بازنشر/ پا به توپ با حسن استکی از سال های دور و نزدیک

می توانستم بازی کنم اما مرا کنار گذاشتند

پدر وزنه بردار و پسر فوتبالیست. پدر ملی پوش وزنه برداری بود و دارای دو رکورد ویژه در ورزش اصفهان، اولین المپین وزنه برداری استان و اولین مدال آور نصف جهان در بازی های آسیایی. پسر عشق فوتبال بود و مسیر متفاوت تری را برگزید ولی علاقه به مربیگری مورد مشترک آن هاست.

تاریخ انتشار: 12:16 - یکشنبه 1402/12/13
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
می توانستم بازی کنم اما مرا کنار گذاشتند

به گزارش اصفهان زیبا؛ پدر وزنه بردار و پسر فوتبالیست. پدر ملی پوش وزنه برداری بود و دارای دو رکورد ویژه در ورزش اصفهان، اولین المپین وزنه برداری استان و اولین مدال آور نصف جهان در بازی های آسیایی. پسر عشق فوتبال بود و مسیر متفاوت تری را برگزید ولی علاقه به مربیگری مورد مشترک آن هاست.

رضا استکی پس از پایان دوران قهرمانی، مربی تیم ملی شد و با تیم ملی وزنه برداری در المپیک و مسابقات جهانی شرکت کرد و بعد از چهل دهه حضور متوالی در ورزش در آخرین روزهای حضور پسر در مستطیل سبز از دنیا رفت و مربی شدن او را ندید.

حسن استکی در تیم ذوب آهن به فوتبال ایران معرفی شد اما با آنچه «رقابت شدید و تعداد زیاد فوتبالیست های خوب همدوره» می داند، فرصت ملی پوش شدن را پیدا نکرد.

استکی پس از پایان دوره بازیگری فوتبال، وارد عرصه مربیگری شد تا با پله پله طی کردن مسیر پر پیچ و خم به دورنمایی که برای نفر اول شدن در لیگ ترسیم کرده، دست پیدا کند.

او که در این فصل سرمربیگری تیم امید ذوب آهن را برعهده داشت، بامداد جمعه از دنیا رفت و روز شنبه در قطعه نام آوران آرامستان باغ رضوان دفن شد و به این بهانه مصاحبه ای که چند سال قبل با او در دفتر روزنامه اصفهان زیبا داشتیم، بازنشر می شود.

قاعدتا سن شما به دوره قهرمانی پدر قطع نمی دهد؟

من آذر 47 به دنیا آمدم و سال های کودکی من آخرین دوره های قهرمانی پدرم بود. بعدها مربی شدند و اوایل انقلاب سرمربی تیم ملی وزنه برداری بودند و در مسابقات قهرمانی آسیا شرکت کردند. در سمت دستیار منوچهر برومند هم چندین دوره به همراه تیم ملی در رویدادهای مختلفی شرکت کردند.

معروف بودن پدر باعث نشد به سمت وزنه برداری کشیده شوید یا پدر اصراری برای فعالیت در این رشته نداشت؟

پدر تشخیص داده بود به درد وزنه برداری نمی خورم. علی وادی یکی از شاگردان پدرم بودم، وقتی تازه این رشته را شروع کرد، خیلی لاغر اندام بود و کسی تصورش را هم نمی کرد روزی قهرمان آسیا شود. گرایش به ورزش در خانواده ما موروثی است. پدربزرگم نیز از پهلوانان زورخانه بود. عمویم نیز وزنه بردار بود و جز اولین وزنه مدال آوران برداری ایران به شمار می رفت اما بعد از فوتش اجازه ندادند در قطعه نام آوران دفن شود.

پس با سعید آذری هم از کودکی آشنایی دارید؟

من و سعید کنار هم بزرگ شدیم. اتفاقا چند روز قبل از عکسی از بچگی مان را نشانش دادم. من وقتی سعید وزنه برداری را شروع کرد تا زمانی که قهرمان شد را خاطرم است.

