به گزارش اصفهان زیبا؛ «بهمنظور احیای نقش واقعی مساجد در ترویج فرهنگ دینی و کادرسازی، توانمندسازی و هدایت ظرفیتهای موجود مردمی به سمت اهداف بلند، استقرار ارزشهای دینی و…»؛ این بخشی از متن اساسنامه «ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد کشور» است که رسالت این مجموعه مردمنهاد را مشخص کرده است؛ مجموعهای که در این چندسال گذشته کوشیده تا نقش مهمی در مردمیسازی فرهنگ و هنر مسجدی داشته باشد؛ با اقداماتی از جمله سرود، تئاتر، کارآفرینی، مقابله با آسیبهای اجتماعی، فعالیتهای اثرگذار قرآنی، کمکهای مؤمنانه، ورزش و تشکیل کانونهای تخصصی بانوان.
ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان هم از زمان تشکیل ستاد تاکنون ذیل این مجموعه قرار گرفته و بر اساس ظرفیتهای بومیاش و کلانراهبردهای تعیینشده، به مسائل اجتماعی و فرهنگی شهر و کشور پرداخته است؛ ازجمله تشکیل کانونهای تخصصی خواهران که به کلان موضوعات حوزه زنان پرداخته و به دنبال توانمندسازی و اثرگذاری زنان در حوزه اجتماعی هستند. در همین راستا محمدتقی محمدیان، مدیر سابق ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی و هنری مساجد اصفهان که در هفته اخیر از مسئولیتش تودیع شده، پیش از تودیع به گفتوگو با «اصفهان زیبا» نشست و از چگونگی عملکرد کانونهای تخصصی بانوان استان در دوره مسئولیتش گفت.
فعالیت کانونهای تخصصی خواهران از چه سالی در اصفهان شروع شده است؟
فعالیت کانونهای تخصصی بانوان که از اولویتهای جدی مجموعه کانونهای مساجد بود، از سال 1401 در کل کشور تشکیل شد و در اصفهان هم بر اساس همین رویکرد با عنوان «لشکر فرشتگان» آغاز به کار کرد.
از آن زمان تا الان چند کانون تخصصی بانوان تشکیل شده است؟
از تعداد دوهزار کانونی که در استان فعال هستند، نزدیک به 200 کانون، تخصصی خواهران است. 30کانون پیش از این داشتیم و حدود 170 کانون هم به مناسبت ولادت حضرت معصومه (س) آغاز به کار کردند. البته این آمار متفاوت است با کانونهایی که مدیریت آنها را خواهران به عهده دارند. منظور از کانون تخصصی بانوان، کانونهایی است که مسائل آن، مسائل حوزه زنان است.
تعریف شما از مسائل حوزه زنان چیست؟
مباحث کلانی که با محوریت زنان است؛ مثلاحوزه خانواده و ارتقای آن، کلانپروژههای کشور مثل جوانی جمعیت، زیست عفیفانه و موضوعاتی ازاینقبیل.
پرداختن به این موضوعات بر چه اساسی است؟ الگوی مشخصی برای چنین فعالیتهای فرهنگیاجتماعی وجود دارد یا هر کانون بر اساس صلاحدید خودش عمل میکند؟
اصول این است که برنامههای متمرکز و یکپارچه ملی اولویتهای فرهنگی کشور را معلوم و کانونها بر اساس آن عمل میکنند. در زمینه مسائل بانوان هم سیاستهای کلی و راهبردی در شورای سیاستگذاری کانونهای فرهنگی و هنری مصوب میشود و سپس بر اساس الگوی تعالی دختران، کانونها حرکت میکنند؛ اما از طرفی اینطور نیست که برنامهها ابلاغ شود و کانونها بهصورت یکسانی عملیاتی کنند؛ بلکه هر کانونی بر اساس اقتضائات مسجد و محلهاش حرکت میکند. ممکن است گاهی برنامه یکسانی هم داشته باشند؛ مثل نشستها و رویدادها، گروههای تخصصی نمایش و سرود و…؛ ولی به اقتضای محله، جنس کار فرق میکند. مثلا همین برنامهها در اصفهان یکجور کار میشود و در کاشان یکجور دیگر. از طرفی، رویکرد کانونها هم با همدیگر فرق میکند. برخیشان رویکرد تربیتی دارند، برخی رویدادی هستند، گروهی به فعالیتهای هنری روی میآورد. اینها بستگی به شرایط محله دارد.
چه تعداد از این کانونها عملکرد قابلقبول و مورد توجهی داشتهاند؟
حدود 10 درصد این کانونها در محله خودشان در قله عملکرد هستند و میتوانند جنبه الگویی برای کشور هم داشته باشند.
