به گزارش اصفهان زیبا؛ هنر گرافیک یکی از موثرترین زبانها در سطح بینالمللی برای هر ملیت و جنسیتی است، زبانی که میتوان به وسیله آن ایدئولوژیها، پیامها و آرمانها را به گوش همگان رساند و با کمک آن میتوان از رشادتها گفت و در طرف مقابل، خباثتها را نشان داد. در روزهایی که فکر و ذکر هر انسان شریفی، حفظ تمامیت عرضی ایران، کمک به جبهه مقاومت و پیروزی بر رژیم منحوس صهیونیستی است، باید آثار هدفمندی خلق شود تا بیشترین تأثیر را در بعد ملی و بینالمللی داشته باشد و این پیام به همگان منتقل شود که چه آرمانهایی ما را به مبارزه واداشته است.
شلیک هوایی در هنر بدون تفکر،ممنوع!
در روزگاری که رسانهها و خبرنگارها مورد هدف صهیونیستها قرار میگیرند، هیچ رسانهای به اندازه پوستر و تصویر که برای همه با هر زبانی قابل درک است، نمیتواند پیام ما را بدون مواجهه با بایکوت و سانسور خبری به همگان در نقاط مختلف زمین برساند. اما بسیار مهم است که بیگدار به آب نزنیم و به خلق آثار هدفمند و تاثیرگذار بپردازیم.
همچنین در روزهایی که رسانهها، روایتگر جنگ و اخبار حوادث تلخی هستند که از گوشه و کنارمان میشنویم و بسیاری از این اخبار، اخباری کذب در راستای اهداف و جنگ روانی دشمن صهیونیست است، به کمک رسانهای 4 ثانیهای، به نام پوستر و یا به مدد خلق آثار بصری روایتگر مانند تصویرسازی، میتوانیم درصدد کمک به جبهه مقاومت، این جنگ روانی را خنثی سازیم، مشروط بر آنکه دقیق، درست و سنجیده عمل کنیم.بنابراین خلق اثر هنری و گرافیکی در این شرایط، کاری حساس و مهم است.
در این رابطه با مجتبی مجلسی، مدرس طراحی گرافیک و دبیر مجمع طراحان آیه انقلاب اسلامی استان اصفهان در اتباط با الزامات کار طراحی و گرافیک در شرایط جنگ و تصویرسازی روایتگر جنگ به گفتوگو میپردازیم.
هنر گرافیک چطور میتواند در خط مقدم روایتسازی در جنگها قرار بگیرد؟
شروع بحرانها همیشه با اخباری است که ممکن است موجب غلبه احساساتمان بر تفکرمان شود. در این شرایط، فکر نمیکنیم و این ضعف بزرگی است. بغض گلویمان را میفشارد و این ما را کرخت و بیحس میکند.
دچار گیجی میشویم و نمیدانیم چه باید بکنیم. حرکاتمان، تولیداتمان و خط محتوایمان غریزی میشود و این ممکن است در شرایط جنگی خطر هم محسوب شود.چون نمیدانیم قرار است چه بگوییم و خط محتواییمان مشخص نیست، شروع میکنیم به شلیک هوایی! بدون هدف و بدون فکر به عواقبش.قدم اول بسیار مهم است.
در قدم اول باید بلافاصله یک دورهمی حضوری داشته باشیم. حرف بزنیم و احساساتمان را بریزیم بیرون! فکر کنیم. عقل جمعی داشته باشیم و با رصد خطوط محتوایی دشمن، یک خط محتوایی برای خودمان ترسیم کنیم. درست است ما متخصص نیستیم و همین عقل جمعی هم ممکن است خطا داشته باشد، اما لااقل تلاشمان را کردهایم.
این دال مرکزی و خط محتوایی میتواند شروع روایت «قصه»هایمان باشد. مشکل این است که بحران ما را به سمت کارهای غریزی پیش میبرد.
شرایط، شرایط جنگی است، اما بیش از هر زمان دیگری قبل از تولید احتیاج داریم به فکر کردن، نگاه به مخاطب متفاوت و مشورت کردن. تولید بیقاعده، بیفکر فقط و فقط خاکریز این جبهۀ مهم جنگ را شلوغ و بینظم میکند.
گرافیستها در یک جنگ رسانهای یا فرهنگی چه نقشی میتوانند ایفا کنند؟ آیا اطلاعرسانی میکنند یا روایتسازند؟
دنیای معاصر برخلاف آنچه معروف است، دنیای اطلاعات، از نوع اخبار نیست.
