از فضای خشک مدرسه تا تونل هیجان‌انگیز مهارت‌آموزی

وقتی مدرسه به تونل هیجان تبدیل می‌شود

پرورش و تربیت کودکان یکی از مهم‌ترین مسائل بنیادین در توسعه فردی و اجتماعی انسان‌ها و جوامع به‌شمار می‌آید.

تاریخ انتشار: ۱۶:۳۴ - پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
وقتی مدرسه به تونل هیجان تبدیل می‌شود

به گزارش اصفهان زیبا؛ پرورش و تربیت کودکان یکی از مهم‌ترین مسائل بنیادین در توسعه فردی و اجتماعی انسان‌ها و جوامع به‌شمار می‌آید.

تربیت صحیح از ابتدای تولد، یا حتی قبل از آن، نقش کلیدی در شکوفایی استعدادها و رشد همه‌جانبه کودک دارد؛ چرا که قلب کودک مانند زمینی بکر است که می‌توان در آن ارزش‌های مثبت چون صداقت، مسئولیت‌پذیری و مهربانی را کاشت و پرورش داد.

اهمیت این فرایند تا آنجاست که تربیت کودک به معنای انسان‌سازی است و بدون تربیت کافی، آموزش صرفا انتقال دانش نمی‌تواند فرد را برای زندگی موفق آماده کند؛ بنابراین، بدون پرورش اخلاقی و مهارت‌های لازم، کودکان نمی‌توانند به شهروندان مفید و مؤثری در جامعه تبدیل شوند و این موضوع سلامت روانی و اجتماعی جامعه را تهدید می‌کند.​

مهارت‌های زندگی نیز جزو ضروری‌ترین مهارت‌ها هستند که هر فرد باید برای داشتن یک زندگی سالم و موفق به آن‌ها مجهز شود. این مهارت‌ها شامل توانایی برقراری ارتباط مؤثر، حل مسئله، تصمیم‌گیری، خودآگاهی، مدیریت هیجان‌ها و مهارت‌های اجتماعی می‌شوند که پایه‌های زیربنایی برای مقابله با چالش‌های فردی و اجتماعی هستند.

آموزش این مهارت‌ها به کودکان و نوجوانان، نه‌تنها به آن‌ها کمک می‌کند تا از نظر فردی توانمندتر شوند، بلکه باعث می‌شود در تعامل‌هایشان با دیگران مؤثرتر و باثبات‌تر باشند؛ بنابراین آموزش مهارت‌های زندگی باید به‌گونه‌ای باشد که یادگیری آن همراه با جذابیت و عمق باشد تا بتواند در ذهن آن‌ها ماندگار شود و تأثیر مثبت خود را بر رفتار و نگرششان بگذارد.

در عصری که دانش ‌هاو مهارت‌های زندگی به‌سرعت در حال تغییروتحول هستند، اهمیت آموزش مهارت‌های عملی و کاربردی به کودکان هر روز بیشتر احساس می‌شود. مدارس به‌عنوان اصلی‌ترین محیط‌های رشد کودک، وظیفه دارند فراتر از آموزش صرف دروس، نقشی مؤثر در پرورش همه‌جانبه دانش‌آموزان ایفا کنند.

آموزش مهارت‌های زندگی نه‌تنها به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا با چالش‌های فردی و اجتماعی بهتر مواجه شوند، بلکه زمینه‌ساز ساختن نسلی توانمند و مسئولیت‌پذیر برای آینده جامعه است. مصاحبه پیش رو با یکی از معلمان خلاق و متعهد، روایتگر تجربه‌ای نوآورانه و موفق در اجرای پروژه «تونل زندگی» است که به شیوه‌ای جذاب و اثرگذار به آموزش مهارت‌های ده‌گانه زندگی به کودکان پرداخته است؛ به همین مناسبت با مرضیه آقاخانی، مدیر مدرسه ناطق‌اصفهانی‌یک، واقع در آموزش‌وپرورش ناحیه2 استان اصفهان گفت‌وگویی کردیم و درباره پروژه تونل زندگی به مباحثه پرداختیم که در ادامه آن را می‌خوانیم.

