به گزارش اصفهان زیبا؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی، عنوان پرابهتی است؛ عنوانی برای شورایی که مسیر حرکت فرهنگی کشور در آن رقم میخورد. میتوان گفت به میزانی که این شورا دقیق و حسابشده عمل کند، تحولات مثبت در جامعه نیز با روند بهتری پیش خواهد رفت. همواره اشخاص و عناصر مؤثر و درواقع، افراد در رأس مسئولیتها نقش تعیینکننده و مؤثرتری داشتهاند؛ بنابراین یکی از نقشهای مؤثر در مسائل فرهنگی کشور، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی است که نوع برخورد و مواجهه این فرد با موضوعات و فضای فرهنگی کشور، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
دبیر شورا از آغاز مسئولیت خود تاکنون طی دو جلسه پای صحبت فعالان فرهنگی، اجتماعی و تربیتی استان اصفهان نشسته است؛ چنین رویدادی در رابطه با مسائل فرهنگی کشور اتفاق خوب و قابلتوجهی است. مطمئنا اینگونه تعاملات تأثیر چشمگیری در افزایش همافزایی شورا با بدنه فرهنگی کشور خواهد داشت. البته همانطور که تعامل شورا با بدنه اجتماعی و فرهنگی کشور اهمیت دارد، نوع مواجهه و برخورد در تعاملات نیز مهم و تأثیرگذار است. طی جلساتی که تاکنون فعالان فرهنگی استان اصفهان با حجتالاسلاموالمسلمین خسروپناه داشتهاند، نظرات و انتقاداتی از سوی حاضران در جلسه مطرح شده است. دیماه دومین نشست دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با فعالان و دغدغهمندان استان اصفهان برگزار شد. در ادامه پای صحبت برخی از حاضران این جلسه نشستیم.
![]()
سیدمهران طباطبایی
فعال حوزه تعلیم و تربیت، دبیر کارگروه اندیشهورزی کانون نخبگان
جلسهای که با حضور دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بهعنوان یک مقام رسمی کشوری با فعالان حوزه تعلیم و تربیت شکل گرفت، اتفاق خوبی بود. با وجود اینکه مباحث مطرحشده بیشتر در حوزه تعلیم و تربیت بود؛ اما خود دکتر خسروپناه در صحبتها و جمعبندیها آنچنان که انتظار میرفت وارد این مسئله نشده و بیشتر به مسائل اجتماعی و فرهنگی پرداخته شد. البته به نظر میرسید هماهنگیها و مدیریت در رابطه با محتوای جلسه کافی نبود؛ چراکه دبیر شورا از طرح مباحث تعلیم و تربیت غافلگیر شده و آمادگی پرداختن به این مباحث را نداشت؛ به همین دلیل مباحث مطرحشده بسیار پراکنده بود و در پاسخها نیز شاهد کلیگویی بودیم.
از طرفی سؤالات و درخواستها آنگونه که باید پاسخ داده نشد و افراد با رضایت کافی از جلسه خارج نشدند. گاهی در مکالمه و تعامل لازم نیست افراد برخورد ویژهای نشان دهند؛ اما نحوه بیان و روند گفتوگو میتواند نتیجه را به گونه دیگری رقم بزند. گاهی تأیید حرف افراد در کنار رد برخی صحبتها حس بهتری به مخاطب القا میکند. افرادی که در جلسه حاضر بودند و از دغدغهها و مشاهداتشان صحبت کردند، از فعالترین افراد در حوزه خود بودند.
زمانی که آنها آنچه دیدهاند و با کار میدانی تجربه کردهاند و چکیدهای از آنها را برای دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بازگو یا طرحها و ایدههایشان را مطرح میکنند، انتظار میرود برخورد بهتری صورت بگیرد تا ایجاد دلسردی نکند. به نظر بنده اگر درخواست میشد دادهها و اطلاعات ارائه شود یا در مواردی صحبت افراد تأیید شده و در کنار آن پیگیریهایی که تاکنون انجام شده بیان شود، نتیجه بهتری حاصل میشد. صحبتها بهگونهای بود که گویی همهچیز در حال کنترل و مدیریت است، هیچ مشکل و چالشی در مسائل فرهنگی وجود ندارد و همه امور آنگونه که باید در حال پیشرفت است؛ این در حالی است که واقعیتهای میدانی این مسئله را نشان نمیدهد. حداقل میتوانست در نحوه گفتار مواردی رعایت شود تا افراد حاضر در برنامه احساس بهتری نسبت به جلسه داشته باشند.

