روزهای اخیر روزهای پرحاشیه تأیید صلاحیت و انتخاب وزیران دولت چهاردهم است.
شهروندروزنامهنگار را گروهی از این منظر نگاه میکنند که یکی از انواع روزنامهنگاری است. درواقع، نوعی روزنامهنگاری است در جهان رسانههای عصر جدید که خصوصا در پیوند با فناوریهای نوین شکل گرفته است.
بسیاری از چهرههای برجسته ادبیات داستانی در ایران و جهان کارشان را از دنیای روزنامهنگاری و خبرنویسی و تولید محتوای ستون جراید و مطبوعات شروع کردهاند یا حداقل در بخشی از دوران کاریشان، مدتی در این حرفه مشغول بودهاند.
با شنیدن نام شعر آیینی به یاد شاعر پرآوازه خطه کاشان، محتشم کاشانی میافتیم و قصیدهاش که شهرت جهانی به خود گرفته و پای ثابت کتیبهنگاریهای روزهای عزای اباعبدالله(ع) است …
هجدهم تیرماه، سالروز درگذشت مهدی آذریزدی، قصهنویس نامآشنا و کاردرست، به نام «روز ادبیات کودک و نوجوان» نامگذاری شده است.
به نام خدایی که قلم را آفرید برای رشد انسان نه برای… توضیح این «برای» و آن سهنقطه مقابلش را با چند تجربه از خودم شرح میدهم. لازم است که بگویم این متن هیچ داعیهای ندارد. فقط در خودش یک تلنگر و چند هشدار دارد. همین.
در عرصه ادبیات، منابع کهن تاریخی و ادبی در قالبهای شفاهی و نوشتاری، ازلحاظ ساختاری و محتوایی جایگاه والایی دارند.
سالیان عمر آدمی از دست میرود، یادها فراموشی میگیرند و تن همه ما روزی در گور آرام خواهد گرفت. نگاشتن و چاپ خاطرات و خواندن کتابهای خاطرهنگاری مجالی است برای سفر به سالهای بیبازگشت؛ سالهایی که ماندگاریشان را مرهون گنجایی و یارایی قلم و کاغذ و صنعت نشر هستیم.
سفرنامهنویسی یکی از قالبهای رایج خاطرهنگاری است که در آن نویسنده مشاهدهها و تجربههایش را از سفر با مفاهیم اجتماعی، سیاسی، دینی و آدابورسوم، موقعیت جغرافیایی و حتی آبوهوا با شیوهای منحصر به خود بیان میکند.
نوشتن قصه شهدای مدافع حرم بهخودیخود کار آسانی نیست. بیان رشادتها و دلاوریهای افرادی که در همین دوره و زمانه میزیستهاند و اغلب آدمهایی کاملا معمولی و زمینی بودهاند، آنهم بر اساس پژوهشهایی طولانیمدت که نیاز به دقتی خاص دارد …
سه روز پیش، پرونده سیوپنجمین دوره از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بسته شد و ناشران مستقر در مصلای امام خمینی(ره) بعد از یازده روز تنفس در زیر سقف پرهیاهوی نمایشگاه و گذران روزها با مخاطبان کتابدوست و دیدار و شاید رقابت با همصنفانشان، بار و توشه را بستند و به شهر و دیار و انبار خود بازگشتند.
«علیه تربیت فرزند» کتاب نام آشنای قفسههای بخش روانشناسی کتابفروشیها و کتابخانههاست. زیر نام عنوان نوشته است: «برای فرزندمان باغبان باشیم یا نجار؟». به نویسندگی خانم «آلیسون گوپنیک» و ترجمه «مینا قاجارگر» از نشر «ترجمان».