لطفا کمی درباره فعالیتی که در مدرسه انجام دادید، توضیح دهید. چه نیازی باعث شد این فعالیت شکل بگیرد؟

فعالیت ما در مدرسه با هدف آموزش مهارت‌های ده‌گانه زندگی به دانش‌آموزان شکل گرفت. ما معتقدیم مدرسه باید فراتر از انتقال دانش درسی باشد و دانش‌آموزان را برای زندگی واقعی و چالش‌هایی که در آینده با آن‌ها مواجه خواهند شد، آماده کند.

متأسفانه در بسیاری از مدارس، آموزش‌های رسمی بیشتر به درس‌ها و علوم نظری محدودشده و کمتر به پرورش مهارت‌های اصلی زندگی پرداخته می‌شود. این موضوع باعث می‌شود کودکان برای زندگی فردی و اجتماعی به‌اندازه کافی آماده نباشند؛به‌همین‌دلیل تصمیم گرفتیم راهکاری خلاقانه برای پرورش مهارت‌های زندگی در دانش‌آموزان ارائه دهیم که در عین جذابیت، یادگیری عمیقی هم برای آن‌ها ایجاد کند.

یکی از مشکلات اصلی دانش‌آموزان در سنین اولیه، نداشتن شناخت کافی از خود و ضعف در مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله است؛ مهارت‌هایی که برای زندگی موفق ضروری هستند. هدف ما این بود که دانش‌آموزان از طریق فعالیتی عملی و بازی‌محور این مهارت‌ها را بیاموزند تا در آینده فردی سالم، مسئول و موفق باشند.

هدف اصلی شما از اجرای این فعالیت چه بود؟

هدف اصلی ما فراهم‌کردن بستری برای رشد همه‌جانبه دانش‌آموزان بود؛ این به معنای تربیت آن‌ها برای زندگی فردی و اجتماعی موفق و سالم است.

ما می‌خواستیم دانش‌آموزان نه‌تنها دانش‌های تئوری بیاموزند، بلکه مهارت‌های عملی و کاربردی زندگی را درک کنند و در رفتارشان به کار گیرند. این مهارت‌ها شامل تصمیم‌گیری، حل مسئله، ارتباط مؤثر، مدیریت هیجان و خودآگاهی است که هر فردی در زندگی روزمره به آن‌ها نیاز دارد.

قصد داشتیم کودکان با خودشناسی اولیه ارتباط‌هایشان را بهتر مدیریت کنند و آمادگی مناسب‌تری برای مواجهه با مشکلات و چالش‌ها داشته باشند. ما معتقدیم اگر بچه‌ها با این مهارت‌ها آشنا شوند، کمتر دچار آسیب می‌شوند و کمتر به دیگران آسیب می‌رسانند. به‌عبارت‌دیگر، این کار، پیشگیری از بروز بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی است.

هنگام راه‌اندازی این پروژه با چه چالش‌ها و موانعی مواجه شدید و چگونه آن‌ها را پشت سر گذاشتید؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، یافتن مکان مناسب برای اجرای این پروژه بود؛ چون ما یک تونل آموزشی با متراژ حدود 10 متر ساختیم که باید فضایی اختصاصی و بدون مزاحمت برای آن می‌یافتیم. ابتدا قصد داشتیم از سالن پایینی مدرسه استفاده کنیم؛ ولی به دلیل رفت‌وآمد زیاد و احتمال آسیب‌دیدن تجهیزات، این امکان وجود نداشت؛ همچنین گزینه حیاط به دلیل آفتاب و باد و شرایط جوی مناسب نبود.