عماد طیبی
فعال تربیتی، مؤسس و مدیر تربیتکده «چشمه زندگی»
جلسه حجتالاسلام خسروپناه با دغدغهمندان و فعالان فرهنگی در اصفهان یک اتفاق خوب و مثبت بود. اینکه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به فعالان حوزه فرهنگ یا منتخبان نخبگان با دید مشارکت، جلسات و برنامههایی برگزار میکنند، رویکرد مثبت در زمینه فرهنگ است؛ رویکردی که خلأ آن در این عرصه احساس میشود و انتظار میرود چنین فعالیتهایی ممتد باشد.
شاید درمورد محتوای جلسه انتقادات بسیاری وارد شده باشد؛ اما به نظر من حاضران جلسه باید درک بیشتری نسبت به جلسه پیدا میکردند؛ اینکه در این زمان کم بخواهیم بسیاری از مسائل را باز کنیم و به آنها بپردازیم واقعا دور از ذهن است. مسائلی که برای پرداختن به هرکدام نیاز به ساعتها زمان است. حتی بسیاری از حاضران با صحبتها، دلایل و انتقادات دکتر خسروپناه دلخور شدند؛ اما به نظر من صحبتهای ایشان ناپسند نبود؛ زیرا بسیاری از مسئولان برای عوامفریبی شروع به کلیگویی، تأیید و پذیرش همه مخاطبینشان میکنند؛ درصورتیکه او برای جلب رضایت افراد چنین کاری نکرد. البته در برخی صحبتها با نظرات و صحبتهای دبیر شورا مخالف بودم؛ اما باید درک کرد که فضا برای بحث و موشکافی کافی نبود.
پیکان انتقاد بنده بیشتر به سمت «فتا» است؛ زیرا شکلگیری و پیگیری فتا در استانها توسط دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی رقم خورد؛ اتفاقی که وابستگی آن به شخص دبیر بود نه شورا. فتا قرار بود در ستاد علم و فناوری استانها، هیئتهای اندیشهورزی تشکیل دهد و ذیل ستادهای تعلیم و تربیت نیز ساختاری شبیه شورای فعالان تعلیم و تربیت تشکیل دهد. انتقادی که به فتا وارد است، مشخصنبودن ساختار و سازوکار آن است؛ باوجود اینکه نزدیک یک سال از اعلام ایجاد فتا میگذرد، حتی این ساختار چندین بار تغییر پیدا کرده است. یک بار گفته شد فتا در استانها یک سیستم مشورتی و فکری است برای بازخوردگیری از سیاستهای شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ مانند همین جلسهای که برگزار شد.
درصورتیکه قبل از آن اعلام شده بود فتا یک قسمتی است در استانداری با ساختار انتخاباتی و مصوب شده بود فعالان تعلیم و تربیت برای این ساختار شورایی چهاردهنفره تشکیل دهند و خودشان برای شورا دبیر انتخاب کنند. موارد ذکرشده نهتنها بهدرستی در استان اصفهان انجام نشد؛ بلکه نبود ساختار مشخص در این فرایند موجب دلخوریها و بروز مشکلات عدیدهای شد که به نظر آسیبزا بود. اینکه یک رویداد و ساختاری از جانب دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تعریف و حمایت شود، اما در این تعریف دقت و ظرافت لازم در نظر گرفته نشود، واقعا پسندیده نیست. زمانی که یک سیستمی تشکیل میشود، حداقل باید مخاطب و ساختار آن مشخص شود و نظارت کافی روی آن صورت گیرد و صرفا حمایت کلامی کافی نیست.

محمدرضا نیلفروشان
فعال فرهنگی و تربیتی، مدیر خانه جوان استان اصفهان
برگزاری جلسهای با حضور فعالان فرهنگی و دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی اتفاق خیلی خوبی بود. اجتماع و تعامل دغدغهمندان حوزه فرهنگ و گفتوگو پیرامون آنچه دیدهاند و در میدان حس کردهاند رویداد قابلتوجهی است و حضور حجتالاسلام خسروپناه در این جمع نیز یکی دیگر از جنبههای مثبت این برنامه بود.
