به تاریخ جمعه، 16 شهریور 1313 خورشیدی، ساعت سه بعد از ظهر، جمعیتی چند هزار نفری در باغ چهلستون اصفهان گرد هم آمدهاند. این جمعیت آنجا جمع نشده بودند تا یکی از زیباترین کاخهای صفوی را بازدید کنند یا تصویر ستونهای پرصلابت ایوان کاخ را که هر کدام تنه کامل یک اصل چنار کهنسال بوده، بر آب حوض بزرگ باغ چهلستون، به نظاره بنشینند. آنها برای تماشا و تشویق یک رقابت ورزشی، در عرصهای که زمانی جولانگاه قدرت و ابهت پادشاهان صفوی بوده، جمع شدهاند.
در سال 1313 خورشیدی، روزنامه اخگر در ششمین سال انتشارش قرار داشته است. شروع انتشار این روزنامه محلی متعلق به شهر اصفهان، با مدیرمسئولی و سردبیری امیر قلی امینی، مربوط به سال 1307 خورشیدی بوده است. در منابع تاریخی چنین آمده که مجموع نشریاتی که در دوره قاجار در استان اصفهان منتشر میشده، به 57 عنوان میرسیده است. با شروع زمامداری پهلوی اول، مداخلات و نظارت سختگیرانه شهربانی بر مطبوعات و توقیفهای بیپایه و اساس نشریات، عدد 57 نشریه را به 27 عنوان تقلیل داد. روزنامه اخگر از نشریات همان دوره است که با وجود تمام مشکلات و کارشکنیها به حیات خود ادامه داد.
ایام المپیک است. المپیک یا «المپیاد ورزشیم کهنترین و بزرگترین رویداد ورزشی در جهان است که ریشه در مراسمی مذهبی در یونان باستان دارد. اولین حضور ورزشکاران ایرانی در مسابقات المپیک مربوط به سال 1948 میلادی مصادف با 1327 شمسی است؛ یعنی 14 سال پس از این آگهی چاپشده در روزنامه اخگر که خبر از یک مسابقه ورزشی تابستانی در اصفهان را میدهد. مسابقهای که برگزارکنندگانش آن را سرآغازی بر حرفهایشدن ورزش و پرورش ورزشکاران ایرانی برای حضور در میادین رقابت جهانی میانگاشتهاند. اکنون با هم به سال 1313 برویم تا از رویدادی که در باغ چهلستون قرار برگزاری داشته، باخبر شویم:
«من میتوانم مدعی شوم که تا کنون در شهر اصفهان آکتوری بدین زبردستی قدم نگذارده و دیده نشده. حرکات، ژستها، آهنگ صدا، طرز حرکت و رفتار این آکتور ماهر همگی در موقع خود، به جا و متناسب بوده و مخصوصا تغییراتی که در قیافه و از همه مهمتر در آهنگ صدای خود میداد به قدری حیرتآمیز بود که بلاشک اکثر تماشاچیان تا وقتی که پرده از روی کار او برگرفته نمیشد، نمیدانستند این همان “ماروتیان” یا به عبارت دیگر “شرلوک” است که بدین لباس درآمده.»(اخگر 955، 14 تیر 1313)
در تابستان گرم و بی آب سال 1312 خورشیدی که بنا بر گزارش روزنامه اخگر، «اصفهان در بیآبی میسوخته و با وجود قنوات معتبر و رود پربرکت زایندهرودش دستخوش تنگآبی بوده است» همان تابستانی که نمایش تمام آهنگ کیخسرو و سیاوش با نمایشنامهای که باز در گزارش اخگر «یکی از بهترین پی اسهایی که تا به آن زمان به زبان فارسی تهیه شده» معرفی شده است و نمایش آن «شدیدترین احساسات وطنی را در قلب تماشاچی تولید و یکی از پردههای مهم تاریخی این مملکت را در نظر او جلوهگر میسازد.»
«همه روزه عصر که در خیابان حاشیه رودخانه برای تفریح و تفرج میروید، البته میبینید که در وسط رودخانه پهناور زایندهرود، آب باریکی چگونه با طمأنینه و وقار و سکوت میگذرد. همین آب باریک است که باید فرسنگها بلوک کشاورزی را مشروب نماید. از همینجا میتوان فهمید که رعایای بلوک زیردست شهر چه روزگار خرابی خواهند داشت و بر اثر این تنگ آبی بر زارعان در این سال چه خواهد گذشت» (اخگر 857، 15 تیر 1312).
تیرماه گرم سال 1312 خورشیدی است و در اصفهان، نمایش تمام آهنگی «کیخسرو و سیاوش» که متنی اقتباسی است از شاهنامه فردوسی به قلم غلامحسین زیرکزاده، در مکانی تقریبا رو بهروی سی وسه پل، به روی صحنه اجرا رفته است. ساعت شروع نمایش 9 شب است، اما برخی از تماشاگران از حدود هفتونیم بعدازظهر در محل «نمایشگاه» حاضر شدهاند. حکمران محترم اصفهان نیز که افکار تجددخواهانه دارد، در ساعت 8 به جمع تماشاگران پیوسته تا با حضورش از این رویداد فرهنگی نادر در اصفهان، حمایت کند.
