گفتم: خادم در را بسته و رفته است. فرمود: بیا از سوراخ بالای در این چاقو را بگیر و از فلان محل در را باز کن. تعجب کردم، چندنفری بیشتر این رمز را نمی‌دانستند. در که باز شد، شخصی را دیدم در شکل شوفرها.

جواب سلامم را بسیار خوب داد و بعد چند سکه دوقرانی به من داد و گفت: فردا صبح خاکه برای شما می‌آورم. اعتقاد شما باید بیش از این‌ها باشد. به پدرتان هم بگویید غر نزنند، ما بی‌صاحب نیستیم. آن شمع گچی را هم که در طاقچه بالای صندوق‌خانه است، روشن کنید. با ایشان که صحبت می‌کردم، سرما را احساس نمی‌کردم. وقتی رفت، یادم آمد اسمشان را نپرسیدم. در را باز کردم؛ اما آن روشنایی که خصوصیات هر چیزی در آن دیده می‌شد، به تاریکی تبدیل‌ شده بود. هیچ ردپایی هم ‌روی برف‌ها نبود. با صدای پدر به حجره برگشتم. شمعی را که دو سال پیش روی طاقچه گذاشته و از یاد برده بودم، روشن کردم. پول‌ها را روی کرسی گذاشتم و ماجرا را به پدر گفتم. پدرم به در مدرسه رفت و غیر از جای پای من، هیچ جای پایی ندید.

صبح بعد از تعقیب نماز صبح، یکی از دوستان مقداری ذغال و خاکه برای طلاب مدرسه فرستاد که تا پایان آن سردی زمستان کافی بود.»
در آخر نوشته قاب، به منبع آن، کتاب برکات حضرت ولی‌عصر(عج) اشاره ‌شده بود.

مؤسسه آموزشی علوم حوزوی بلاغ از ۱۳۹۰ شروع‌به‌کار کرد

با حس وصف‌ناپذیر خواندن تشرف محضر امام‌زمان(عج) و بودن در مکانی که روزی ایشان قدم در آن گذاشته‌اند، وارد یکی از حجره‌های این مدرسه تاریخی شدیم و پای صحبت‌های حجت‌الاسلام‌والمسلمین مجید جلالی، مدیر مدرسه علمیه صدر بازار، مدرس حوزه علمیه و مدیر مؤسسه آموزشی علوم حوزوی بلاغ نشستیم.

مؤسسه آموزشی بلاغ از ۱۳۹۰ با هدف فراهم‌کردن زمینه تحصیل علوم دینی برای علاقه‌مندانی که به دلیل اشتغال یا تحصیل دانشگاهی در ساعات صبح امکان شرکت در دروس حوزوی را نداشتند، تأسیس شد؛ به همین منظور، کلاس‌های این مؤسسه از آغاز فعالیت تاکنون، بعدازظهرها از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در همین مکان برگزار می‌شود.

حضور اقشار گوناگون در کلاس‌های مؤسسه بلاغ

به گفته مدیر مؤسسه، در این کلاس‌ها افرادی از اقشار مختلف جامعه ازجمله سرداران سپاه، پزشکان، مهندسان، معلمان و حتی صاحبان مشاغل آزاد حضور دارند. شرط اصلی ثبت‌نام، داشتن مدرک تحصیلی دیپلم است. طلاب این دوره‌ها دروس مختلفی ازجمله صرف، نحو، منطق، اخلاق، احکام و تاریخ را فرامی‌گیرند.

اعطای گواهی پایان دوره معتبر به شرکت‌کنندگان در دوره‌های آموزشی

دوره‌های آموزشی مؤسسه با یک دوره مقدماتی دوساله آغاز می‌شود و در صورت تمایل، طلاب وارد دوره متوسطه دوساله می‌شوند. این دوره‌ها ویژه برادران است و تمامی استادان از روحانیون حوزه علمیه هستند. سرفصل‌های آموزشی توسط مؤسسه بلاغ تدوین‌شده و پذیرش طلاب دو بار در سال (مهر و بهمن) انجام می‌شود. در پایان هر دوره، به شرکت‌کنندگان گواهی پایان دوره، زیر نظر حوزه علمیه اصفهان اعطا می‌شود. این گواهی در دانشگاه‌ها و ادارات رسمی کشور موردتأیید است.