شروع فوتبالتان از کجا بود؟

سال 64 فوتبال را زیر نظر مرتضی هوشنگی شروع کردم و در تیم منتخب نوجوانان اصفهان هم شاگرد ناصر پورمهدی بودم و در تیم پاس هم شاگردش بودم و فوتبال را مدیون این دو مربی هستم. دوران سربازی را در تیم ژاندامری گذراندم که انتخابی خیلی سختی داشت. بعد از آن در سازمان گوشت و کشاورز بازی می کردم و سسپ به ذوب آهن پیوستم که حضورم در این تیم مصادف با تیمداری این تیم در دوره جدید بود. من بارها به تیم ملی دانشجویان و تیم  ملی ارتش دعوت شدم اما در تیم ملی بزرگسالان نه.

از سرخابی ها پیشنهاد نداشتید؟

وقتی عابدزاده به پرسپولیس رفت، پیشنهاد داد به این تیم بروم. شاهرخ بیانی هم پیشنهاد استقلالی شدن را داد اما من عرق ذوب آهنی داشتم معمولا مردم از من می پرسند، استقلالی هستی یا پرسپولیسی، من در هم در جواب می گویم، هیچ کدام. شاید از فوتبال یکی از این دو تیم خوشم بیاید اما از وقتی یادم می آید، طرفدار تیم ذوب آهن بودم. پدرم هم مربی وزنه برداری ذوب آهن بود و حس دیگری نسبت به این تیم داشتم.

از رانت پسر رضا استکی بودن استفاده نکردید؟

هیچ وقت، پدرم اعتقادی به این کار نداشت و نظرش این بود اگر خودم توانایی دارم، باید جلو بروم. تیم ملی فوتبال جایی نیست که کسی بتواند با پارتی و رانت جلو برود، آن زمان فوتبالیست در ایران زیاد بود که بیشترشان به خاطر عشقی که داشتند، این رشته را دنبال می کردند. من معتقدم فوتبال ایران زود به پول رسید، یعنی قبل از اینکه زیرساخت ها و امکاناتمان حرفه ای شود، پول گرفتن فوتبالی ها حرفه ای شد.

یعنی در دوره شما خبری از پول نبود؟

نمی توان گفت پول نبود اما پولی که به چشم بیاید نبود، من با سازمان گوشت اولین قرارداد فوتبالی ام را بستم که 105 هزار تومان بود، در صورتی که همان زمان خودرو رنو یک میلیون و 400 هزار تومان قیمت داشت، البته قرارداد سرخابی ها بهتر بود اما در شهرستان ها خبری از پول نبود، زمانی فردی به نام باقری که چایی فروش بود، تیمی با نام استقلال در اصفهان راه اندازی کرد و به اصطلاح خیلی هم خوب پول می داد که رقم قراردادش 30 تومان بود. من سال 71 به ذوب آهن برگشتم و قراردادم با این تیم 600 هزار تومان بود که با آن نمی شد ماشین هم خرید. اولین پاداشی که در دوره فوتبالم گرفتم، مربوط به زمانی است که عضو تیم منتخب جوانان اصفهان بودم و رسول کربکندی سرمربی تیم بود. وقتی تیم تهران الف را شکست دادیم، آقا رسول به هر کدام از بازیکنان نفری هزار تومان پاداش داد. من بابت این هزار تومنی آبی که هنوز هم تصویرش در ذهنم است، تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد.

تا قبل از لیگ حرفه ای، قهرمانی مال سرخابی ها بود و تیم های سایر شهرها باید برای کسب عنوان بهترین تیم شهرستانی می جنگیدند. آن زمان فوتبال شهرستان ها ضعیف بود یا سرخابی ها قوی بودند؟

سرخابی ها قدرت زیادی داشتند. این دو تیم بهترین های فوتبال ایران را از تمام شهرها به خدمت می گرفتند، مانند عابدزاده که از اصفهان به تهران رفت یا عباس سرخاب که از میناب به استقلال پیوست. آن زمان در تهران تیم های زیادی بودند و فوتبالیست زیادی هم پرورش پیدا می کرد. تیم هایی مانند راه آهن، اکباتان، بانک ملی و دارایی بازیکن ساز بودند، بعدها شهرستان ها هم مسیر فوتبال تهران را رفتند. زمانی در فوتبال تهران، مربیان مطرح و سرشناسی در تیم های پایه کار می کردند اما حالا در تهران کدام مربی پایه شاخص را می شناسید؟ جو آن زمان فوتبال تهران باعث شد که قدرت فوتبال در اختیار این شهر و  تیم هایش باشد اما در حال حاضر کدام تیم سازنده ای در تهران فعالیت دارد؟ در صورتی که در باشگاه های سپاهان، ذوب آهن و فولاد خوزستان در رده پایه آکادمی های مطرحی دارند.