در رابطه با آنچه در جلسه پیش رفت، به نظر بنده گفتوگوهای تأثیرگذاری در جلسه تبادل نشد. میتوانست گفتوگوهایی انجام شود که نتیجه بهتری از این جلسه حاصل شود. متأسفانه یکی از دلایلی که این مسئله را رقم زد، مشخصنشدن روال برنامه از جانب مجری جلسه و مسئولان حاضر در جلسه بود. انتظار میرفت از قبل برنامه روال مشخصی برای جلسه مشخص شود و پیگیری همان روال طی جلسه مدیریت شود؛ اما آنچه از صحبتها برمیآمد اینگونه نبود. فضای گفتوگوها و موضوعات مطرحشده در یک فضای گنگ شروع شد و به پایان رسید تا جایی که دکتر خسروپناه نیز از صحبتها و روال برنامه غافلگیر شد. این پراکندهگویی منجر شد کیفیت و ثمربخشی جلسه تحت تأثیر قرار بگیرد.
مسئله دیگری که درمورد جلسه لازم به ذکر است، مواجهه دبیر شورای انقلاب فرهنگی با صحبتها، نظرات و دغدغههای فعالان فرهنگی حاضر در جلسه بود. دکتر خسروپناه در قبال آنچه از سوی حضار بیان شد، مواجهه مثبت و روشنی نداشت؛ بخشی از مسائل مطرحشده از جانب ایشان نقض و انکار شد، بخشی از آنها غیرمهم خوانده شد، داده و اطلاعات برخی از مشکلات مطرحشده غیرصحیح خوانده و بهطورکلی رد شد. همچنین برخی از افراد طرحها و ایدههایی مطرح کردند که دکتر خسروپناه در برخورد با آنها گفت: «طرح و ایده بسیار زیاد است. اگر طرح و ایده پخته و اجرایی شده دارید، مطرح کنید» و تقریبا طرحها و ایدهها نیز بهگونهای زیرسؤال رفتند. درکل مواجهه دبیر شورای انقلاب فرهنگی با مباحث مطرحشده از جانب فعالان فرهنگی مواجهه مثبتی نبود.
بهتر بود دبیر شورا به جای رد صحبتها و نظرات افراد، از آنها بخواهند دلایل و مستنداتشان را ارائه کنند تا بررسی شود یا دلایل و مستندات خود مبنی بر رد مسائل را بیان میکرد. همچنین میشد از مجری برنامه درخواست شود صحبتها، نظرات و ایدهها گردآوری و در فرصت مناسبتر با حضور تعدادی از نمایندگان فتا به بررسی گذاشته شود. این برخورد از جانب رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی با فعالان و دغدغهمندان حوزه فرهنگ سبب سردی و ناامیدی در جمع شد. البته لازم به ذکر است، زمان برنامه نسبت به آنچه رخ داد بسیار محدود بود. بهتر بود مدیریت برنامه بهگونهای پیش میرفت که چند مسئله محدود مطرح شود و جلسه حول محور آنها پیش رود تا حداقل درمورد تعدادی از موضوعات نتیجه گرفته شود.

مصطفی رفیعی
فعال تربیتی، مدیر اندیشکده «راه فردا»
جلسهای که با حضور حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه و فعالان فرهنگی اصفهان برگزار شد فارغ از محتوا، اتفاق خوبی بود؛ چراکه چنین برنامههایی نشان از تغییر رویکرد دوره جدید این شورا دارد. این جلسه که برای بار دوم در این دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد، اتفاق خوبی بود؛ زیرا نشان میدهد دبیر قرارگاه فرهنگی کشور نیروهای مردمی حاضر در میدان جهاد فرهنگی را به رسمیت میشناسد و برای گفتوگو و تعامل با آنها ارزش قائل است.
برگزاری چنین جلساتی تأثیر خوب و مثبتی در عرصه فرهنگی کشور خواهد داشت. اما آنچه در محتوای برنامه رخ داد، کمی دور از انتظار بود. در این جلسه بسیاری از فعالان و دغدغهمندان حوزه فرهنگ به تناسب محل و نوع فعالیتشان، دغدغهها و مشکلاتشان را بیان کردند؛ مشکلاتی که مطمئنا از نزدیک با آنها مواجه شدهاند و آنها را با پوست و گوشت خود لمس کردهاند. بازگویی مسائل و مشکلات حوزه تربیت و فرهنگ از جانب میدانداران این عرصه برای دبیر قرارگاه فرهنگی باید بهعنوان هشدار تلقی شود؛ درصورتیکه بسیاری از مسائل مطرحشده از جانب دبیر قرارگاه انکار شد. درصورتیکه اینیک انتظار معقول است که وقتی دغدغهمندان از تغییرات فرهنگی صحبت میکنند، براساس وظیفه «رصد دائم تغییرات معمولا پنهان فرهنگی» این تغییرات انکار نشود و با صحبت درمورد هوشیاری شورا و رصد دائم این تحولات، خیال نیروهای مردمی بابت هوشیاری قرارگاه فرهنگی راحت شود.