درنهایت با بررسی‌های زیاد، سالن بلااستفاده طبقه بالا انتخاب شد که به دلیل نبود رفت‌وآمد زیاد، محیط ایدئالی برای اجرای پروژه بود؛ ساخت تونل هم چالش‌هایی داشت؛ اما با همکاری و همراهی والدین و همکاران توانستیم این مشکل را پشت سر بگذاریم. واقعا این همراهی والدین که میله‌کشی و کارهای فنی را انجام دادند، بسیار مؤثر و ارزشمند بود. بعد از حل مسئله مکان، اجرای فنی و آماده‌سازی تونل را انجام دادیم که خوشبختانه موفق بود و تونل بعد از تکمیل، به فضای جذابی برای یادگیری تبدیل شد.

فکر می‌کنید این فعالیت چه تأثیری بر دانش‌آموزان و فضای مدرسه داشته است؟

این فعالیت تأثیری بسیار مثبت و عمیق بر دانش‌آموزان داشته است: اول اینکه، خود اسم «تونل زندگی» باعث ایجاد کنجکاوی و هیجان در بچه‌ها شد و فضای متفاوت و چالش‌برانگیزی برای آن‌ها ایجاد کرد که یادگیری در این محیط باعلاقه و انگیزه بیشتر همراه بود.

وقتی آموزش مهارت‌ها همراه با بازی و تجربه انجام می‌شود، یادگیری عمیق‌تر و ماندگارتر می‌شود. بچه‌ها از این تجربه بسیار استقبال کردند و این باعث شد هم آمادگی آن‌ها برای یادگیری دروس دیگر بیشتر شود و هم به رشد فردی و اجتماعی آن‌ها کمک کند؛ همچنین فضا و جو مدرسه به سمت فعال‌تر، پویا‌تر و خلاقانه‌ترشدن حرکت کرد؛ یعنی دانش‌آموزان بیشتر درگیر آموزش‌های عملی و مهارتی شدند و این موضوع باعث شد کلیت فضای آموزشی مدرسه دلپذیرتر شود.

بازخوردهای دریافت‌شده از دانش‌آموزان، والدین و همکاران چگونه بوده است؟

بازخوردها کاملا مثبت و دلگرم‌کننده بود. بچه‌ها علاقه و اشتیاق زیادی به این فعالیت‌ها نشان دادند و بسیاری از والدین اعلام کردند که این آموزش‌ها که در قالب تونل زندگی ارائه می‌شود، بسیار تأثیرگذارتر از آموزش‌های معمول و سنتی بوده است.

برخی والدین گفته‌اند که قبلا کودکانشان را برای آموزش مهارت‌های زندگی به کلاس‌ها یا مراکز دیگر برده‌اند؛ ولی تجربه حضور در تونل زندگی برای دانش‌آموزان بسیار متفاوت و مؤثرتر بوده، چرا که آموزش همراه با بازی و چالش، هم جذاب است و هم ماندگار. همچنین همکاران ما نیز همراهی و حمایت زیادی داشتند و این باعث تسهیل اجرای پروژه شد؛ حتی پیشنهادهایی داشتند که این فضا می‌تواند محل مشترکی برای آموزش مهارت‌های زندگی باشد و دانش‌آموزان دیگر مدارس هم از آن بهره‌مند شوند.

چه ویژگی‌هایی در شخصیت یا تجربه شما به موفقیت این فعالیت کمک کرده است؟

مهم‌ترین ویژگی، دغدغه عمیق و واقعی درباره تربیت دانش‌آموزان است. من اعتقاد دارم ابتدا باید پرورش انجام شود و بعد آموزش؛ یعنی مدرسه نباید فقط محیطی برای انتقال دانش صرف باشد؛ بلکه باید مجموعه‌ای باشد برای رشد جسمی، روحی، معنوی، فردی و اجتماعی کودکان.