در تابستان 1312 خورشیدی، نمایشی برگرفته از اشعار فردوسی، نوشته غلامحسین زیرکزاده و به فرم «تمامآهنگی» در «فضای جنب کافه جهاننما واقع در ابتدای خیابان پهلوی، روبهروی پلهای چهارباغ اصفهان» به روی صحنه اجرا رفت. در ستون پیشین (اصفهان زیبا 13 تیر 1400) به جزئیاتی از پی اس این نمایش که روزنامه اخگر گزارشی اختصاصی دربارهاش منتشر کرده بود، پرداختیم. یک هفته پس از این گزارش، موعد اجرای نمایش فرا رسیده و روزنامه اخگر نیز تحلیلی از آن ارائه داده است. اکنون طبق قرار قبلی، به سفری تاریخی میرویم تا از ورای سال 1400 خورشیدی، همزمان با گزارشگر اخگر، به تماشای نمایش کیخسرو و سیاوش در تابستان 1312 بنشینیم:
«قارئین محترم اخگر، شاید از تلگرافاتی که به نام فردوسی شاعر شهیر ایران از زابلستان تهیه شده و در صفحه اول همین روزنامه چندی پیش درج گردیده، خوب ملتفت شده باشند که مقصود اعلان برای نمایشی است که قریبا داده خواهد شد» (اخگر 808، 19 تیر 1312). پس از نمایش «بیژن و منیژه» که در اردیبهشت 1312 خورشیدی در سالن مدرسه متوسطه صارمیه به روی صحنه اجرا رفت و در یکی از شمارههای همین ستون (اصفهان زیبا، 5 اردیبهشت 1400) به آن پرداختیم، در ابتدای تابستان همان سال، نمایش دیگری برگرفته از اشعار فردوسی، آماده رفتن به روی صحنه میشده است. روزنامه اخگر این بار با رویکردی متفاوت، به معرفی و تبلیغ این نمایش برای خوانندگان پرداخته است. در ادامه پاراگراف بالا، نویسنده چنین توضیح میدهد:
در دو ستون گذشته، به مطلبی در روزنامه اخگر پرداختیم که روند طراحی و امتدادبخشیدن به دو محور اصلی توسعه شهر اصفهان را گزارش داده بود. (اصفهانزیبا،19 و 27 خرداد 1400) این دو محور که در گزارش از آنها با نام خیابان شمالی و جنوبی یاد شده، برای تسهیل عبور و مرور و پیشرفت فضاهای شهری در جهت تعامل سازنده میان شهر و شهروندان احداث شده بود که امروزه خیابانهای مهمی همچون حافظ، چهارباغ خواجو و چهارباغ پایین در واقع میراثدار همان خیابانهای شمالی و جنوبی مورد اشاره در اخگر هستند. اما اتفاق قابل توجه دیگری نیز در این گزارش آمده است. این اتفاق مهم را که نویسنده از آن به عنوان «لایحه سودمند» یاد میکند، میتوان سرآغازی بر نظارت قانونی و تخصصی بر بناهای شهری در سیستم بلدیه اصفهان قلمداد کرد. ابتدا شرح گزارش را بخوانیم:
«جای بسی مسرت است که در سال 1314 بلدیه اصفهان میتواند قدمهای بلندی را در راه عمران و آبادی شهر اصفهان بردارد و اصلاحاتی را که سالیان دراز مورد نظر اصلاح طلبان این شهر بود، در سال جاری انجام بدهد»(اخگر 1040، یکم خرداد 1314). این جملات آغازین مقالهای در روزنامه اخگراست که در اولین روز از خرداد سال 1314 خورشیدی، در ادامه مقالهای که پانزدهم اردیبهشت همان سال نگاشته شده و در ستون پیشین به آن پرداختیم (اصفهان زیبا،19 خرداد 1400)، منتشر شده است. هر دوی این مقالهها، به ظهور افکار اصلاحطلبانه در بلدیه اصفهان و قدمگذاشتن در راه توسعه شهری و پیشرفت فضاهای شهری در جهت تعامل سازنده میان شهر و شهروندان اشاره میکند.
«امسال از حیث پیشرفتهایی که در قسمت اصلاحات لازمه بلدی شهر اصفهان خواهد شد، میتوان گفت یکی از سعادتمندترین سنوات دوره اخیر این شهر تاریخی خواهد بود.» (اخگر 1035، 15 اردیبهشت 1314) این جمله اول سرمقاله اخگر در نیمه اردیبهشت سال 1314 خورشیدی است. مقاله در ابتدا، به اوضاع نابسامان شهر اصفهان در دوران قاجار اشاره میکند که آثار ارزشمند عهد صفوی در معرض نابودی قرار داشته، اما با کوتاهشدن دستدرازیهای قجرها نسبت به بناهای باشکوه صفوی (شناختهشدهترینشان ظلالسطان برادر ناتنی مظفرالدینشاه که سالها والی اصفهان بود و خرابیهای بسیاری به بار آورد که در ستونهای پیشین به آن پرداختهایم) همچنین تأسیس انجمنهای بلدی در شهرها که از دستاوردهای مشروطیت بوده و در سال 1309 شمسی، در دوره پهلوی اول و پس از وقفهای بیست ساله میان تصویب قانون انجمن بلدی و اجرای آن در اصفهان تشکیل شد، کمکم رسیدگی به بافت شهری و شکلگیری محورهای توسعه شهر آغاز شد.