همچنین انتظار میرفت دبیر قرارگاه فرهنگی کشور نسبت به راهحلها و طرحهای پیشنهادی فعالان فرهنگی استقبال بهتری داشته باشد و بازخورد بهتری نشاندهد؛ استقبالی که منجر به ارائه راه ارتباطی مناسب به آنها جهت بررسی راهحلهای عالمانه در زمینه دغدغه آنها شود؛ اما متأسفانه در این باره شاهد یک بازخورد کاملا سرد و ناامیدکننده بودیم. همچنین از چنین جلساتی بهخوبی میتوان برای هدایت صحیح نیروها و تشکلهای مردمی عرصه فرهنگ استفاده کرد؛ درصورتیکه روال جلسه اصلا به این سمتوسو نرفت.
در انتها باید عرض کنم به نظر بنده هرچند روند رو به رشد شورا نسبت به دوره قبلی محسوس بود؛ اما تصویری که از شورای عالی انقلاب فرهنگی در این جلسه به حاضران منتقل شد، تصویر قابل قبولی نبود و وضعیت فعلی شورا با قرارگاه مطلوب در دید حاضران فاصله بسیاری داشت.

فاطمه سادات مرتضوی
فعال و پژوهشگر تعلیم و تربیت
جلسهای که با حضور دکتر خسروپناه و مدیران فعال فرهنگی و تربیتی برگزار شد، جنبههای مثبت و بازخوردهای خاصی به دنبال داشت. شکلگیری چنین حرکتهایی میان فعالان فرهنگی و تربیتی در جهت شبکهسازی و همافزایی یک اتفاق بسیار خوبی است؛ بهخصوص اگر با محور موضوعاتی همچون تقویت بدنه مدارس دولتی یا کنشگری نوجوانان رخ دهد.
برگزاری چنین جلساتی با حضور مسئولان دولتی همچون دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بر اهمیت و وجه تمایز چنین رویدادهایی میافزاید. البته اگر این جلسات با شمای مشخصتری برگزار شود، نتایج بهتری به دنبال خواهد داشت؛ بهطوریکه طرح مسئله، ساختار، مدل و الگوی بهطور کامل معین و مشخص شود.
همچنین اگر مسئولیتسپاری بهصورت فردی و معین در این جلسات انجام شود، سرانجام بهتر و پربارتری خواهد داشت. برای مثال اگر در چنین جلساتی همه مجموعهها حضور داشته باشند و فقط به دنبال بیان نظام مجموعه خود باشند، چه مجموعههای فرهنگی و چه مجموعههای تربیتی و مدارس، در این صورت به مسائل مشترک نمیرسند. این پراکندگی موجب تعارض منافعی میشود که برای برخی افراد این برداشت تلقی میشود که حضور در چنین جلساتی باعث افتخار است یا موجب منصب یا سمت برای آنها میشود که این مسئله اتفاق خوبی به دنبال نخواهد داشت. بهتر است شنونده در چنین جلساتی یک مقام کشوری یا یک مسئول مردمی باشد برای جمعبندی نظام مسائل افراد. لازم به ذکر است، منظور از شنونده کسی است که پاسخدهنده به مطالبات و دغدغههای مردمی باشد؛ اما متأسفانه جلسات اینگونه پیش نمیرود.
همچنین لازم است جلسات دارای تنوع مخاطب و نمایندگان مشخص باشد تا پیگیر مصوبات جلسه باشند. نیاز است جلسات دارای ساختار و اسلوب مشخص باشد؛ بهطوریکه برانگیزاننده افراد در جهت تجمیع نظام مسائلشان باشد و افراد بتوانند با حضور خود همافزایی و همدلی داشته باشند. ثمره جلسه باید در میدان عمل، حل یک مشکل و دغدغهدر جامعه باشد و کار زمینماندهای را بلند کند.