حسرت نمی خورید چرا در تیم های سرخابی پایتخت بازی نکردید تا فرصت دیده شدن و دعوت به تیم ملی را پیدا کنید؟

در فوتبال به آنچه که می خواستم رسیدم، حالا بیشتر آرزوهایم را برای مربیگری گذاشته ام و دلم می خواهد به هدف هایی که مدنظرم است، دست پیدا کنم.

لیگ قدس و لیگ آزادگان لیگ های آماتوری بودند یا می توان آن ها را در سطحی پائین تر از لیگ حرفه ای دسته بندی کرد؟

لیگ قدس که در حد رقابت های تیم های منتخب استان ها بود. لیگ آزادگان باشگاهی به حساب می آمد اما پرداختی به بازیکنان و مربیان و امکانات محدود بود. در لیگ حرفه ای شرایط تغییر کرده است، وضعیت تمرینی، اردویی، امکانات و تجهیزات تیم ها و قرارداد بازیکنان شرایط مطلوب و نزدیک به حرفه ای پیدا کرده است. در دوره ما هیچ بازیکنی بیمه نمی شد و خودمان هم به فکر نبودیم اما بازیکنان فعلی فهمیده شده اند و از همان شروع دوران فوتبال خودشان را بیمه می کنند.

پس خوش شانس بودید که در لیگ حرفه ای هم چند سالی سابقه بازی دارید؟

خودم فکر می کنم می توانستم سال های بیشتری هم در لیگ حرفه ای بازی کنم. من در دوره اول و دوم لیگ حرفه ای در ذوب آهن بودم و قهرمان جام حذفی شدیم. همان فصل کربکندی تصمیم گرفت مرا از تیم کنار بگذارد.

خداحافظی از فوتبال سخت نبود؟

خیلی ناراحت کننده بود. من 33 سال داشتم و می توانستم دو سه فصل دیگر هم بازی کنم اما مرا کنار گذاشتند. از باشگاه هم دلخورم. نه از بازی خداحافظی خبری بود و نه حتی تشکری کردند.

دقیقا در همان فصل مجید بصیرت از فوتبال خداحافظی کرد و برای بازی خداحافظی او محمد دادکان هم سخنرانی کرد؟

( چند ثانیه ای مکث می کند) در ذوب آهن خیلی ها از فوتبال کنار رفتند اما خبری از بازی خداحافظی نبود. مثل رجب زاده که از فوتبال رفت.

وقتی ذوب آهن شما را نمی خواست، الزامی به خداحافظی نبود و می توانستید در تیم دیگری فوتبال را ادامه بدهید؟

من دانشجو بودم و نمی توانستم به شهر دیگری بروم. ترجیح دادم کار مربیگری را دنبال کنم و بلافاصله در کلاس های مربیگری ثبت نام کردم، البته نه مثل حالا که خیلی از بازیکنان فوتبال را کنار می گذارند، بر روی نیمکت تیم های لیگ برتر پیدایشان می شود. وقتی مربیگری را شروع کردم، علی محوریان به من گفت: حسن نردبان را پله به پله بالا می روند. آن هایی که یکهو می آیند، همان طور ناگهانی هم می روند، در مربیگری کار با پارتی بازی و رابطه جلو نمی رود.

این مرحله به مرحله مربیگری حسن استکی چه طور طی شد؟

سال 86 از تیم نونهالان ذوب آهن کارم را شروع کردم و دستیار مختار بابایی بودم. بعدها کمک حسن شفیعی در تیم جوانان شدم و در سومین سال کاری، سرمربی تیم نوجوانان بودم و چند سالی در این تیم حضور داشتم و به مقام قهرمانی کشور رسیدیم. محمدرضا عباسی، از بازیکنان آن تیم بود. عباسی 13 ساله بود که از بندرعباس به به اصفهان آمده بود و در باشگاه ذوب آهن پرورش یافت.