شرکت هزار نفر در دوره‌های مؤسسه بلاغ از تأسیس تا کنون

حجت‌الاسلام جلالی در ادامه اعلام کرد: تاکنون حدود هزار نفر در دوره‌های مؤسسه بلاغ شرکت کرده‌اند و در هر ترم حدود ۱۰۰ نفر مشغول تحصیل می‌شوند. به درخواست گروهی از شرکت‌کنندگان قدیمی که ۲۵ نفر بودند و از اولین نفراتی که در کلاس‌های ما شرکت داشتند، مؤسسه اقدام به برگزاری دوره تکمیلی سه‌ساله و سپس دوره تخصصی کرده است. در این دوره‌ها، دروسی مانند مکاسب شیخ‌انصاری، تفسیر و فلسفه تدریس می‌شود. برخی از فارغ‌التحصیلان، به دلیل علاقه و شرایط سنی، به حوزه علمیه روزانه ملحق شده‌اند و برخی دیگر نیز در مراکز علمی و فرهنگی مختلف مشغول فعالیت هستند؛ در حال حاضر نیز ۲۰ نفر در حال گذراندن دوره تخصصی هستند.

مدرسه باقریه، پاشیر و درب‌کوشک

حجت‌الاسلام‌والمسلمین جلالی در پایان صحبت خود از مدرسه باقریه می‌گوید و وجه‌تسمیه‌اش. مدرسه علمیه باقریه که با نام‌های مدرسه درب‌کوشک و مدرسه پاشیر نیز شناخته می‌شود، از بناهای تاریخی و مذهبی اصفهان است. در انتهای مدرسه، قبری قدیمی قرار دارد که متعلق به یکی از باباها و عرفای بنام اصفهان، معروف به باباحسن است. مردم محل اعتقاد دارند که وجود این عارف، سبب معنویت خاص این مکان شده است.

درباره نام این مدرسه، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد: برخی آن را به سبب بانی ساخت مدرسه، شخصی به نام باقر، مدرسه باقریه می‌نامند. مرحوم سید مصلح‌الدین مهدوی نیز در کتاب اصفهان دارالعلوم شرق از آن با همین نام یاد کرده است.

دکتر لطف‌الله هنرفر در کتاب خود اشاره کرده است که کتیبه سردر زاویه درب‌کوشک با تاریخ ۹۰۲هجری‌قمری، دوران حکمرانی ابوالمظفر رستم بهادرخان آق‌قویونلو را نشان می‌دهد و بانی آن در همان دوران بوده است؛ همچنین به‌دلیل قرارداشتن در محله درب‌کوشک، این بنا به نام محل خود نیز شناخته می‌شود؛ درضمن، وجود یک شیر سنگی در این مکان، سبب شده بود، مردم آن را مدرسه پاشیر نیز بنامند.

در کتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان تألیف دکتر هنرفر آمده است که کتیبه سردر مدرسه فروریخته، اما اسکلت بنا سالم‌مانده و تنها نشانه تاریخی نام باقریه، کتیبه‌ای روی سنگاب کوچکی با تاریخ وقف ۱۲۷۶ هجری‌‍‌قمری است که بر آن نوشته‌شده: «وقف مدرسه باقریه محله درب‌کوشک». مدرسه باقریه، تلفیقی از علم، تاریخ و ایمان است؛ جایی که صدای طلبگی با عطر عرفان و معنویت درهم‌آمیخته و قرن‌هاست که روشنایی معرفت را در دل اصفهان زنده نگه‌داشته است.