بیارزشترین عنصر دنیای معاصر ما اطلاعات و اخبار است. در اتفاقات مشابه، دسترسی رسانهها به اخبار و اطلاعات میتوانست آن رسانه را به یک مرجع تأثیرگذار تبدیل کند و برخی اخبار بعد از طی زمانی طولانی به مخاطبش میرسید، اما امروز خبری نیست که بگوییم مخاطب کنجکاو بلافاصله از آن اطلاع نداشته باشد.
دنیای امروز دنیای اخبار و اطلاعات نیست، دنیای «قصه» یا به قول شما روایت است. رسانهای میتواند مرجع تأثیرگذار باشد که «قصه» بهتری را روایت کند. دنیای گرافیک هم اگر بخواهد با این فضا همراهی کند باید در دنیای قصه و روایت باشد، نه در دنیای اخبار و اطلاعات بیارزش.
آیا گرافیست میتواند مثل یک خبرنگار یا مستندساز، شاهد عینی جنگ باشد یا نقشاش متفاوت است؟
اگر خبرنگار، کاربلد باشد فقط راوی خبر نیست. «قصه» میسازد و روایت میکند. دقیقاً مثل آنچه گرافیست باید انجام دهد. فقط ابزارشان و تخصصشان متفاوت است.
در زمان مواجهه با فجایع انسانی و خشونت، آیا باید تصویر را بیپرده نشان داد یا آن را سمبولیک و استعاری کرد؟ به طور کلی طراحان گرافیک چه رویکرد محتوایی در خصوص جریانات اخیر میتوانند داشته باشند؟
بستگی دارد به مخاطب. در شرایطی که ما اکنون و برای اولینبار است داریم تجربه میکنیم و ممکن است کوتاهمدت یا بلندمدت و غیرقابل پیشبینی باشد، باید مخاطب را تفکیک کنیم.
هر تولیدی و هر محتوایی و هر بستر انتشاری برای هر مخاطبی مناسب با این شرایط نیست. از طرفی مخاطبان هم مختلف هستند: مخاطب همراه داخلی، مخاطب خاکستری، فرد معاندی که اصلاً مخاطب ما نیست و انرژی نباید برایش گذاشت، مخاطب خارجی، و غیره.
برخی را باید همراه کرد، برخی را باید امید داد، برخی را باید ناامید کرد، برخی را باید آگاه کرد، برخی را باید ترساند، برخی را نترساند، به برخی باید عمق اتفاقات را ولو وحشتناک باشد، نشانداد و به برخی نباید نشانداد.ما باید برای هر دسته مخاطب یک محور محتوایی داشته باشیم، یک دال مرکزی! حول آن باید محتوا تولید کرد.
برای یک نوع مخاطب باید بیپرده از فجایع انسانی گفت تا همراه شود و به مظلومیت مردم ایران پی ببرد، برای مخاطبی دیگر باید تصویرسازی استعاری کرد تا ترس در جانش رخنه نکند.البته باید این نکته را هم اضافه کرد که در دنیای رسانه، هیچ چیزی محدود و سانسور نمیشود، اما نوع بیان بسیار مهم است.
کرختی و بیحسی مخاطب از دیدن خون و جنازه و کشتار و ویرانی اتفاق خوبی نیست، این را باید مدیریت کنیم.
در مقابل ایجاد تصاویر دروغی که با هوش مصنوعی ساخته میشوند، طراحان گرافیک چه رویکردی میتوانند داشته باشند؟
جذابیت و کارکرد گرافیک، به شوک بصری آن به مخاطب وابسته است.
هوش مصنوعی دنیای بزرگی است که تولید تصویر با آن نازلترین کارکرد آن است و در واقع یک سرگرمی بچهگانه بهحساب میآید و نمیتواند شوک و جذابیتی برای مخاطبی که بارها و بارها خودش تجربه تولید تصویرهایی را با آن داشته و آن را کامل میشناسد، داشته باشد.
حال اگر تولیدات هوش مصنوعی در حد این تصاویر نازل باشد، یک اتفاق بد است و اتفاق بدتر، تولید حرفهایتر و نزدیک به واقعیت با هوش مصنوعی است.مثلاً این چند روز کلی خبر داشتیم – خبر واقعی – که با تصاویر هوش مصنوعی ساخته شد و یک نفر از سر کنجکاوی ابلهانه و بچهگانه منتشر کرده است.