این نوع نگرش باعث شد به‌دنبال روش‌های خلاقانه و مؤثر باشم که دانش‌آموزان را از فضای خشک و معمولی مدرسه خارج کند و با روش‌هایی نوین آن‌ها را به چالش بکشد و درگیر کند؛ همچنین تجربه‌ای که سال قبل با راه‌اندازی کافه کتاب در مدرسه داشتیم و موفقیت‌های آن که موردتوجه قرار گرفت، انگیزه و اعتمادبه‌نفس لازم را برای اجرای این پروژه ایجاد کرد. عشق به کار تربیتی و ایجاد محیط‌های خلاقانه که باعث علاقه‌مندی دانش‌آموزان به مدرسه شود، هم دیگر عامل مهمی بود.

اگر بخواهید این فعالیت را گسترش دهید، چه برنامه‌هایی دارید؟

برنامه اصلی ما بزرگ‌ترکردن تونل و افزودن مراحل جدید به آن است تا تنوع و چالش‌های بیشتری ایجاد شود و دانش‌آموزان بتوانند مدت‌زمان بیشتری درگیر فعالیت شوند؛ اما متأسفانه کمبود فضای مناسب و امکانات فعلی محدودیتی برای این کار ایجاد کرده است. اگر امکانات فراهم شود، دوست داریم شعبه‌های دیگر این پروژه در مدرسه و مدارس اطراف ایجاد شود تا دانش‌آموزان بیشتری از این فرصت بهره‌مند شوند؛ همچنین برنامه داریم با همکاری کانون‌ها و آموزشگاه‌های مهارتی دیگر، این فعالیت را با همکاری‌های گسترده‌تر ادامه دهیم و یک شبکه حمایتی هدفمند برای آموزش مهارت‌های زندگی ایجاد کنیم.

به نظر شما چه چیزهایی می‌تواند باعث موفقیت بیشتر این نوع فعالیت‌ها در مدارس دیگر شود؟

در درجه اول، داشتن نگاه خلاق و بلندمدت مدیران مدارس بسیار مهم است. مدیرانی که بخواهند صرفا به بخش‌نامه‌ها و آموزش‌های خشک اکتفا نکنند و برای مدرسه خود برنامه‌ای خلاقانه، هدفمند و متنوع در نظر بگیرند، می‌توانند موفقیت این طرح‌ها را تضمین کنند؛ همچنین داشتن فضایی اختصاصی برای اجرای پروژه، امکانات اولیه و مهم‌تر از همه، مشارکت و حمایت خانواده‌ها و مربیان ضروری است. شاید پول و امکانات محدودیتی ایجاد کنند؛ اما مهم‌ترین اصل، همراهی همه حلقه‌ها و داشتن اراده و باور به اثرگذاری آموزش مهارت‌های زندگی است که مانع شکست می‌شود. درنهایت، آموزش کودکان برای زندگی موفق مأموریتی است که باید با خلاقیت، همدلی و پشتکار دنبال شود.

آیا در این مسیر تجربه‌ای تحول‌آفرین یا درس‌آموز داشته‌اید؟

قطعا بله. مهم‌ترین تجربه برای من این بود که با دیدن تأثیر مستقیم این آموزش‌ها بر دانش‌آموزان و بازخورد والدین و همکاران، متوجه شدم این‌گونه فعالیت‌ها چقدر می‌توانند زندگی کودکان را متحول کنند؛ همچنین تجربه همکاری نزدیک با اولیا در ساخت تونل و همراهی آن‌ها، به من یاد داد که چقدر این مشارکت می‌تواند به موفقیت پروژه‌ها کمک کند. این تجربه‌ها باعث شد باور عمیق‌تری به ارزش تعلیم‌وتربیت مهارتی پیدا کرده و بیش‌ازپیش برای ترویج آن تلاش کنم.