این مسیر کی به تیم بزرگسالان منتج شد؟

در لیگ دسته سه بودم و به پلی آف رسیده بودیم که مرا صدا کردند که به تیم بزرگسالان بروم و کمک محمود یاوری شوم. در آن فصل خدا کمک کرد و تیم در لیگ برتر ماند. فصل بعد لوکا بوناچیچ سرمربی شد که محمد یاوری و هاشم سلطانی کمک هایش بودند و بعد هم فرهاد کاظمی آمد که دستیارانش را با خودش آورده بود. وقتی فیروز کریمی آمد، مرا صدا کرد و آن فصل هم در لیگ ماندیم. بعد هم با چند فصل با یحیی گل محمدی و مجتبی حسینی کار کردم و در ادامه هم با نظر منصوریان به تیم اضافه شدم.

وقتی چند فصل در لیگ برتر و تیم بزرگسالان دستیار سرمربی بودید، سخت بود که به تیم امید برگردید؟

در اروپا وقتی یک مربی مسیری را جلو می رود، او را بر نمی گردانند اما فوتبال ایران حساب و کتاب ندارد.

دستیاری در لیگ برتر حسن استکی را راضی می کند؟

من به جز دوره های مربیگری که گذرانده ام، تحصیلاتم نیز در ارتباط با مربیگری است و باید روزی به من اعتماد کنند، اما فرقی نمی کند کدام باشگاه، یعنی دورنمایی که برای خودم تعریف کرده ام، مربیگری در لیگ برتر است و تمام سطوح را هم برای رسیدن به این هدف پشت سر گذاشته ام.

یعنی برای شروع مربیگری مستقل، پیشنهاد تیم های زیر گروه را هم قبول می کنید؟

اگر به من پیشنهاد کنند، حتما می روم. متاسفانه این اتفاق بدون رابطه نمی شود و مدیران و تصمیم گیرندگان باشگاه ها هم تحقیق نمی کنند که مثلا حسن استکی که این مسیر را طی کرده، لابد چیزی بلد است. در فوتبال ایران شایسه سالاری حاکم نیست و خیلی از مسائل را اتفاقات پشت پرده تعیین می کند. بعضی وقت ها با خودم می گویم، حسن تو که نه رابطه داری و نه پارتی، بیخود چرا دست و پا می زنی. در فوتبال اصفهان، بزرگ تر ها هم از کوچکترها حمایتی نمی کنند.

خب وقتی بزرگ تر های فوتبال اصفهان هنوز انتظار تیم داشتن در لیگ برتر را دارند، چه انتظاری هست از جوانان برای نفر اول شدن حمایت کنند.

خانم مصور، اصل حرف را گفتی. از این موضوع حمایت نکردن بزرگ تر ها از جوانان و زیر پا خالی کردن آن ها، مدیران باشگاه ها سو استفاده می کنند.

چرا امید نمازی در فوتبال ایران حتی یک نیم فصل هم دوام نیاورد؟

نمازی توانایی فوتبالی اش را نشان داد اما از فوتبال ایران شناخت نداشت، البته می گفت فوتبال ایران را زیر نظر داشته است. نمازی با جو حاشیه ای فوتبال ما آشنا نبود و نمی دانست حاشیه اینجا مثل تاکتیک و بازیکن نقش دارد. امثال نمازی تا چند سالی در یک تیم نباشند، نمی توانند نتیجه بگیرند. ضمن اینکه ذوب آهن هم رئال مادرید نیست که انتظار داشته باشیم سریع به صدر برسد و قهرمان شود. حالا با نمازی و منصوریان، هفتم هشتم لیگ بشویم اما در مقابل تعدادی بازیکن جوان روی کار بیایند و به فوتبال ذوب آهن کمک کنند، بهتر است. وقتی انتظار از ذوب آهن بالا نباشد، هزینه ها هم کاهش پیدا می کند.

برخی معتقدند خروجی آکادمی های سپاهان و ذوب آهن برای تیم بزرگسالان این باشگاه ها به کار گرفته نمی شود. این نظر را قبول دارید؟

اگر ما قائل به فوتبال حرفه ای هستیم، نباید روی بحث بومی بودن حساس باشیم. مگر در آکادمی لاماسیا چند بازیکن از شهر بارسلون هستند؟ یک آکادمی خوب باید استعدادها را از سراسر ایران جمع آوری کند و با پرورش آن ها هم تیم سازی کرده و هم درآمدزایی کند.

برچسب‌های خبر
اخبار مرتبط
دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری اصفهان زیبا منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

نوزده − یازده =