طبق گفته شما حدودا دو سالی از تشکیل این کانونهای تخصصی میگذرد و زمان زیادی هم نیست که به دنبال خروجی مشخصی از عملکرد آن باشیم. خصوصا که با فعالیتهای فرهنگی و حوزه تربیتی مواجه هستیم. بااینحال به این خاطر که در بعضی محلهها کانونهای تخصصی خواهران داریم و در برخی دیگر نه، شناخت تأثیر عملکرد کانون و فقدان آن راحتتر مشخص میشود. با این حساب خروجی قابل بیانی از تأثیرگذاری کانونهای تخصصی خواهران در محلهها دارید؟
سؤال دقیقی است؛ ولی به نظرم این را باید از وزیر فرهنگ و رئیس سازمان تبلیغات بپرسید که با اعتبارات و بودجهها، چه دستاوردی داشتهاند. مجموعه ما، مجموعه مردم نهادی است که با فعالیتهای خودجوش مردمی پیش میرود و همینکه چنین مجموعهای توانسته نزدیک به دوهزار نفر را در استانی ناظر بر یک هدف مشخصی جمع کند و تأثیرگذار باشد، نکته مهمی است.
اما در خصوص سؤالتان باید بگویم، فرهنگ امری است که لایههای مختلفی دارد و یکی از لایههایش، لایه مستقیم است؛ مثلا در حوزه جمعیت اینکه در گروهی 100 نفر جمعیت داشته باشیم و اینها با فرزندآوری به 130نفر برسند، یک دستاورد مستقیم است.
اما در لایههای غیرمستقیم هم میتوان عمل کرد و این یکی از اهداف ما بوده است؛ مثلا تولید محصولات فرهنگی همچون سرود و نمایش که جنبه ترویجی و تبلیغی دارد یا فعالسازی جامعه کنشگرانی که در این عرصه حضور دارند و خدا را شکر شبکهای سیصدچهارصدنفره از مبلغان جمعیت را فعال کردهایم. حساسسازی مردم هم نکته مهمی است در این راستا. اینکه هرکجا تریبونی پیدا کنیم، توجه مردم را به مسائل این حوزه مثل بحران جمعیت جلب میکنیم. یک راهکار دیگر انبوهسازی محتوا و تولیدات فرهنگی در این عرصه است. میدانید که اگر در حوزهای مثل جمعیت 100 گره وجود دارد، در کنار مسائلی همچون اقتصادی، حقوقی، ناتوانی اجرا و…، 48 مورد آن معرفتی است؛ به طور مثال اینکه خانواده به مفهوم برکت، ایمان قلبی ندارد. به همین خاطر مجموعه کانونها جلسات مختلف تبیینی برگزار میکند و دستاوردهایی هم داشته است. اما در مجموع نسبت به وضعیت مطلوب فاصله زیادی داریم و آن هم به این دلیل است که مجموعه ما، جزئی از یک مجموعه حاکمیتی است و سایر ارگانها هم باید وظایفشان را انجام دهند.
مبنی بر اشارهای که به وظایف سایر ارگانها کردید، در راستای عملیاتیکردن اهدافتان، انتظاری از همکاری سایر ارگانها دارید؟
ببینید، اعتقاد ما این است که انقلابمان، انقلاب مسجد بود و امور باید از این طریق اداره شود. از مجموعه باورهای فکریمان هم اینطور برمیآید که مسجد جایگاه رفیعی دارد و بهعنوان خانه خدا میتوان کارکردهای توحیدی و عبادتی را از آن انتظار داشته باشیم. در نظر ما مسجد پناهگاه مردم است و همه کارکردهای اجتماعی را هم میتوان از آن انتظار داشت. مسجد پایگاه ولایت هم هست و کارکردهای سیاسی را هم برطرف میکند. با چنین عقبهای، جا دارد که سهم ویژه را در منظومه برنامهریزیهای کشور از جنبه حکمرانی، برای آن اختصاص دهیم و برنامهریزان حکمرانی فرهنگی کشور یک بار دیگر به مسجد رجعت کنند و امور فرهنگی را با آن گره بزنند؛ خصوصا که اگرچه ظاهر دینداری مردم تغییر کرده و دشمن هم انواعواقسام ترفندها را اعمال میکند، همچنان در رخدادهایی مثل کمکهای مؤمنانه، اعتکاف، شبهای قدر و… باورمندی مستحکم مردم را شاهد هستیم. پس میتوان به مدلی از زیستفرهنگی مردم رسید که ناظر بر محوریت مسجد، تعریف و بازتولید شود.