اگر بخواهید به مدیران مدارس دیگر توصیه‌ای داشته باشید، چه می‌گویید؟

توصیه من این است که در قدم اول باید باور قلبی به اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی داشته باشند و مدرسه را فقط محل کپی‌کردن بخش‌نامه‌ها نکنند. مدیران باید برای مدرسه خود برنامه‌های خلاقانه و خاص طراحی کنند و فضایی امن و جذاب برای کودکان بسازند تا آن‌ها با شوق و علاقه آموزش ببینند؛ همچنین همکاری بین معلمان، والدین و مدیران را جدی بگیرند و از هیچ کاری که باعث رشد روحی، فردی و اجتماعی دانش‌آموزان می‌شود، نترسند و کوتاهی نکنند. پرورش نسلی سالم و توانمند نیازمند نگاه جامع و خلاقانه به آموزش‌وپرورش است.

چه منابع و حمایت‌هایی برای تداوم یا توسعه این فعالیت لازم است؟

منابع مالی و حمایت خانواده‌ها، معلمان و مدیران کلید موفقیت هر پروژه‌ای است. در پروژه تونل زندگی، مشارکت مالی و فنی والدین در ساخت تونل بسیار کمک‌کننده بود و نشان داد اگر خانواده‌ها درگیر شوند، کارها راحت‌تر پیش می‌رود؛ همچنین حمایت فکری و همدلی معلمان و همکاران از اجرای پروژه، انگیزه مضاعفی ایجاد می‌کند. درنهایت، لطف خدا و پشتکار تیمی بسیار مهم است. اگر این ترکیب منابع فراهم شود، امکان توسعه و تکمیل پروژه در گستره وسیع‌تر به‌خوبی فراهم خواهد بود.

چشم‌انداز شما برای آینده این پروژه چیست؟

چشم‌انداز ما توسعه جامع و گسترده این پروژه در مدارس مختلف است. دوست داریم این طرح به‌گونه‌ای کامل‌تر و جامع‌تر ادامه یابد که حتی مدارس فاقد فضاهای اختصاصی بتوانند دانش‌آموزان را به‌صورت اردویی به این مراکز بیاورند و از این آموزش‌ها بهره ببرند؛ همچنین امیدواریم این پروژه به الگویی موفق برای سایر مدارس تبدیل شود تا مهارت‌های ده‌گانه زندگی در نظام آموزشی بیشتر گسترش یابد؛ البته این نیازمند حمایت‌های مسئولان آموزشی و فرهنگی است.

ما معتقدیم آموزش مهارت‌های زندگی پایه و اساس تربیت کودک سالم و جامعه موفق است و تا زمانی که این آموزش‌ها در مدارس جدی گرفته نشود، اصلاحات بنیادین در نظام آموزشی رخ نخواهد داد. در نهایت، هدف ما تربیت انسان‌هایی است که با خودشناسی، آگاهی و مهارت بتوانند زندگی موفق و شادی را تجربه کرده و جامعه را به‌سوی بهترشدن هدایت کنند.

پروژه «تونل زندگی» نمونه‌ای ارزشمند از تلفیق آموزش مهارت‌های زندگی با خلاقیت و بازی‌محوری است که توانسته فضای آموزشی خشک و کلیشه‌ای را به محیطی هیجان‌انگیز و مفید تبدیل کند.

این تجربه نشان می‌دهد که با داشتن نگاه نوآورانه، همکاری همه‌جانبه اولیا، معلمان و مدیران، می‌توان بر محدودیت‌های محیطی و مالی غلبه کرد و آموزش مؤثر و عملی برای رشد همه‌جانبه کودکان فراهم آورد. این طرح، الگویی قابل‌گسترش برای سایر مدارس است که با حمایت و همراهی مسئولان آموزشی، می‌تواند به تربیت نسلی آماده و موفق کمک شایانی کند. آینده آموزش مهارت‌های زندگی روشن و امیدوارکننده است؛ به‌شرط آنکه باور قلبی و تلاش خالصانه همراه آن باشد.