مردم باورش کردند، منتشرش کردند، وایرال شد و بعد هم تکذیب! عکس دروغ بود، اما تشکیک به کل خبر سرایت میکند. از دستگیری خلبان اسراییلی تا انهدام هواپیماها و پهپادهای اسرائیلی تا ویرانیهای تلآویو و عملکرد پدافند.
ما وسط جنگیم و در این شرایط تولید تصویرهای خیالی و نزدیک به واقعیت با هوش مصنوعی، خیانت است و بازی در پازل دشمن. این کنجکاوی ابلهانه و بچهگانه را باید جای دیگری خرج کنند.
دوست دارم امیدبخش باشم
اینکه یک گرافیست و طراح چه چیزی را روایت میکند،بسیار مهم است. چون روایتهاست که معناها را میپروراند و به بلوغ میرساند.
بر همین اساس در گفتوگویی دیگر، اصفهانزیبا به سراغ «فرزانه سادات ملکی»، طراح گرافیک و تصویرگر بانوی اصفهانی رفته و الزامات روایت در طراحیهای هنری را از او جویا شده است.
به نظر شما هدف اصلی تولید اثر گرافیکی در شرایط فعلی چیست؟
هر کدام از این موارد میتواند هدف هر یک از هنرمندان شود؛ همانگونه که در چند روز گذشته شاهد خلق آثار با رویکرد متفاوت از هنرمندان بودیم.
بعضی در آثارشان ایران قوی و حماسه و ایثار و مقاومت را نشان دادند، بعضی افراد هم به سراغ آن روی سکه رفتند، یعنی جنایت و خباثت صهیونیستها و آرمان فتح قدس و نابودی این رژیم سفاک را به نمایش گذاشتند.
بعضی از هنرمندان هم به خلق آثار تایپوگرافی با عبارتهایی که برایمان آشنا هستند مانند شهید وطن روی آوردند. به طور کلی بهتر است بتوانیم آثاری هماهنگ با زبان بینالمللی خلق کنیم تا بازتاب بیشتری در سطح جهان داشته باشد.
به عنوان یک طراح گرافیک رسالت خود را در شرایط فعلی چه چیزی تعریف میکنید؟
به عنوان یک طراح گرافیک دوست داشتم بتوانم در این شرایط، آثاری در قالب پیام انسانی، حیاتی و مقاومتی را به زبان بصری و قابل درک برای افراد مختلف جامعه طراحی و تولید کنم. بیان این رسالت هنری به زبان بصری و هنر میتواند الهامبخش و یا حتی همراه با آگاهی و امید باشد و به روشنگری در جامعه کمک کند.
چه چیزی یک اثر مقاومتی را از بقیه آثار جدا میکند؟
عامل متمایزکننده، عمق احساس هنرمند و مفهومی است که هنرمند به کار میگیرد.
در این صورت، علاوه بر توجه به نمای بیرونی و ظاهری اثر، درک درونی اثر مهم میشود و همین درک درونی اثر میتواند برای مخاطب باعث ماندگاری و تثبیت اثر در ذهن شود و همچنین میتواند حس مقاومت و حس شورانگیز و حماسی دفاع از وطن، شرافت و بیان حق و حقیقت را برای مخاطب نمایان کند.
در واقع باعث بروز و ظهور آرمانهای معنوی در قالب خلق اثر هنری میشود.
تجربه خودتان را از مواجهه اولیه با اتفاقاتی که در ابتدای حوادث اخیر رخ داد،بگویید.
صبح جمعه وقتی از خواب برخواستم و طبق روال موبایلم را چک کردم، ناگهان با بار انبوهی از خبرهای غمانگیز و تلخ روبهرو شدم.
جنایت صهیونیستها را دیدم و بسیار پریشان شدم، ولی بعد از اولین عملیات ایران در برابر این جنایت و برانگیختن حس حماسی و افتخار تصمیم گرفتم با زبان تصویرسازی و در قالب پوستر، پیام و حس درونیام را بیان کنم که پس از باز نشر اثرم در پیامرسانها واکنشهای خوب و دلگرمکنندهای از مخاطبین دریافت کردم.
سپس به مرور و در چند روز گذشته نکات دیگری برایم الهامبخش برای بود، مثل نکات امنیتی و چالش شبکههای اجتماعی و برخی شایعات که همین باعث شد بتوانم پوسترهایی در ارتباط با این حوزهها طراحی کنم.



